روز یکشنبه، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در مجلس سخنرانی کرد و هشدار داد که اگر دولت مسعود پزشکیان، نخست وزیر، نتواند جلوی افزایش شدید قیمتها را بگیرد، ممکن است مجلس مجبور به آغاز مراحل مقدماتی استیضاح علیه دولت او شود.
به نقل از روزنامه عبری جروزالم پست، این هشدار در بحبوحه شرایط وخیم اقتصادی و زیستمحیطی کشور مطرح میشود. ریال ایران همچنان در حال سقوط آزاد است، سدها و مخازن آب از خشکسالی رنج میبرند، آلودگی هوا به سطوح فاجعهباری رسیده است و قیمت کالاهای اساسی با افزایش نرخ تورم به شدت افزایش یافته است. خشم عمومی در سراسر ایران به وضوح قابل مشاهده است.
استیضاح مسعود پزشکیان
قالیباف پس از ابراز قدردانی از بارندگیهای مورد انتظار که به کاهش خشکسالی کمک کرده است، اظهار داشت که اکنون باید تمرکز بر نگرانی فزاینده شهروندان در مورد افزایش بیرویه قیمت مایحتاج اولیه، به ویژه قیمت ارزهای خارجی و طلا باشد که یا بخشی از علت این افزایشها هستند یا بهانهای برای توجیه آنها، وی افزود که مجلس این موضوع را «به طور جدی پیگیری خواهد کرد.
قالیباف تأکید کرد که بدیهی است که اگر این اقدامات نتیجهای نداشته باشد، اولویت برای دستیابی به یک راهحل سریع و با حداقل تنش، تغییر کابینه خواهد بود، وی افزود: ” “اگر دولت اصلاحات لازم را انجام ندهد، مجلس مجبور به آغاز روند استیضاح خواهد شد.
اگرچه این تهدیدها متوجه کل دولت بود، اما رئیس جمهور پزشکیان، به عنوان رئیس قوه مجریه، مسئولیت سیاسی مستقیمی بر عهده دارد. این سوال مطرح میشود: آیا ایران واقعاً میتواند رئیس جمهور خود را استیضاح کند؟ و اگر پزشکیان سقوط کند، آیا این امر اساساً چیزی را تغییر میدهد؟
مجلس ایران قدرت استیضاح رئیس جمهور را از طریق یک رأی مستقیم ندارد. با این حال، میتواند رئیس جمهور را برای سؤال احضار کند، مانع لوایح دولت شود و از همه مهمتر، از وزرا سلب اعتماد کند. در عمل، فشار مداوم مجلس میتواند ریاست جمهوری را فلج کند و دولت را از نظر سیاسی ناکارآمد کند تا زمانی که ناپایدار شود و در نتیجه راه را برای انتخابات جدید هموار کند.
در موارد شدید، میتوان رئیس جمهور را استیضاح کرد، اما این امر مستلزم حمایت قوه قضائیه و تأیید نهایی آیتالله علی خامنهای، رهبر ايران، است.
در شرایط سیاسی فعلی ایران، صحبت از استیضاح رئیس جمهور بیشتر به عنوان یک هشدار تلقی میشود تا یک اقدام سیاسی عملی. با این حال، مارس گذشته، مجلس به استیضاح عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد، رأی داد که سابقهای اخیر است. اکتبر همچنین شاهد اقداماتی از سوی تندروها در مجلس برای تلاش برای سؤال از عباس علیآبادی، وزیر نیرو، فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، غلامرضا نوری، وزیر کشاورزی و احمد میدری، وزیر کار بود.
اهمیت اظهارات قالیباف نه در این واقعیت است که پزشکیان در آستانه برکناری است، بلکه در هویت نهاد اعمال کننده فشار و انگیزههای پشت آن نهفته است.
آیا پزشکیان واقعاً مسئول است؟
مسعود پزشکیان معمار مشکلات اقتصادی ایران نیست. او هیچ کنترلی بر سیاست خارجی، برنامه هستهای یا تخلیه منابع ایران که سالها از گروههای مسلح مانند حزبالله و حوثیها حمایت کرده و در نتیجه اقتصاد ایران را فرسوده کرده است، ندارد. او همچنین امپراتوری اقتصادی گسترده سپاه پاسداران یا استراتژیهای دور زدن تحریمها را که اغلب نتیجه معکوس دادهاند، کنترل نمیکند.
این تصمیمات کاملاً در حوزه اختیارات رهبر معظم انقلاب، آیتالله علی خامنهای، قرار دارد.
رئیس جمهور ایران در یک سیستم بسیار محدودکننده عمل میکند. پزشکیان ممکن است به زبان اصلاحات و اعتدال صحبت کند، اما همچنان یک چهره نمادین است که در خطوط قرمز ترسیم شده توسط دیگران عمل میکند. وقتی سیاستها شکست میخورند، هدف قرار دادن دولت به یک گزینه سیاسی مناسب تبدیل میشود، در حالی که انتقاد از خامنهای عملاً غیرممکن است.
این نشان دهنده یک پارادوکس اساسی در ساختار جمهوری اسلامی است که مبتنی بر دوگانگی قدرت سیاسی و نظامی است.
به نظر میرسد صحبت از استیضاح با هدف منحرف کردن خشم عمومی از خود رژیم و به سمت سیاستمدارانی است که میتوان آنها را قربانی کرد.
با این حال، مشکل، از نظر ناظران، این است که مردم ایران دیگر با این رویکرد متقاعد نمیشوند. اکثریت میدانند که قدرت تصمیمگیری واقعی در دست خامنهای است. ایران بارها تلاش کرده است تا جهان خارج را متقاعد کند که «اصلاحطلبانی» در درون رژیم، شاید حتی در ریاست جمهوری، وجود دارند، اما مفهوم «اصلاحات» در داخل ایران با معنای آن در خارج، تفاوت اساسی دارد.
بعدش چی؟
در کوتاهمدت، پزشکیان احتمالاً کابینه خود را تغییر میدهد و برخی از وزرا را به عنوان قربانی سیاسی برای خشنود کردن مجلس و خرید زمان ارائه میدهد. انتظار میرود مجلس به تشدید لفاظیهای خود ادامه دهد، در حالی که تندروها همچنان به استیضاح اصرار دارند. در هر صورت، خامنهای، رهبر معظم انقلاب، به نظارت دقیق بر اوضاع ادامه خواهد داد.
اینکه پزشکیان از نظر سیاسی زنده بماند یا نه، دیگر مسئله اصلی نیست. مشکل در ایران عمیقتر از رئیسجمهور است و مقصر جلوه دادن او ممکن است تلاشی آشکار برای تغییر تقصیر باشد، اما همه در داخل ایران از علل واقعی بحرانی که کشور را فرا گرفته است، آگاه هستند.