اطلاعات به دست آمده توسط ایران اینترنشنال نشان میدهد که عباس رسولیفر، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران که پیش از این در کنار نیروهای وفادار به رژیم بشار اسد در سوریه جنگیده بود، رهبری نیروهای سرکوبگر اعتراضات در شهر شهریار را در جریان موج تظاهراتی که در دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ ایران را فرا گرفت، بر عهده داشته است.
طبق این اطلاعات، رسولیفر در سرکوب معترضان شرکت داشته و بر گروههای مستقر در مناطق مختلف شهریار نظارت داشته است. روایتهای شاهدان عینی و منابع محلی، شباهتهایی را بین روشهای عملیاتی به کار گرفته شده در این شهر و برخی از تاکتیکهای جنگ شهری مورد استفاده در سوریه نشان میدهد.
بخشهایی از این تحقیق بر اساس شهادت شاهدان عینی و منابع محلی است. همه ادعاها به منابع مربوطه نسبت داده شده و انتشار آنها به منزله تأیید مستقل نیست.
سرکوب سازمانیافته در حومه تهران
اعتراضات زمستانی ۲۰۲۵-۲۰۲۶ با اعتصاب مغازهداران در تهران در هفته آخر دسامبر آغاز شد و سپس به سرعت به سایر شهرهای اطراف پایتخت و بیشتر استان تهران گسترش یافت.
این منطقه با تراکم بالای جمعیت مشخص میشود، زیرا تعداد زیادی مهاجر را در خود جای داده و طبق سرشماری سال ۲۰۱۶، تقریباً ۳۴٪ از جمعیت استان تهران را در خود جای داده است.
به دنبال فراخوان ولیعهد سابق ایران، رضا پهلوی، اعتراضات در ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۱۶ به اوج خود رسید و همزمان با تشدید سرکوب، طبق روایتها و شهادتها، به موجی گسترده و خونین تبدیل شد.

امامزاده اسماعیل: نقطه شروع سرکوب
در شهریار، نقشههای مستند از مکانهای سرکوب، از جمله بلوار انقلاب، خیابان ولی عصر، تقاطع اطلاعات و منطقه روبروی فروشگاه کفش ملی، نشان میدهد که منطقه اطراف امامزاده اسماعیل یکی از مراکز اصلی تجمع و راه اندازی نیروهای سرکوبگر بوده است.
در دوران تصدی ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور فقید ایران، این مکان مذهبی میزبان رویدادهایی مربوط به به اصطلاح مدافعان حرم بود و رئیسی در چندین مورد از آنها شرکت کرد.
ردیابی افراد مرتبط با این مکان منجر به ظهور نام عباس رسولیفر شد که پسرش، عضو بسیج، در سال ۲۰۲۱ کشته شد.
طبق تحقیقات، رسولیفر در ژانویه ۲۰۲۶ فرماندهی گروههایی از پلیس ضد شورش را در شهریار بر عهده داشت و گزارشها نشان میدهد که او از سلاح گرم علیه معترضان استفاده کرده است.
اطلاعات نشان میدهد که نیروهای تحت فرماندهی او از یک پایگاه بسیج متعلق به حوزه علمیه ۸ روحالله، واقع در نزدیکی امامزاده اسماعیل، قبل از اعزام به نقاط مختلف شهر، فعالیت میکردند.
این پایگاه در یک منطقه مسکونی پشت این مکان مذهبی و در مجاورت دبیرستان پسرانه خمینی واقع شده است. تصاویر ماهوارهای مکانی نامشخص را نشان میدهد که طبق گزارشها برای تجمع و تجهیز نیروها قبل از اعزام استفاده میشد.
از بسیج تا سوریه
عباس رسولیفر در سال ۱۹۶۳ متولد شد و خانوادهاش نزدیک به یک قرن است که در شهریار مستقر هستند. طبق سوابق منتشر شده، او در سال ۱۹۷۹ به بسیج و در سال ۱۹۸۴ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) پیوست و به لشکر دهم سید الشهدا (ع) پیوست.
در طول جنگ ایران و عراق، او در کنار قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس، در عملیاتهای طریق القدس، بیت المقدس و نصر ۴ شرکت کرد.
روزنامه جوان ایران نیز حضور او در سوریه در سال ۲۰۱۷ را با نیروهایی که خود را مدافعان حرم مینامیدند، تأیید کرد.
در آن زمان، نیروی قدس و نیروهای متحد در کنار رژیم بشار اسد در چندین جبهه سوریه، از جمله دیرالزور، المیادین و البوکمال، میجنگیدند، در حالی که داعش به فعالیت خود در بخشهایی از شرق حلب ادامه میداد.
طبق تحقیقات، این نشان میدهد که رسولی فر در تشکلهای نظامی که در عملیاتهای جنگی شهری شرکت داشتند، تجربه داشته است.
تاکتیکهای جنگ شهری در کمربندی تهران
بررسی روشهای سرکوب در شهریار و سایر شهرهای استان تهران، شباهتهایی را با تاکتیکهای جنگ شهری در سوریه، به ویژه در دو حوزه کلیدی، نشان میدهد:
دوم، اختصاص هر منطقه به یک واحد خاص مسئول کنترل آن، به جای توزیع مسئولیت بین واحدهای مختلف.
تحقیقات نشان میدهد که تجربه نظامی رسولیفر در خارج از ایران، همراه با نقش او در سازماندهی گروههای عملیاتی، ممکن است شباهتهای بین تاکتیکهای مورد استفاده در شهریار و برخی از روشهای جنگ شهری به کار رفته در سوریه را توضیح دهد.
نام او همچنین در روایتهای مربوط به سرکوب اعتراضات در داخل ایران، از جمله اعتراضات قزوین در سال ۱۹۹۴، اعتراضات اسلامشهر در سال ۱۹۹۵، اعتراضات شهریار در سال ۲۰۰۹ و اعتراضات نوامبر ۲۰۱۹ در این شهر، مطرح شده است.
برخی از شاهدان همچنین مسئولیت قتل نادر مومنی در جریان سرکوب اعتراضات در شهریار در سال ۲۰۱۹ را به او نسبت دادهاند.
الگوی واحد سرکوب اعتراضات
اطلاعات جمعآوریشده توسط تحقیقات نشان میدهد که سرکوبها در چندین شهر استان تهران از الگوی مشابهی پیروی کردهاند، که طبق گزارشها، هماهنگی قبلی به جای تصمیمات پراکنده و میدانی بوده است.
اسلامشهر
در ۷ ژانویه ۲۰۲۶، همزمان با شروع اعتصاب، پلیس و واحدهای کنترل شورش، محلههای زرافشان و باغ فیض را در حالت آمادهباش قرار دادند.
روز بعد، همزمان با حرکت معترضان به سمت جاده ساوه، خودروهای پلیس از منور استفاده کردند که به گفته شاهدان به شناسایی محل تجمعات و انتقال اطلاعات به سایر واحدها کمک کرد.
در همان شب، شاهدان گزارش دادند که از پشت بام مسجد جامع و منطقه میدان خمینی در وانان مهمات جنگی شلیک شده است، گزارشهایی که بعداً با استفاده از اماکن مذهبی به عنوان مواضع تیراندازی تأیید شد.
رباط کریم و پرند
در ۸ ژانویه، شاهدان گزارش دادند که مردان مسلح در داخل مساجد و پایگاههای شهر پرند به سمت معترضان شلیک میکنند. برخی گفتند که افراد مسلح به زبان عربی صحبت میکردند و متعلق به نیروهای بسیج مردمی عراق بودند.
در ۸ و ۹ ژانویه، شاهدان گزارش دادند که نیروهای امنیتی با یک عقبنشینی ظاهری، معترضان را به سمت کلانتری شماره ۱۸ هل دادند و سپس با مهمات جنگی آتش گشودند که طبق گزارشها منجر به تلفات جانی شد.
پاکدشت
در ۸ ژانویه، نیروهای دولتی از یک خودروی زرهی و سلاحهای سنگین برای متفرق کردن معترضان در خیابانهای مامازند و علامه استفاده کردند.
درگیریها روز بعد نیز ادامه یافت و گزارشهایی از تیراندازی سنگین و استفاده از مسلسل توسط نیروهای بسیج منتشر شد.
قرچک
عصر ۸ ژانویه، برق در حوالی میدان کلانتری قطع شد و همزمان با شروع تیراندازی از داخل ایستگاه، تیراندازی آغاز شد.
در تاریکی، گزارشهای محلی از حضور تک تیراندازانی خبر میدهند که در پشت بام و کف ساختمان رستوران سنتنیال مستقر شده و معترضان را در میدان خمینی هدف قرار دادهاند. برآوردهای محلی حاکی از دهها کشته است.
ورامین
در ۹ ژانویه، خودروهای مجهز به بلندگو شعار «حیدر، حیدر» را با صدای بلند در حوالی ایستگاه قطار ورامین پخش کردند که به گفته شاهدان محلی، همزمان با استفاده از گاز اشکآور و مهمات جنگی بود.
شهر قدس
در ۸ ژانویه، قطع اینترنت و برق با استقرار تک تیراندازان در چندین مکان، از جمله پشت بام مجتمع تجاری میلاد، میدان سرقنات و منطقه اطراف ساختمان فرمانداری همزمان شد.
شاهدان همچنین از دخالت نیروهای شبه نظامی، که برخی از آنها خود را اعضای نیروهای بسیج مردمی معرفی میکردند، در تیراندازی به معترضان خبر دادند.
گزارشهای محلی حاکی از دهها مورد مرگ، از جمله ایلیا قدسی بود که پس از اصابت گلوله به سر درگذشت.
از تیراندازی تا ترور فراقضایی
در پردیس و بومهن، روایتها تاکتیکهایی را توصیف میکنند که فراتر از پراکنده کردن و تیراندازی به تجمعات بود، از جمله آنچه شاهدان آن را قتل و حمله به معترضان در مکانهای دورافتاده توصیف کردند.
از جمله مواردی که در تحقیقات مستند شده است، روایت دستگیری محمدرضا مرادقلی ۱۹ ساله در شامگاه ۸ ژانویه است. طبق این روایت، او به وسیله نقلیهای متعلق به نیروهای امنیتی منتقل شد و بعداً پس از بریدن یکی از شریانهایش کشته شد.
در حادثه دیگری، روایتی بیان میکند که نیروهای دولتی تلفن یک مرد جوان را در ورودی پردیس و در منطقه بومهن بازرسی کردند و عکسی از رضا پهلوی پیدا کردند. سپس او را دستگیر کردند، مورد ضرب و شتم قرار دادند، مجبورش کردند دو قرص ببلعد و نیمهشب او را در خیابان رها کردند.
شهادتها همچنین شعارهای مکرر «حیدر، حیدر» را در حالی که با باتوم مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند، مورد اصابت گلوله قرار میگرفتند و در معرض استفاده از گاز اشکآور قرار میگرفتند، توصیف کردند.
تصویری از سرکوب هماهنگ
این تحقیقات تکرار چندین تاکتیک در شهرهای مختلف، از جمله ورامین و بومهن، قطع برق در قرچک و شهر قدس، استقرار تک تیراندازها در قرچک و قلعه حسن خان و حضور نیروهای عرب زبان در پرند و شهر قدس را به هم مرتبط میکند.
طبق اطلاعات به دست آمده توسط ایران اینترنشنال، عباس رسولی فر، که تجربه قبلی با نیروهای ایرانی و متحدان آنها در سوریه دارد، در جریان اعتراضات اخیر رهبری نیروهای سرکوب در شهریار را بر عهده داشت، در حالی که نیروهای طرفدار ایران در سرکوب در چندین شهر استان تهران شرکت داشتند.
طبق تحقیقات، این یافتهها نشان دهنده به کارگیری تاکتیکهای نزدیکتر به جنگ شهری در مناطقی در حومه پایتخت، به ویژه شهریار و قلعه حسن خان است.
با توجه به موقعیت این شهرها در محدودهای که به عنوان «منطقه حائل» تهران توصیف میشود، به نظر میرسد که مقامات به جای تکیه صرف بر روشهای سنتی مهار اعتراضات، به استفاده مستقیم از نیروی مرگبار متوسل شدهاند.