ایرانیانی که در تبعید زندگی میکنند میگویند سرکوب خونین جاری در داخل ایران، خانوادههای کمی را از گزند آن در امان گذاشته است، موج بیسابقهای از قتلها توسط نیروهای امنیتی در بحبوحه قطعی سراسری ارتباطات را توصیف میکنند.
به گزارش تلویزیون ایران اینترنشنال، برای الکس، یک ایرانی ساکن تگزاس، خشونت دیگر فقط اخباری نیست که او از دور دنبال میکند.
قتلهای گسترده در ایران
پسرعمویش، مهدی، روز جمعه، 9 ژانویه، در شهر کرمانشاه در غرب ایران، پس از شرکت در اعتراضات گستردهای که پس از فراخوان رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی، برای قیام ایرانیان آغاز شد، کشته شد.
ایران اینترنشنال برای محافظت از بستگان الکس در داخل ایران، نام کامل خانوادگی او را فاش نمیکند.
الکس با نقل آنچه عمهاش به او گفته بود، گفت: «نیروهای بسیج به سر و شکم او شلیک کردند. آنها او را مثل سگ دنبال کردند.»
بعداً، مقامات ایرانی سرویس اینترنت را در بیشتر کشور قطع کردند و ساکنان را از دنیای خارج جدا کردند و هزاران خانواده را از اطلاع از سرنوشت عزیزانشان محروم کردند.
الکس تنها چند روز بعد، به ویژه بعد از ظهر چهارشنبه، زمانی که خطوط تلفن ثابت در طول قطعی ارتباطات برای مدت کوتاهی دوباره برقرار شد، از آنچه برای پسرعمویش اتفاق افتاده بود، مطلع شد.
او میگوید ارتباط ضعیف بود و مدام قطع میشد، اما میتوانست صدای جیغ و ناله عمهاش را بشنود.
او گفت: “من فقط حدود سه دقیقه از تماس را دریافت کردم. تنها چیزی که شنیدم جیغ عمهام بود که میگفت مهدی کشته شده است.”
مهدی ۳۲ ساله بود. الکس گفت عمهاش بعداً پس از روزها جستجو توانست جسد او را در یک مرکز پزشکی قانونی شناسایی کند و توضیح داد که او را فقط از روی موهایش شناخته است.
الکس گفت: “صورتش کاملاً از شکل افتاده و غیرقابل تشخیص بود”، و او افزود که مقامات اکنون در ازای تحویل جسد مهدی از خانواده پول میخواهند.
الکس از تگزاس گفت که احساس پوچی میکند و قادر به زندگی عادی نیست، اما معتقد است که صحبت کردن تنها راه برای گرامیداشت یاد پسرعمویش و شکستن سکوت تحمیل شده توسط قطعی ارتباطات است.
او افزود: “او رویای یک ایران آزاد و شاه رضا پهلوی را در سر میپروراند.”

ترس و درماندگی
در کانادا، غزل شکری، ایرانی-کانادایی، از احساس مشابه ترس و درماندگی خود در انتظار هرگونه تماس شکننده با خانوادهاش در داخل ایران سخن گفت.
او گفت که از زمان تشدید خشونت، صدای مادرش را فقط برای چند ثانیه و صدای خواهرش را فقط برای چند دقیقه شنیده است.
شکری افزود که مقیاس قتلها در تاریخ مدرن ایران بیسابقه است و هشدار داد که تقریباً هر خانواده اکنون حداقل یک نفر را میشناسد که در جریان سرکوب کشته شده است.
او نه تنها نگرانی فزایندهای در مورد تخریب فیزیکی، بلکه در مورد اثرات روانی بلندمدت بر جامعه ایران، از جمله آسیبهای روحی، افسردگی و فروپاشی اجتماعی ابراز کرد.
او گفت: “اکنون، هر خانواده در ایران چندین نفر را میشناسد که کشته شدهاند”، و افزود: “صادقانه بگویم، صحبت در مورد این آسان نیست. ما به عنوان انسان برای تحمل چنین واقعیتی آفریده نشدهایم”.
سبحان نوفر، یکی دیگر از ایرانیان تبعیدی، گفت که قطع کامل ارتباطات، فضای ترس را در میان ایرانیان خارج از کشور تشدید کرده است، و افزود: “این سکوت وحشتناک است”.
او توضیح داد که قطع ارتباط با افراد داخل ایران، بسیاری از افراد خارج از کشور را بیخواب کرده، نگران سرنوشت خانوادههایشان هستند و هر اطلاعاتی که به آنها میرسد، مانند مدرکی دیگر از یک قتل عام مداوم است.
هدیه، روزنامهنگار ساکن واشنگتن، گفت که نه تنها نگران سلامت والدین و خانواده شوهرش است، بلکه نگران شرایط زندگی آنها نیز هست، زیرا آنها به شدت به کمکهای مالی ارسال شده از طریق دوستان و بستگانشان وابسته هستند.
با قطع اینترنت، ارسال پول غیرممکن شده و نگرانیهای او در مورد توانایی والدین مسنش برای تأمین نیازهایشان با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی در ایران افزایش یافته است.
ایران اینترنشنال گزارش داد که حداقل ۱۲۰۰۰ نفر تنها در دو روز پس از آغاز آنچه که تحلیلگران آن را خشونتآمیزترین سرکوب توسط دولت در تاریخ ايران توصیف کردهاند، توسط نیروهای امنیتی کشته شدهاند.
سایر تخمینها نشان میدهد که با توجه به قطع مداوم ارتباطات و دشواری تأیید اطلاعات، این تعداد میتواند بسیار بیشتر باشد.

درخواستها برای اقدام آمریکا افزایش مییابد
این شهادتها در زمانی منتشر میشوند که درخواستها از داخل ایران و در میان جوامع ایرانی خارج از کشور برای اقدام نظامی ایالات متحده، از جمله حملات هدفمند علیه دستگاه امنیتی و سرکوبگر ايران، رو به افزایش است.
برای ایرانیان تبعیدی مانند الکس، غزل و سبحان، این بحث دیگر نظری یا انتزاعی سیاسی نیست؛ اکنون به نامها و چهرههای افرادی که میشناسند و به ترس فزاینده از اینکه به زودی خانوادههای بیشتری به لیست عزاداران اضافه خواهند شد، مرتبط است.
نوفر گفت: “هر خبر، ویدیو یا عکسی که از ایران منتشر میشود، مانند مدرک جدیدی از یک حمام خون است”.
او افزود: “من بسیار میترسم، عمیقاً میترسم، اما به خودم اجازه نمیدهم که کاملاً از هم بپاشم زیرا واقعاً معتقدم که مردم ایران بزرگتر از این رژیم تروریستی هستند”.
با توجه به اینکه ایران تا حد زیادی از جهان خارج منزوی شده است، آنها میگویند که صحبت کردن یکی از معدود راههای باقی مانده برای اطمینان از این است که کشتهشدگان به آمار صرف تبدیل نشوند.