به نظر میرسد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در حال احیای گزینه اقدام نظامی علیه ایران است، که ناشی از موج بیسابقهای از اعتراضات داخلی و به دنبال آن سرکوب خشونتآمیزی است که سوالات جدی در مورد توانایی رژیم ایران برای بقا ایجاد کرده است.
با توجه به این تحولات، ایده حمله برای آزمایش شکنندگی رژیم در واشنگتن مطرح شده است.

تردید واشنگتن در برابر تهران
تحرکات نظامی قابل توجه ایالات متحده در منطقه خلیج فارس این تصور را تقویت کرده است و نشان میدهد که کاخ سفید به طور جدی استفاده از زور را در نظر دارد.
با این حال، موضع خود ترامپ متناقض به نظر میرسد و بین تشدید و کاهش تنش در نوسان است.
در آغاز اعتراضات، ترامپ از تظاهرکنندگان خواست تا به اقدامات خود ادامه دهند و اظهار داشت که “کمک در راه است” و تهدید کرد که اگر رژیم به تیراندازی به معترضان متوسل شود، پاسخ شدیدی خواهد گرفت.
اما این لفاظی به سرعت نرمتر شد. ترامپ در مصاحبهای با “سي پي إس”، خطوط قرمز خود را دوباره تعریف کرد و آنها را به اعدام معترضان محدود کرد و به نظر نمیرسید که اشتیاق کمتری برای درگیری مستقیم با رهبری مذهبی در تهران داشته باشد.
در یک کنفرانس مطبوعاتی بعدی در دفتر بیضی شکل، ترامپ حتی پا را فراتر گذاشت و ادعا کرد که رژیم ایران دیگر معترضان را نمیکشد و قصد اعدام ندارد.
او همچنین از تأیید رضا پهلوی، پسر شاه مخلوع، به عنوان جایگزین بالقوه جمهوری اسلامی خودداری کرد. در همین حال، دادهها نشان میدهد که شتاب اعتراضات زیر بار سرکوب در حال کاهش است.

قمار برای تغییر از درون
ناظران معتقدند که بحثبرانگیزترین سناریو برای تغییر رژیم در ایران، شامل تصرف قدرت توسط ارتش منظم به قیمت تضعیف رهبری مذهبی و سپاه پاسداران است.
با این حال، شاخصهای موجود جدایی آشکاری بین ارتش و بقیه نهادهای رژیم نشان نمیدهند و هرگونه اقدامی از این دست میتواند در را به روی هرج و مرج گسترده باز کند.
به ویژه، سپاه پاسداران از نفوذ اقتصادی و امنیتی گستردهای برخوردار است که در صورت بروز درگیری داخلی، قدرت تعیینکنندهای به آن میدهد.
سوال اساسی همچنان باقی است: هدف از حمله به ایران در این مرحله چیست؟
با وجود خصومت عمیق با رژیم ایران، سقوط این کشور به هرج و مرج، منطقه یا جهان را امنتر نخواهد کرد.
حملهای بدون استراتژی؟
یک رژه نظامی ممکن است تأثیر نمادین داشته باشد، اما تلاش برای سرنگونی یک رژیم بدون عواقب مشخص، خطرات جدی را به همراه دارد.
از سوی دیگر، یک حمله تنبیهی محدود، اعتقادات یا رفتار تهران را تغییر نخواهد داد؛ بلکه ممکن است مواد تبلیغاتی را برای جلب حمایت داخلی و توجیه سرکوب بیشتر فراهم کند.
هر حملهای همچنین میتواند در را برای تشدید تنشها و احتمالاً دخالت گستردهتر آمریکا در منطقهای که واشنگتن ادعا میکند به دنبال کاهش دخالت خود است، باز کند.
در غیاب دستاوردهای ملموس یا یک دیدگاه سیاسی روشن، گزینه نظامی بیشتر شبیه یک قمار پرهزینه به نظر میرسد تا یک اقدام سنجیده.
در حالی که دولت ترامپ تمایل خود را برای نمایش قدرت هر از گاهی پنهان نکرده است، اما همچنین از انجام عملیات نظامی طولانی مدت بیزاری نشان داده است. در این زمینه، این سوال همچنان باقی است: آیا حمله جدید به ایران ارزش خطرات آن را دارد یا هزینه آن بسیار بیشتر از هرگونه دستاورد بالقوه خواهد بود؟