ایران در حال تجربه یک شکاف عمیق تاریخی است که دو تصویر متضاد از کشور را پس از ترور علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، و چندین مقام ارشد نظامی و امنیتی آشکار میکند.
شبها، مردم ایران به خیابانها آمدند، رقصیدند، جشن گرفتند و اشک شوق ریختند، با این باور که مرگ خامنهای ممکن است آغاز پایان رژیم آخوندی و انزوای کشور از غرب باشد.
همچنین بخوانید: پس از مرگ خامنهای، چه کسی رهبر جدید ایران خواهد بود؟

ایران پس از خامنهای
روزها، تصویری کاملاً متفاوت پدیدار شد: جمعیت سیاهپوش در تهران و اصفهان، شعارهای انتقام سر میدادند و برای «رهبر مقدس» سوگواری میکردند.
حدس زدن اینکه کدام اردوگاه قدرت نظامی واقعی را در داخل کشور در دست دارد، دشوار نیست. با این حال، سوال دشوارتر این است که آیا رژیم متوجه است که ادامه رویکرد سختگیرانهاش در نهایت میتواند منجر به فروپاشی هرج و مرج شود یا خیر.
تاکنون هیچ نشانهای از شکاف در دستگاه امنیتی وجود ندارد. فرهنگ «مقاومت» عمیقاً در اندیشه شیعه و ایدئولوژی رژیم ایران ریشه دوانده است. با این وجود، تصور توانایی رژیم برای مقاومت در برابر این فرسایش فزاینده دشوار به نظر میرسد. فهرست تلفات در میان رهبران به طور قابل توجهی در حال افزایش است.
علاوه بر رهبر معظم انقلاب، افراد زیر نیز کشته شدند: سرلشکر شهید رضائیان، رئیس سازمان اطلاعات نیروی انتظامی؛ سپهبد سید عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح؛ سرلشکر محمد پاکپور، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ دریادار علی شمخانی، مشاور رهبر معظم انقلاب؛ و سپهبد نصیرزاده، وزیر دفاع. برخی از این افراد تنها چند ماه قبل، پس از موج قبلی ترورها در جریان حمله اسرائیل به ایران در ژوئن سال گذشته، سمتهای خود را به دست گرفته بودند.
در همین حال، ذخایر سلاح و موشکاندازهای ایران تحت فشار فزایندهای قرار دارند. علیرغم توجیهات ایران، به نظر میرسد آسیب وارده به روابط تهران با کشورهای خلیج فارس از خسارات مادی ناشی از حملات به پایگاههای آمریکایی بیشتر است.
موضوعات مرتبط: برکناری مدیر تلویزیونی پس از شعار جنجالی علیه خامنهای

معضل ایران را درک کنند
شورای راهبردی روابط خارجی ایران از کشورهای خلیج فارس خواست تا «معضل ایران را درک کنند» و استدلال کرد که کشورهای منطقه که به دنبال ترغیب دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، برای اولویت دادن به دیپلماسی بودند، اکنون باید متوجه شوند که وعدههای او قابل اعتماد نیست و خواستار «وحدت در مواجهه با رژیم متجاوز» شد.
اما انور قرقاش، دیپلمات برجسته اماراتی، در پاسخ گفت که اقدامات ایران به نفع ایالات متحده است. او نوشت: «تجاوز ایران به کشورهای خلیج فارس به هدف خود نرسیده و ایران را در لحظهای حساس منزوی کرده است» و افزود که جنگ تهران با همسایگانش نیست و این تشدید تنش، این روایت را تقویت میکند که ایران منبع اصلی خطر در منطقه و برنامه موشکی آن منبع دائمی بیثباتی است.
موضوعات مهم: غیبت خامنهای در مراسم انقلاب.. هشدار نظامی به آمریکا
در داخل کشور، چهرههای برجسته اصلاحطلب مانند آذر منصوری اذعان کردند که پس از سرکوب ژانویه و دستگیری هزاران منتقد، بحثی در داخل ایران در مورد عقلانیت مداخله خارجی وجود دارد. با این حال، رد ایده تعیین آینده ایران از طریق مداخله آمریکا همچنان گسترده است. یکی از گروههای مخالف اصلاحطلب نسبت به «مداخله بشردوستانه» هشدار داد و استدلال کرد که «بمبها و موشکهای خارجی پیامآور دموکراسی نیستند، بلکه بذر ویرانی و وابستگی هستند.»
در مورد احتمال بازگشت رضا پهلوی، بازگشت زودهنگام او میتواند او را در مرکز یک جنگ داخلی بالقوه قرار دهد. رضا نصری، وکیل نزدیک به وزارت امور خارجه، تصویری به شدت قطبی ترسیم کرد و گفت که کشور بین یک پروژه ژئوپلیتیکی قرار دارد که به دنبال تضعیف ایران و تبدیل آن به کشوری فرسوده و مطیع اسرائیل و آمریکا از طریق یک «کودتای عروسکی» است، و یک جنبش ملی که – علیرغم مشکلات داخلی خود – به دنبال جلوگیری از واگذاری سرنوشت کشور به قدرتهای خارجی و حفظ استقلال و عزت ملی است.