کنار گذاشتن نوید محمدزاده، بازیگر برجسته ایرانی، از یک نمایش بزرگ تئاتری، جنجال گستردهای را برانگیخته است. این اقدام با موجی از انتقاداتی که او پس از اعلام عمومی حمایت خود از آرمان فلسطین با آن مواجه شد، مرتبط است؛ رویدادی که به ویژه در ایران، جایی که حمایت از فلسطین مدتهاست سنگ بنای اصول سیاسی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بوده است، قابل توجه است.
روز دوشنبه، مدیریت نمایش موزیکال «آرش» با اشاره به «جنجالهای چندوجهی» و مسائل شخصی نامشخص، و همچنین آنچه «عدم علاقه عمومی به او» توصیف کردند، حذف محمدزاده از گروه بازیگران را اعلام کرد. آنها همچنین اعلام کردند که جایگزینی بعداً انتخاب خواهد شد.
اشاره به عدم علاقه عمومی این بازیگر، با توجه به تناقض آشکار بین موضع طرفدار فلسطین او و دلیل اعلام شده برای کنار گذاشتنش، توجه ویژهای را به خود جلب کرده است.
کنار گذاشتن نوید محمدزاده
حدود دو هفته پیش، محمدزاده پس از انتشار عکسی از خود با لباسی با پرچم فلسطین، با موجی از انتقادات در شبکههای اجتماعی مواجه شد.
این بازیگر با ویدیویی به انتقادات پاسخ داد که در آن بر حمایت مداوم خود از فلسطین تأکید کرد و اظهار داشت که در گذشته از آن حمایت کرده، همچنان از آن حمایت میکند و همچنان به این حمایت ادامه خواهد داد. او افزود که «اسرائیل را دوست ندارد» و همیشه فلسطین را انتخاب خواهد کرد.
او همچنین از ستارههای فوتبال، دیهگو مارادونا و کریستیانو رونالدو، نام برد و مواضع آنها در مورد مسئله فلسطین را باعث تقویت موضع خود دانست.
در عین حال، محمدزاده از طبقهبندی شدن به عنوان عضوی از هیچ یک از جناحهای سیاسی ایران خودداری کرد و تأکید کرد که او به دولت یا مخالفان آن تعلق ندارد، بلکه در کنار «زندگی» و «ایران» ایستاده است.
بحران بلیت به جنجال میافزاید
این بحران همزمان با انتقادات دیگری بود که به دلیل قیمت بالای بلیتها، از ۹۹۰ هزار تومان تا نزدیک به ۵ میلیون تومان برای صندلیهای ویژه، علیه نمایش «آرش» مطرح شد. این موضوع باعث انتقاد در مورد تبدیل تئاتر به یک محصول لوکس در بحبوحه فشارهای شدید اقتصادی که ایرانیان با آن مواجه هستند، شد.
مدیریت نمایش بعداً تخفیف ۲۰ درصدی روی قیمت بلیطها اعلام کرد.
گزارشها حاکی از حضور کم تماشاگران در نمایش بود که این موضوع را به قیمتهای بالا و جنجال پیرامون محمدزاده نسبت میدادند و تعیین میزان تأثیر موضع او در مورد فلسطین بر اجرای تجاری نمایش را دشوار میکرد.
انتقاد از درون جنبش محافظهکار
تصمیم به حذف محمدزاده بدون چالش نماند. روزنامه محافظهکار فرهیختگان این تصمیم را به پست طرفدار فلسطین او مرتبط کرد.
این روزنامه این سوال را مطرح کرد که آیا برخی از محافل فرهنگی ایران شروع به اعمال “خطوط قرمز نامرئی” کردهاند که عبور از آنها، حتی از طریق حمایت از فلسطین، میتواند منجر به تحریم و حذف شود.
این روزنامه از عبارت غیرمعمول تصمیم حذف انتقاد کرد و استدلال کرد که استناد به عدم علاقه عمومی به این بازیگر با توجیهات معمول، مانند اختلافات برنامهریزی یا اختلافات قراردادی، متفاوت به نظر میرسد.
یک پارادوکس سیاسی و فرهنگی
اهمیت این حادثه در تناقضی است که آشکار میکند. در طول تاریخ جمهوری اسلامی، هنرمندان اغلب به دلیل مواضعی که مغایر با خط رسمی تلقی میشدند، با فشار، ممنوعیت یا آزار و اذیت مواجه شدهاند.
در مورد محمدزاده، به نظر میرسد بازیگری که موضعی اساساً همسو با یکی از اصول اساسی دولت اتخاذ کرده بود، خود را در معرض انتقاد عمومی یافت که ممکن است بر مشارکت او در یک پروژه هنری بزرگ تأثیر گذاشته باشد.
این حادثه، پرسشهایی را در مورد شکاف فزاینده بین لفاظیهای رسمی و احساسات عمومی در ایران، به ویژه با توجه به بحرانهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید و انتقاد فزاینده از هزینههای ایران برای مسائل منطقهای، مطرح میکند.
“نه غزه، نه لبنان… جانم فدای ایران”
این شکاف مدتهاست که در شعارهای اعتراضی در ایران مشهود است، به ویژه شعار “نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران” که به طور برجسته در جریان اعتراضات جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ ظهور کرد و در موجهای بعدی اعتراضات دوباره ظاهر شد.
این شعار لزوماً به معنای طرد فلسطینیها نیست، بلکه در میان هوادارانش، اعتراضی را نسبت به هدایت منابع و اولویتهای سیاسی ایران به سمت متحدان منطقهایاش به جای پرداختن به بحرانهای داخلی نشان میدهد.
اخیراً، علیرغم خطرات قانونی و سیاسی مرتبط با چنین مواضعی در داخل ایران، مواضع صریحتری در انتقاد از حماس یا ابراز همدردی با اسرائیل ظاهر شده است. نظرسنجیها شکافی بین مردم و دولت را آشکار میکنند
نظرسنجیها نشاندهنده شکافی بین بخشهایی از جامعه ایران و سیاست رسمی در مورد مسئله فلسطین و اسرائیل است.
یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۱ که توسط موسسه گمن انجام شد، نشان داد که تقریباً ۷۱٪ از پاسخدهندگان با رویکرد جمهوری اسلامی در قبال حماس مخالف هستند، در حالی که حدود ۶۴٪ از شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» حمایت کردند و حدود ۶۶٪ با شعار «مرگ بر اسرائیل» مخالف بودند.
با این حال، این مواضع لزوماً به این معنی نیست که جامعه ایران طرفدار اسرائیل یا ضد فلسطین شده است.
نظرسنجی دیگری که توسط همین موسسه پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل انجام شد، نشان داد که ۶۹٪ از جمهوری اسلامی از توقف درخواستهای خود برای نابودی اسرائیل حمایت میکنند، در حالی که ۳۹٪ از پاسخدهندگان اسرائیل را مثبت و ۴۸٪ با دیدگاه منفی میدیدند.
در عین حال، ۵۷٪ چندین عملیات نظامی اسرائیل در غزه را جنایات جنگی دانستند.
آیا نگرش ایرانیان تغییر کرده است؟
به طور قطعی نمیتوان گفت که جنگ اخیر منجر به تغییر اساسی در نگرش ایرانیان نسبت به فلسطین و اسرائیل شده است. انتقاد از سیاستهای منطقهای تهران و شعار «نه غزه، نه لبنان» سالها پیش از جنگهای اخیر وجود داشته است.
با این حال، آنچه شاید جدید باشد، پیامدهای عملی این مواضع است.
آنچه قبلاً در شعارهای اعتراضی، استادیومهای فوتبال و برخی فضاهای کمتر سانسور شده در رسانههای اجتماعی خود را نشان میداد، اکنون به نظر میرسد در حسابهای تجاری و فرهنگی آثار هنری دارای مجوز رسمی منعکس شده است.
در اینجا تناقض نهفته است: یک موضع سیاسی که دههها توسط دولت به عنوان بخشی از هویت خود ترویج شده است، ممکن است در برخی موارد، برای بخشی از مردم ایران به یک بار سنگین تبدیل شود.
با این وجود، حادثه محمدزاده به تنهایی ثابت نمیکند که حمایت از فلسطین در ایران محبوبیت خود را از دست داده است، به ویژه از آنجایی که مدیریت تئاتر به سایر جنجالها و مشکلات مربوط به… نیز پرداخته است.