نماینده کارگران ایران اظهار داشت که کاهش دستمزدها به حدی رسیده است که اکنون یک گرم طلا معادل حداقل دستمزد ماهانه یک کارگر است.
حبیب صادقزاده تبریزی، بازرس کانون عالی شوراهای اسلامی کار، توضیح داد که سقوط دستمزدهای واقعی از اصطلاح سنتی “کوچک شدن سفره” فراتر رفته است و خاطرنشان کرد که بسیاری از کارگران اکنون عملاً سفره ای برای خوردن ندارند.
افزایش فقر و کاهش در ايران
صادقزاده افزود که قیمت طلا در حال حاضر حدود ۱۳۵.۵ میلیون ریال در هر گرم است – معادل حدود ۱۰۴ دلار با نرخ ارز فعلی – در حالی که دلار تقریباً ۱.۳ میلیون ریال ارزش دارد. او تأکید کرد که شکاف بین دستمزدهای رسمی و هزینه واقعی زندگی غیرقابل تحمل شده است.
او خاطرنشان کرد که تورم افسارگسیخته، ماده ۴۱ قانون کار ایران – که دستمزدها را به تورم و هزینه زندگی مرتبط میکند – را عملاً بیمعنی کرده است، تا جایی که حقوق حتی قبل از پرداخت، ارزش خود را از دست داده است.
او توضیح داد که دستمزدهای سال جاری زمانی تعیین شده است که ارزش دلار تقریباً ۸۵۰ هزار ریال بود، اما کاهش شدید ارزش پول ملی باعث شده است که کارگران حتی نتوانند ابتداییترین هزینههای روزانه خود را برنامهریزی کنند. صادقزاده هشدار داد که ادامه این روند نه تنها معیشت کارگران را نابود میکند، بلکه بر تولید و اقتصاد کلان نیز تأثیر خواهد گذاشت و تأکید کرد که تعدیل عادلانه دستمزدها و مرتبط کردن آنها با تورم واقعی به یک ضرورت ملی تبدیل شده است، نه فقط یک مطالبه بخشی.3
تورم بیش از ۵۰ درصد
در همین زمینه، ایرانیان در سالهای اخیر تورم بیش از ۵۰ درصد را تجربه کردهاند و تجربه زندگی زیر خط فقر برای بخش وسیعتری از جمعیت به امری عادی تبدیل شده است.
گزارشی از وبسایت هممیهن توضیح داد که فقر مطلق در ۱۵ سال گذشته رو به افزایش بوده است و اکنون افراد بیشتری با کمتر از دو دلار در روز زندگی میکنند.
طبق آمار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران، در سال ۱۳۸۹ (۲۰۰۰/۲۰۰۱)، نرخ فقر مطلق ۲۵ درصد در حال افزایش بود، اما به تدریج در سال ۱۴۰۳ (۲۰۱۴/۲۰۱۵) به ۴۴ درصد افزایش یافت. تعداد افرادی که زیر خط فقر زندگی میکردند از ۹ میلیون نفر در سال ۱۳۸۵ (تقویم ایرانی) به ۲۵.۵ میلیون نفر در سال ۱۴۰۰ (تقویم ایرانی) افزایش یافت.
پانزده سال پیش، ایرانیان به لطف درآمدهای نفتی از دورهای از رفاه نسبی برخوردار بودند. یک سکه طلای کامل تقریباً ۱۴۱۰۰۰ تومان ارزش داشت، دلار ۹۲۳ تومان ارزش داشت و قیمتها سالانه حدود ۱۲ درصد رشد میکردند. بیشتر جمعیت متعلق به طبقه متوسط بودند.
اما ایران امروز متفاوت است. شهروندان هزینه بیشتری برای مسکن میپردازند، اما به آپارتمانهای کوچکتر یا مناطق ارزانتر نقل مکان کردهاند یا حتی به شهرهای ارزانتر و دورافتاده مهاجرت کردهاند. درصد بیشتری از درآمد آنها صرف غذا میشود، با این حال مصرف غذای آنها کاهش یافته است.
تحلیلها نشان میدهد که تحریمهای بینالمللی، بهویژه تحریمهای مربوط به برنامه هستهای ایران، عامل اصلی محدود کردن صادرات نفت و افزایش هزینههای واردات بوده و منجر به تورم مداوم ۴۰ درصدی شده است، نرخی که به یک روند بلندمدت ثابت و قابل توجه تبدیل شده است.
سیاستهای داخلی ناکارآمد و مدیریت ضعیف نیز در کنار همهگیری ویروس کرونا به وخامت اوضاع کمک کردهاند، اما بیشترین تأثیر بر درآمدهای دولت و قدرت پول محلی به دلیل تحریمهای اقتصادی بوده است.