در روزهای اخیر، آتشسوزیهای گسترده در جنگلهای زاگرس خسارتهای جبرانناپذیری به محیطزیست وارد کرده و سلامت ساکنان محلی را نیز تهدید کرده است. در این میان، ریبین گورانی، فعال محیطزیست اهل مریوان، به دلیل استنشاق دود غلیظ ناشی از این آتشسوزیها دچار آسیب شدید تنفسی شده و اکنون در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری است.
آتش در زاگرس؛ تهدیدی برای جنگلها و زندگی انسانها
آتش در زاگرس طی سالهای اخیر به یک بحران دائمی تبدیل شده است. هر تابستان بخشهای وسیعی از جنگلهای بلوط و پوشش گیاهی ارزشمند این منطقه در شعلههای مهیب میسوزد و هزاران هکتار از سرمایههای طبیعی ایران از بین میرود. این آتشسوزیها نه تنها زیستبوم منحصربهفرد زاگرس را نابود میکنند، بلکه حیات وحش، گونههای گیاهی کمیاب و منابع آبی را نیز در معرض خطر قرار میدهند. نبود امکانات کافی برای مهار آتش و کمتوجهی نهادهای مسئول باعث شده است که این روند مخرب سالبهسال گستردهتر شود.
از سوی دیگر، آتش در زاگرس تنها به محیطزیست آسیب نمیزند بلکه زندگی مستقیم ساکنان محلی را هم تهدید میکند. دود غلیظ ناشی از این حریقها مشکلات تنفسی شدید به وجود میآورد و سلامت مردم بهویژه کودکان و سالمندان را به خطر میاندازد. نمونه اخیر آن وضعیت بحرانی ریبین گورانی، فعال محیطزیست اهل مریوان است که پس از استنشاق دود به کما فرو رفت. این رخداد نشان میدهد که تداوم آتشسوزیها تنها یک مسأله محیطی نیست، بلکه تهدیدی برای جان انسانها و آینده جوامع محلی نیز محسوب میشود.
حکومت و اولویتهای وارونه
آتشسوزیهای مکرر در زاگرس فقط یک مسأله محیطزیستی نیست؛ بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی نیز دارد. مردم محلی سالهاست با کمبود امکانات برای مقابله با حریقها مواجهاند و سلامت آنها بهخطر افتاده است. کودکان و سالمندان بیشترین آسیب را از دود و آلودگی ناشی از آتشسوزیها میبینند و بیماریهای تنفسی شیوع پیدا میکند.
همچنین، نبود مدیریت مناسب و حمایتهای دولتی باعث شده است که فعالان محیطزیست با ریسک جان خود در خط مقدم حفاظت از طبیعت قرار بگیرند. نمونه بارز آن ریبین گورانی، فعال مریوانی است که اکنون در بخش مراقبتهای ویژه بستری است. این وضعیت زنگ خطری است برای جامعه و نهادهای بینالمللی تا فشار بیشتری بر حکومت برای تدوین سیاستهای مؤثر و حمایت واقعی از طبیعت و انسانها وارد کنند. آتش در زاگرس، هرچند طبیعی بهنظر میرسد، در واقع نتیجه غفلت و مدیریت نادرست است و مسئولیت آن تنها بر دوش حکومت و ساختارهای اجرایی است.
مسئولیت انسانی و اجتماعی
آتش در زاگرس مسئولیتی انسانی و اجتماعی را به همه یادآوری میکند. فعالان محیطزیست، داوطلبان محلی و حتی مردم عادی که سالها برای حفاظت از جنگلها تلاش کردهاند، اغلب با کمترین حمایت دولتی روبهرو میشوند. هر سال، خسارتهای ناشی از آتشسوزیها نه تنها منابع طبیعی را نابود میکند بلکه سلامت و زندگی انسانها را نیز تهدید مینماید. آتش در زاگرس پیامدهای گستردهای برای جامعه محلی و نسلهای آینده به همراه دارد و نشان میدهد که غفلت از محیطزیست مستقیماً با رفاه و امنیت انسانها مرتبط است.
از سوی دیگر، این بحران بار دیگر ضرورت توجه به مسئولیت اجتماعی و مشارکت جمعی را برجسته میسازد. مردم، سازمانهای غیردولتی و نهادهای بینالمللی میتوانند با فشار به حکومت و ارائه راهکارهای عملی، از تکرار این فجایع جلوگیری کنند. حمایت از فعالان محیطزیست و تأمین تجهیزات لازم برای مقابله با آتشسوزیها نه تنها به حفظ جنگلها کمک میکند، بلکه نشاندهنده اهمیت زندگی و سلامت انسانها در کنار حفاظت از طبیعت است. این پیوند میان محیطزیست و مسئولیت انسانی، نقطهای حیاتی برای آینده زاگرس و امنیت مردم منطقه محسوب میشود.
نتیجهگیری
ریبین گورانی نمادی از رنج و فداکاری فعالان محیطزیست در ایران است. او و بسیاری دیگر، با وجود نبود امکانات و حتی در شرایط سرکوب و تهدید، برای نجات طبیعت و آینده کشور تلاش میکنند. اما حکومت همچنان با بیمسئولیتی، منابع ملی را به حال خود رها کرده است. سرنوشت جنگلهای زاگرس و جان فعالانی چون گورانی، آیندهای را رقم خواهد زد که یا بر پایه نابودی و بحران بنا شده، یا بر اساس آگاهی، مسئولیتپذیری و تغییر. انتخاب با مردم و تاریخ است.