همزمان با تشدید کارزار اقتصادی واشنگتن، سیاستمداران و تحلیلگران ایرانی دیدگاههای کاملاً متضادی در مورد چگونگی برخورد با ایالات متحده ارائه میدهند، از مقاومت و مذاکرات مرحلهای گرفته تا باز کردن مسیرهای تجاری جدید و حتی انتظار برای رفتن دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا.
این بحث از زمانی تشدید شده است که دولت ترامپ آنچه را که اسکات بیسنت، وزیر خزانهداری، روز دوشنبه «حمله اقتصادی» نامید، آغاز کرد و تهدید تحریمهای ثانویه را در تلاش ایالات متحده برای قطع روابط مالی باقیمانده ایران با جهان خارج گسترش داد.
یحیی الاسحاق، وزیر سابق تجارت ایران، بر یکی از آسیبپذیریهایی که در نتیجه کارزار فشار آشکارتر شده است، تمرکز کرد: وابستگی شدید ایران به امارات متحده عربی به عنوان دروازه اصلی تجارت خارجی خود.
الاسحاق خواستار تنوعبخشی به تجارت در ۱۵ کشور همسایه ایران و ایجاد قطبهای جایگزین در عمان، پاکستان، ترکیه و عراق شد.
او به مطالعات قبلی، از جمله مطالعات شورای عالی امنیت ملی، اشاره کرد که نشان میدهد تحریمها، حتی در بهترین حالت، میتوانند بیش از ۳۰ درصد به اقتصاد آسیب نرسانند. با این حال، پیامدهای فوری این فشار از همین حالا آشکار شده است، به طوری که هزاران کانتینر ایرانی در بنادر منطقهای سرگردان شدهاند.

تابآوری اقتصادی و مسیر دیپلماتیک
دیگران معتقدند که تقویت تابآوری اقتصاد تنها بخشی از راهحل است.
حمزه صفوی، یک سیاستمدار دانشگاهی و عملگرا، در روزنامه اعتماد نوشت که ایران باید تقویت تابآوری داخلی خود را با یک رویکرد دیپلماتیک تدریجی ترکیب کند.
صفوی هم مقاومت یکجانبه و هم مذاکرات همه یا هیچ را رد کرد و در عوض، با توجه به تشدید تنشهای دریایی و انزوای اقتصادی فزاینده ایران، از دیپلماسی مرحلهای و استفاده از تلاشهای میانجیگری منطقهای حمایت کرد.
مسیر دیپلماتیک همچنان باز است. بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، روز سهشنبه در تهران با عباس عراقچی دیدار کرد، در حالی که مسقط به تلاشهای میانجیگری خود بین ایران و ایالات متحده ادامه میدهد و به دنبال راهی برای کاهش تنشها است.
این دیدار پس از آن انجام شد که فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، روز دوشنبه به عنوان بخشی از یک تلاش منطقهای گستردهتر برای باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی بین واشنگتن و تهران، وارد تهران شد.
فشار اقتصادی آمریکا
این رویکرد به شدت با موضع تندروها، از جمله محمد کاظم انبارلویی، سردبیر روزنامه رسالت، در تضاد است که معتقد است امتیاز دادن به واشنگتن پیام ضعف را ارسال میکند و افزایش فشار ایالات متحده باید با مقاومت بیشتری روبرو شود.
برخی از تندروها حتی پا را فراتر گذاشته و با احیای یک شباهت تاریخی با بحران گروگانگیری ۱۹۷۹، خواستار صبر تا زمان خروج ترامپ از قدرت شدهاند.
آنها این را بر اساس امتناع تهران از پایان دادن به بحران در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر، قبل از آزادی گروگانهای آمریکایی در روز روی کار آمدن رونالد ریگان در ژانویه ۱۹۸۱ میدانند.
برای کسانی که این دیدگاه را دارند، انکار پیروزی دیپلماتیک ترامپ و انتظار برای رئیس جمهور جدید ایالات متحده میتواند خود به یک استراتژی تبدیل شود.
هزینه انتظار
اما انتظار خطراتی نیز به همراه دارد. ایرانیان عادی همچنان بار اقتصادی را متحمل خواهند شد، در حالی که تحلیلگران هشدار میدهند که اهرم فعلی تهران ممکن است با گذشت زمان کماثرتر شود.
کوروش احمدی، دیپلمات سابق ایرانی، در روزنامه شرق نوشت که آیا هنوز امکان کاهش تنش با ایالات متحده قبل از تبدیل شدن این رویارویی به یک جنگ اقتصادی طولانی وجود دارد یا خیر.
او خاطرنشان کرد که اهرم ایران، از جمله توانایی آن برای تأثیرگذاری بر کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، ممکن است کاهش یابد، زیرا دولتها و بازارها به دنبال جایگزینهایی هستند و با اختلالات سازگار میشوند.
این استدلال یک معضل اساسی را در قلب بحث ایران آشکار میکند: انتظار ممکن است واشنگتن را از پیروزی فوری محروم کند، اما میتواند ایران را با مذاکرات آینده با اهرم کماثرتری روبرو کند.
دیدگاههای رقیب، مشکلی را نشان میدهند که فراتر از اختلاف نظر تاکتیکی صرف است. تهران در حال حاضر در حال بحث در مورد مذاکره، تشدید تنش، تنوع بخشیدن به استراتژیهای اقتصادی خود یا صبر کردن است، بدون اینکه هیچ اجماع روشنی در مورد مسیری که میتواند فشار اقتصادی را بدون تفسیر به تسلیم شدن در برابر واشنگتن کاهش دهد، وجود داشته باشد.
در حال حاضر، انتظار ممکن است نزدیکترین راه به یک استراتژی روشن برای ایران باشد.