اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در مورد اعتراضات رو به افزایش در ایران، پس از آنکه او مستقیماً رفتار مقامات ایرانی را به احتمال مداخله نظامی ایالات متحده در صورت استفاده از نیروی کشنده علیه تظاهرکنندگان مسالمتآمیز مرتبط کرد، جنجال سیاسی و دیپلماتیک گستردهای را برانگیخته است.
به گزارش یورونیوز، ترامپ در بیانیهای بیسابقه و قاطع اعلام کرد که اگر تهران به معترضان شلیک کند، ایالات متحده ساکت نخواهد ماند .
ترامب و اعتراضات در ايران
او افزود: “سلاحهای ما آماده است و ما آمادهایم تا برای نجات آنها شلیک کنیم”، این بیانیه نگرانیهایی را در مورد تشدید احتمالی تنشهای منطقهای ایجاد کرد.
این موضعگیری همزمان با حمایت سیاسی وزارت امور خارجه ایالات متحده در بیانیههایی به رادیو فردا بود که در آن ادعا شده بود موج اعتراضات نشان دهنده نارضایتی مشروع ایرانیان در مورد شکستهای اقتصادی دولتشان و ادامه تحمیل هزینههای سیاستهای شکست خورده بر مردم است.
وزارت امور خارجه ایالات متحده افزود که رژیم ایران منابع کشور را صرف حمایت از گروههای مسلح در خارج از کشور میکند و همزمان کنترل خود را بر شهروندان خود تشدید میکند و تأکید کرد که واشنگتن به سیاست فشار حداکثری خود علیه تهران ادامه میدهد.

مهار سیاسی… و تشدید اقدامات امنیتی
در مقابل، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، با یک سخنرانی نسبتاً آشتیجویانه، با اذعان به مشروعیت مطالبات برای بهبود شرایط زندگی و درخواست از دولت خود برای اقدام فوری برای رسیدگی به فشارهای اقتصادی فزاینده، سعی در آرام کردن مردم داشت.
پزشکیان در سخنانی که از تلویزیون دولتی پخش شد، گفت: نادیده گرفتن معیشت مردم ما را به جهنم خواهد برد، بیانیهای که اعتراف نادری به عمق بحران اجتماعی گریبانگیر کشور محسوب میشود.
با این حال، این لفاظی شامل حال دستگاه امنیتی نشد، که در بیانیههای خود تأکید کرد که با هر جنبشی که آن را تهدیدکننده امنیت عمومی بداند، قاطعانه برخورد خواهد کرد و نهادهای خارجی را به سوءاستفاده از اعتراضات برای ایجاد هرج و مرج متهم کرد.

ریشههای عمیقتر از اقتصاد
تحلیلگران معتقدند که اعتراضات فعلی را نمیتوان صرفاً به سقوط ارزش ریال یا افزایش قیمتها تقلیل داد. سعید گلکار، دانشیار دانشگاه تنسی و متخصص امور ایران، نوشت که بحران اقتصادی صرفاً جرقه است، در حالی که علل واقعی در سرکوب سیاسی، رویکرد ایدئولوژیک سختگیرانه و ناتوانی مزمن در حکومت نهفته است.
از سوی دیگر، علی فتحالله نژاد، مدیر مرکز خاورمیانه و نظم جهانی در برلین، معتقد است که ایران در یک لحظه محوری قرار دارد و خاطرنشان میکند که این اعتراضات نتیجه انباشت طولانی بحرانهای ساختاری، از جمله سقوط سریع ارز، بحران آب و انرژی، افزایش شدید قیمت سوخت، تورم نزدیک به سطح بحران ناظران موافقند و تخریب مداوم محیط زیست است.
مرگ و میر و اتهامات متقاب
در صحنه، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از اعتراضات در شهر لردگان در جنوب غربی کشور خبر داد که به گفته این خبرگزاری شامل درگیری با نیروهای امنیتی و منجر به کشته شدن دو نفر شد.
در مقابل، سازمان حقوق بشری نروژی هنگاو گزارش داد که نیروهای امنیتی در لردگان از مهمات جنگی علیه معترضان استفاده کردند که منجر به کشته شدن دو نفر و زخمی شدن چندین نفر شد. این سازمان همچنین مرگ یک معترض دیگر در استان اصفهان را در اواخر دسامبر تأیید کرد.
هنگاو افزود که معترضان در نقاط مختلف شهر، از جمله مجاورت ساختمانهای دولتی، به خیابانها آمدند و سپس با گاز اشکآور و مهمات جنگی مواجه شدند.
در تحولی دیگر، خبرگزاری فارس گزارش داد که در درگیریهای ازنا، استان لرستان، سه نفر کشته و ۱۷ نفر دیگر زخمی شدند، در حالی که گزارشهای تأیید نشدهای از حمله به یک ایستگاه پلیس منتشر شده بود.
سپاه پاسداران انقلاب نیز در اوایل ژانویه از مرگ یک عضو بسیج در کوهدشت خبر داد و این حادثه را به ” گروههای معاند” نسبت داد.

دستگیریها و خشم گسترده
به موازات تشدید اوضاع، خبرگزاری تسنیم از دستگیری حداقل ۳۰ نفر در تهران به اتهامات مربوط به اخلال در نظم عمومی، علاوه بر دستگیریهایی در چندین استان دیگر، از جمله البرز، لرستان و چهارمحال و بختیاری، خبر داد.
در شهر ملارد، خبرگزاری فارس به نقل از معاون فرماندار گزارش داد که تحقیقات نشان داده برخی از دستگیرشدگان از مناطق همجوار آمدهاند و این تأیید میکند که نیروهای امنیتی در تلاش برای شناسایی سایر افراد درگیر هستند.
ویدیوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان داد که بازارهای تهران در اول ژانویه دوباره بسته شدند و کسبه در تظاهرات خیابانی شرکت کردند، و کسبه در راهپیماییهای اعتراضی به خیابانها آمدهاند، صحنهای که نقش تاریخی بازار را به عنوان نیروی محرکه اعتراضات سیاسی در ایران دوباره به صحنه آورد.
جدیترین چالش از زمان اعتراضات زنان، زندگی، آزادی
مراقبان که این تحولات، جدیترین آزمون پیش روی رژیم ایران از زمان اعتراضات زنان، زندگی، آزادی در سپتامبر ۲۰۲۲ است که پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس امنیت اخلاقی رخ داد.
علیرغم وعدههای پزشکیان مبنی بر اقدامات اقتصادی جدید، این اظهارات با توجه به تورم بیش از ۵۰ درصد و سقوط مداوم ارزش ریال که در بازار غیررسمی، دلار به ۱.۴ میلیون ریال رسید، در حالی که یک سال قبل حدود ۸۰۰ هزار ریال بود. نرخ رسمی پایینتر است اما برای بیشتر مردم قابل دسترس نیست.
در همین حال، نرخ ارز رسمی همچنان فراتر از دسترس اکثر شهروندان و مشاغل است و این احساس را تشدید میکند که بحران ساختاری شده و بر پایههای زندگی روزمره و آینده کشور تأثیر میگذارد.