اعتراضات گسترده مردمی سراسر ایران را فرا گرفته و از تهران، پایتخت، به شهرهای دیگری مانند اصفهان و مشهد گسترش یافته است. این اعتراضات با کاهش شدید ارزش پول ملی در بحبوحه بحران اقتصادی تاریخی که کشور را فرا گرفته، تشدید شده است.
به گزارش دویچه وله، این اعتراضات از اعتصاب بازرگانان و بازاریان آغاز شد، اما به سرعت به نماد خشم سیاسی تبدیل گردید.
اعتراضات مردمی ایران
کاهش شدید ارزش ریال ایران که ارزش دلار را به ۱.۴۵ میلیون ریال رسانده است، در مقایسه با ۸۲۰ هزار ریال در سال گذشته، یک شوک تورمی شدید ایجاد کرده است”
با توجه به وابستگی شدید اقتصاد ایران به واردات، این شوک تورمی عواقب اجتماعی فوری به همراه داشته و تهدیدی جدی برای ثبات کشور محسوب میشود
جسون نیا، وکیل و متخصص ایران در شورای آتلانتیک، معتقد است که اگرچه بحران اقتصادی محرک اعتراضات بوده است، اما علت اصلی آنها نیست.
او گفت: “همانطور که در اعتراضات از دسامبر ۲۰۱۷ مشاهده شد، اغلب یک عامل اقتصادی مردم را تحریک میکند، اما اگر به شعارهای گسترده و مقیاس اعتراضات گوش دهیم، متوجه میشویم که مسئله اصلی نارضایتی عمیق از رژیم ایران و تمایل به اصلاح کامل آن است”.
نیا افزود که بسیاری از ایرانیان دیگر فروپاشی اقتصادی را صرفاً یک بحران قابل مدیریت نمیدانند، بلکه آن را یک شکست سیستماتیک رژیم به رهبری آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، میدانند.
او توضیح داد که شعارها ماهیت رادیکالی دارند، از جمله «زن، زندگی، آزادی» که از اعتراضات ۲۰۱۲ الهام گرفته شده است، و همچنین شعارهایی مانند «مرگ بر ستمگر» که تأکید میکند رژیم باید سرنگون شود.

نقش بازارها و بازارهای سنتی
این واقعیت که اعتراضات از بازارها و بازارها آغاز شد، نشاندهنده یک تغییر تاریخی در ایران است. برای دههها، بازار به عنوان شریان اقتصادی رژیم و ستون ثبات سیاسی آن در نظر گرفته شده است.
این بازارها به عنوان شاخص اولیه جنبشهای مردمی و کاتالیزور بالقوه برای هرگونه اعتراضی در نظر گرفته میشوند. اعتصاب بازرگانان در بازار بزرگ تهران نقش مهمی در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ که منجر به سرنگونی سلطنت شد، ایفا کرد.
به گفته نیا، اعتصابات بازار نه تنها بر تأمین مواد غذایی تأثیر میگذارد، بلکه به قلب سیستم محافظهکار جمهوری نیز ضربه میزند، او گفت: «مغازهداران و دیگران برای اعتراض گرد هم آمدهاند زیرا وضعیت اقتصادی فعلی غیرقابل تحمل شده است.»
رهبری سیاسی و راهحلهای محدود
مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، فضای کمی برای ارائه هرگونه امتیاز به معترضان دارد. او اخیراً در نمایشی نادر از صراحت، اعتراف کرد: «اگر مشکلات حل نشود، ما قادر به حکومت نخواهیم بود»، اظهاراتی که برخی آن را معادل پذیرش ورشکستگی سیاسی میدانند.
بودجه پیشنهادی دولت برای سال ۲۰۲۶ شامل افزایش ۶۲ درصدی مالیات است و پیشبینی میشود تورم به ۵۰ درصد برسد که بسیاری از ایرانیان آن را دزدی آشکار میدانند.
واکنشهای عمومی نشان میدهد که ایرانیان دیگر میان «اصلاحطلبان» و «تندروها» در رهبری سیاسی تفاوتی قائل نیستند و کل طبقه سیاسی را فاقد اعتبار میدانند.

تأثیر بحران بر زندگی روزمره
بحران اقتصادی به بحرانی فراگیر تبدیل شده است که جامعه ایران و زیرساختهای آن را تحت تأثیر قرار میدهد. پساندازها کاهش یافته، تهیه غذا و دارو بسیار دشوار و گران شده و قطعی آب و برق بیشتر شده است، این بحران محدود به گروههای حاشیهنشین نیست، بلکه بخشهای وسیعی از طبقه متوسط شهری را نیز در بر میگیرد.
نیا گفت: “واقعیت این است که مردم دیگر نمیتوانند غذا تهیه کنند و چیزهای زیادی وجود دارد که نمیتوانند از پس آن برآیند”، او افزود که کمبود آب در بسیاری از شهرها میتواند بسیج سیاسی را تسهیل کند و توضیح داد که کسانی که چیزی برای از دست دادن ندارند، بیشتر مایل به مقابله با خشونت دولت هستند.
رد سیاست خارجی رژیم
ايران برای دههها میلیاردها دلار در «محور مقاومت» سرمایهگذاری کرده است که هدف آن جلب وفاداری شبهنظامیان در لبنان، یمن و غزه است. با این حال، اعتراضات کنونی در ایران آشکارا با این سیاست منطقهای مخالفت میکند و تابوهای ایدئولوژیک را میشکند.
نیا تأکید کرد که مردم ایران اکنون وفاداری خود را بر اساس دولت و جامعه ایران بنا میکنند، نه بر اساس وابستگیهای مذهبی یا فراملی. هر دلاری که برای حماس یا حزبالله خرج میشود، دزدی از مردم ایران تلقی میشود. نحوه واکنش رژیم به اعتراضات
در حالی که رهبری سیاسی سیگنالهایی را با هدف آرام کردن مردم ارسال میکند، نیروهای امنیتی سرکوب خشونتآمیز اعتراضات را آغاز کردهاند و تلاش میکنند جنبش را زودتر از موجهای قبلی سرکوب کنند.
این نشان دهنده سردرگمی و اضطراب رژیم است. نیا گفت: «ما ویدیوهایی را به صورت آنلاین میبینیم که نشان میدهد نیروهای امنیتی از گاز اشکآور استفاده میکنند و میبینیم که آنها به معترضان مسالمتآمیز تیراندازی میکنند.»
این اقدام متعادل بین خشونت و سرکوب، چالشی برای رژیم است. توسل زودهنگام به خشونت، ضعف دولت را نشان میدهد، در حالی که روشهای سنتی سرکوب دیگر مانع معترضان نمیشوند. بسیاری این وضعیت را تأییدی بر ناتوانی رژیم در ارائه هرگونه راهحل سیاسی میدانند.
اتهامات دخالت خارجی
در گذشته، رژیم ایران موج اعتراضات را نتیجه دخالت سازمانهای اطلاعاتی خارجی، اغلب ایالات متحده و اسرائیل، تفسیر کرده است.
پس از آنکه سازمان اطلاعاتی اسرائیل، موساد، از شهروندان خواست تا از اعتراضات حمایت کنند، رسانههای دولتی و سرویسهای امنیتی ایران روایت تحریک هدایتشده از خارج از کشور را بازنشر کردند.
با این حال، سرعت و ماهیت گسترده جنبش اجتماعی، کنترل آن را از خارج غیرممکن میکند و بسیاری از ایرانیان معتقدند که این روایتها منعکسکننده قدرت رژیم نیستند، بلکه واقعیت واقعی را انکار میکنند.