طبق گزارش سازمانهای حقوق بشری و شاهدان عینی، دهها نفر در اعتراضات روزهای اخیر در سراسر ایران کشته شدهاند. آمار کامل کشتهشدگان خشونتهای پنجشنبه شب پس از اعمال قطعی سراسری اینترنت توسط مقامات، همچنان نامشخص است.
پیش از قطعی ارتباطات، سازمان حقوق بشر در ایران مستقر در نروژ گزارش داد که حداقل ۴۵ معترض بین ۲۸ دسامبر و ۸ ژانویه کشته شدهاند و بیش از ۲۰۰۰ نفر دستگیر شدهاند.
اعتراضات اخیر در ایران
این ارقام احتمالاً پس از اعتراضات گستردهای که روز پنجشنبه آغاز شد و گزارشهایی مبنی بر ادامه ناآرامیها در عصر جمعه افزایش خواهد یافت. با این حال، تأیید اطلاعات بسیار دشوار شده است زیرا تصاویر و شهادتها از داخل ایران به دلیل قطعی دیجیتال ناپدید شدهاند.
روز پنجشنبه، پلتفرمهای رسانههای اجتماعی ویدئویی را منتشر کردند که حداقل هفت جسد را نشان میداد که روی زمین در جایی که به نظر میرسید یک پارکینگ زیرزمینی باشد، افتاده بودند.
این ویدئو بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نبود، اما شخصی که آن را منتشر کرده بود ادعا کرد که در منطقه فردیس در نزدیکی کرج، غرب تهران فیلمبرداری شده است و ادعا کرد که قربانیان با گلولههای جنگی کشته شدهاند.

هشدارهای صریح از سوی رهبری و نهادهای امنیتی
علی خامنهای، رهبر ایران، روز جمعه، یک روز پس از آغاز اعتراضات گسترده، در یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به مردم ایران، معترضان را خرابکار» خواند و قول داد که در مواجهه با ناآرامیها عقبنشینی نخواهد کرد.
پس از این، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران بیانیهای صادر کرد و هشدار داد که نیروهای امنیتی و قوه قضائیه هیچ گونه نرمشی نسبت به «خرابکاران» نشان نخواهند داد.
پلیس ایران و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران نیز بیانیههایی صادر کردند و اعتراضات را «توطئه مشترک» اسرائیل و ایالات متحده برای بیثبات کردن ایران توصیف کردند و قول انتقام دادند.
این بیانیهها نگرانیهای گستردهای را در میان فعالان و سازمانهای حقوق بشری در مورد آمادهسازی برای سرکوب خشونتآمیزتر ایجاد کرده است.

طبقهبندی مجدد قربانیان
مقامات ایرانی علاوه بر استفاده از زور، در چندین مورد تلاش کردهاند معترضان کشته شده را به عنوان حامیان دولت یا قربانیان خشونت اعتراضی طبقهبندی کنند، الگویی که در موجهای قبلی اعتراضات تکرار شده است.
از جمله این موارد، امیر حسام خدایاری، ۲۲ ساله، بود که در ۳۱ دسامبر در کوهدشت، استان لرستان، توسط نیروهای امنیتی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سپس در بیمارستانی در خرمآباد درگذشت.
اطلاعات کمی در مورد تحصیلات یا شغل او وجود دارد، اما خانوادهاش به عنوان کردهای طبقه کارگر متعلق به آیین یارسانی، یک اقلیت مذهبی در ایران، توصیف میشوند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیانیهای صادر کرد و ادعا کرد که خدایاری عضو شبهنظامیان بسیج، وفادار به رژیم و “مدافع امنیت” بوده است، ادعایی که توسط رسانههای دولتی نیز تکرار شد. مقامات دولتی نیز از خانواده او بازدید کردند.
با این حال، این روایت توسط خانوادهاش رد شد و آنها وابستگی او به بسیج را انکار کردند. در یک ویدیوی منتشر شده گسترده، پدرش خطاب به عزاداران گفت که پسرش معترض بوده است.
ویدیوهای دیگر نشان میدهد که جمعیت عزاداران، علیرغم تلاشهای مقامات برای کنترل روند مراسم، نیروهای امنیتی را در طول مراسم تشییع جنازه او مجبور به عقبنشینی میکنند. اعضای خانواده و فعالان گفتند که آنها تحت فشار قرار گرفتهاند تا روایت رسمی، از جمله تهدید به عدم تحویل جسد و پیشنهاد غرامت مالی را بپذیرند.
الگوی مشابهی در جریان اعتراضات “زنان، زندگی، آزادی” در سال ۲۰۲۲ مشاهده شد، از جمله پرونده حمیدرضا روحی که در ابتدا رسماً پس از مرگش به عنوان عضوی از بسیج معرفی شد.
آیا آمار تلفات بیشتر است؟
در حادثه اخیر دیگر، شایان اسداللهی، ۲۸ ساله، در ازنا، استان لرستان، کشته شد، مقامات جسد او را به مدت پنج روز نگه داشتند و خانوادهاش را تحت فشار قرار دادند تا ادعا کنند که او عضو بسیج بوده یا در یک تصادف رانندگی جان باخته است.
او سرانجام بیسروصدا در روستایی دورافتاده به نام ده حاجی به خاک سپرده شد.
اسداللهی آرایشگر بود و تنها نانآور مادر و خواهرش پس از مرگ پدرش در یک تصادف در سال گذشته. دوستانش او را به عنوان یک هوادار پرشور باشگاه فوتبال پرسپولیس ایران توصیف کردند.
او مانند بسیاری از جوانان ایرانی، در اینستاگرام فعال بود و در آنجا عکسهایی از کار، زندگی روزمره و اشتیاقش به فوتبال منتشر میکرد، قبل از اینکه حساب کاربریاش پس از مرگش غیرفعال شود.
احتمالاً داستانهایی که تاکنون منتشر شدهاند تنها بخش کوچکی از آنچه واقعاً اتفاق افتاده است را نشان میدهند و انتظار میرود پس از برقراری کامل اینترنت در ایران، شهادتهای بیشتری منتشر شود.