شش ماه پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، به نظر میرسد تلفات جنگ برای همه طرفها سنگین بوده است، اما با توجه به بنبست مداوم و شکست تلاشهای میانجیگری برای دستیابی به توافق صلح، پایان این درگیری همچنان دور از دسترس است.
با وجود ویرانیهای ناشی از جنگ، جمهوری اسلامی توانست ترور رهبران ارشد خود و موجهای بمباران شدید را پشت سر بگذارد و تنگه هرمز را به عنوان یک ابزار چانهزنی قدرتمند در برابر دشمنان و بازارهای جهانی انرژی بیابد.

شش ماه پس از جنگ
فشار ایران بر بازارهای جهانی انرژی منجر به افزایش حدود ۲۲ درصدی قیمت نفت خام برنت در مقایسه با سطح قبل از جنگ، پس از ماهها تجارت بسیار بیثبات، شد.
در حالی که زندگی در داخل ایران با وجود فشارهای اقتصادی ادامه دارد، درگیری به بنبست رسیده است و مذاکرات با میانجیگری طرفهای منطقهای و بینالمللی نتوانسته است به توافقی برای پایان دادن به جنگ منجر شود.
شکاف در چتر امنیتی ایالات متحده در خلیج عربى
در مورد کشورهای عربی خلیج عربىرس، آنها با شکافهای نگرانکنندهای در چتر امنیتی ایالات متحده که دههها به آن متکی بودهاند، مواجه شدهاند.
در اسرائیل، این کشور بدون دستیابی به پیروزی قاطع، جنگ جدیدی را علیه دشمنان خود آغاز کرد، در حالی که امیدها برای عادیسازی روابط با عربستان سعودی بیش از پیش کمرنگ شد.
هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل در 28 فوریه حمله خود را به ایران آغاز کردند، هدف اعلام شده یا مورد انتظار سیاستگذاران در هر دو کشور سرنگونی رهبری مذهبی تندرو و جایگزینی آن با یک دولت طرفدار غرب بود.
باربارا لیف، دستیار سابق وزیر امور خارجه ایالات متحده در امور خاور نزدیک، گفت که این حمله منجر به یک «رژیم تندروتر و رادیکالتر» شد.
او افزود که اعتماد به نفس ایران در ماههای اخیر افزایش یافته است، زیرا متوجه شده است که نه تنها میتواند زنده بماند، بلکه میتواند زمینه را نیز به دست آورد و چشمانداز منطقهای را تغییر دهد.
ایران در آستانه فروپاشی بود… سپس معادله تغییر کرد
پیش از شروع جنگ، به نظر میرسید ایران از زمان حمله عراق در سال ۱۹۸۰ در یکی از ضعیفترین نقاط خود قرار دارد.
ارزش ریال ایران به شدت کاهش یافته بود و باعث اعتراضات گسترده ضد دولتی شد که در ژانویه به شدت سرکوب شد و طبق گزارشهای ذکر شده در متن، منجر به مرگ هزاران نفر شد. اما پس از حملات اولیه، موازنه قدرت شروع به تغییر کرد. رهبران ترور شده ایران به سرعت جایگزین شدند و ایرانیان به درخواستهای مهاجمان برای ریختن به خیابانها علیه رژیم توجه نکردند.
تهران به سرعت از تنگه هرمز به عنوان یک ابزار چانهزنی استراتژیک استفاده کرد و عملاً ترافیک کشتیرانی را مختل کرد و حملاتی را به کشورهای خلیج عربى که میزبان نیروهای آمریکایی بودند، انجام داد که باعث آشفتگی در اقتصاد جهانی شد.
در ماه آوریل، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، قبل از امضای توافق با ایران در ماه ژوئن، با آتشبس موافقت کرد، اما این توافق چند هفته بعد فروپاشید.
رهبری تندروتر ایران
با ظهور یک رهبری جدید و تندروتر ایران تحت رهبری آیتالله مجتبی خامنهای، رهبری جدید خود را با متحدان نظامی قدیمی خود احاطه کرده است.
هفته گذشته، محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی ایران، هشدار داد که «اگر جنگ اقتصادی ادامه یابد، حتی یک قطره نفت» از منطقه خلیج عربى صادر نخواهد شد.
این اظهارات نشاندهنده تغییر تدریجی درگیری از رویارویی نظامی مستقیم به یک مبارزه اقتصادی و سیاسی گستردهتر است که در آن تهران از توانایی خود برای تأثیرگذاری بر جریانهای جهانی انرژی به عنوان یک ابزار چانهزنی و ابزاری برای اعمال فشار استفاده میکند.
خیابان ایرانیان: بین بحران و تابآوری
در خیابانهای تهران، نظرات شهروندان در مورد جنگ و فشارهای اقتصادی متفاوت به نظر میرسید.
یک راننده تاکسی به نام سعید فاریابی گفت که وضعیت اقتصادی «بسیار وخیم» است و توضیح داد که درآمد روزانه او دیگر برای خرید مواد غذایی اساسی کافی نیست.
اما دیگران تأکید کردند که به مواجهه با تحریمها عادت کردهاند.
غلامرضا رحمتپور گفت: «تحریمها برای ما چیز جدیدی نیستند. ما ۴۷ سال است که تحت تحریم زندگی میکنیم.» او افزود که مردم ایران همیشه به لطف اتحاد و همبستگی خود توانستهاند بر بحرانها غلبه کنند.
برخی از ایرانیان به تابآوری کشورشان افتخار میکردند.
نفیسه موسوی، ساکن تهران، گفت که قدرت ایران «خود را به جهان ثابت کرده است» و آن را تنها کشوری میداند که در برابر ایالات متحده ایستاده است.
در مقابل، دیگران سعی کردند نارضایتی خود از شرایط اقتصادی را با دلبستگی خود به کشور متعادل کنند.
نرگس قهرمانی گفت: «بله، همه با مشکلاتی روبرو هستند، اما این بدان معنا نیست که باید به کشورمان پشت کنیم.»
هرمز: ابزاری قدرتمند و محدودیتهای نفوذ
یوئل گوزانسکی، کارشناس امور ایران و خلیج عربى در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، معتقد است که ایران نشان داده است که تنگه هرمز به آن اهرم قابل توجهی میدهد.
با این حال، او همچنین هشدار داد که خطری که تهران با آن مواجه است، در اشتباه گرفتن توانایی آن برای بقا و تحمل با دستیابی به پیروزی و مطالبه بیش از آنچه قدرت فعلیاش میتواند فراهم کند، نهفته است.
شش ماه پس از جنگ، معادله پیچیدهتر از یک پیروزی آشکار برای هر دو طرف به نظر میرسد. ایران از این حملات جان سالم به در برده و اهرم استراتژیک خود را حفظ کرده است، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل در دستیابی به اهداف اولیه خود شکست خوردهاند.
با ادامه فشار اقتصادی و تلاشهای دیپلماتیک متوقف شده، این درگیری همچنان در آستانه مرحله جدیدی است که در آن تنگه هرمز، بیش از یک میدان نبرد، ممکن است به نقطه کانونی مذاکرات در مورد شکل نظم منطقهای آینده تبدیل شود.