دادههای سال گذشته نشان میدهد خشونت علیه زنان در ایران تنها یک بحران خانوادگی نیست، بلکه بخشی از سازوکار گسترده و ساختاری سرکوب است. از قتل، آزار جنسی، احکام قضایی تا برخوردهای امنیتی، بدن، پوشش، روابط و فعالیتهای اجتماعی زنان همچنان محور اصلی کنترل حکومت باقی مانده است.
خشونت علیه زنان
در بازه زمانی ۴ آذر ۱۴۰۳ تا ۲۰ آبان ۱۴۰۴، بیش از ۱۱۰ زن و دختر در نتیجه خشونت خانگی یا خانوادگی به قتل رسیدند. سن قربانیان بین ۵ تا ۲۳ سال بود و علل قتل عمدتاً اختلافات خانوادگی، قتل «ناموسی»، مخالفت با ازدواج اجباری، درخواست طلاق و کنترلگری گزارش شده است.
روشهای قتل شامل چاقو، سلاح گرم، خفگی، ضرب و جرح شدید و آتشسوزی عمدی بوده و در چندین پرونده، عامل پس از ارتکاب قتل خودکشی کرده است. همچنین ۲۰ پرونده قتل چندقربانیه ثبت شده که زنان و فرزندانشان را شامل میشود. گزارشها از وقوع ۲۵ قتل ناموسی و حملات اسیدپاشی متعدد منجر به از دست دادن بینایی برخی قربانیان و شش مورد قتل با آتشسوزی عمدی خبر دادهاند.
آزار و اذیت جنسی
سال گذشته پروندههای تکاندهندهای شامل آزار در آمبولانس (که منجر به مرگ قربانی شد) و آزار ۱۲ زن جویای کار در تهران ثبت شد. همچنین مواردی از تجاوز گروهی در یاسوج گزارش شد که به خودکشی قربانی انجامید. استفاده از شیوههای فریبنده مانند وعده کار یا اجاره خانه و سوءاستفاده در محیطهای رسمی، از دیگر نمونههای خشونت جنسی بوده است.
خودکشی و خودسوزی
آزار خانوادگی و فشارهای روانی منجر به خودکشی حداقل دو زن شد و یک زن جوان در مهاباد پس از خودسوزی جان باخت. این موارد نشاندهنده شدت فشار اجتماعی و روانی ناشی از خشونت علیه زنان است.
خشونت ساختاری و حکومتی
خشونت علیه زنان به حوزه عمومی نیز سرایت کرده و به شکل نظارت امنیتی، برخورد قضایی و محدودیتهای فرهنگی اعمال میشود. دستکم ۴۵ زن بازداشت و بیش از ۳۰ زن به نهادهای امنیتی احضار شدهاند. این اقدامات شامل فعالان حقوق زنان، هنرمندان، خوانندگان زن و شرکتکنندگان در تجمعات یا زنان بدون حجاب بوده است.
همچنین ۱۲ واحد صنفی و فرهنگی به دلیل «نقض شئونات» یا مسائل مربوط به حجاب تعطیل شدهاند. لغو کنسرتها، محدودیت فعالیتهای هنری و فرهنگی، و پروندهسازی علیه زنان، نمونههایی از سرکوب فرهنگی و هنری هستند.
احکام قضایی سختگیرانه
در سال گذشته احکام متعددی شامل بیش از ۲۰۰ ماه حبس، ۷۴ تا ۱۷۸ ضربه شلاق، ممنوعیت فعالیت و خروج از کشور، پابند الکترونیکی و اقامت اجباری صادر شده است. نمونهها: حمیده زراعی (۱۸ ماه حبس و ۱۷۸ ضربه شلاق)، هستی امیری (۳ سال حبس)، مریم کریمی (حبس با پابند الکترونیکی) و زنان دیگر با مجازات ترکیبی مواجه شدند. این احکام نشان میدهد زنان معترض یا فعال مدنی در معرض خشونت قضایی سازمانیافته قرار دارند.
جغرافیا و الگوهای خشونت
خشونت علیه زنان در اکثر استانهای ایران ثبت شده اما بالاترین میزان در تهران، خراسان رضوی، البرز، کردستان، فارس، آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه گزارش شده است. دادهها نشان میدهد خشونت در زمستان و بهار (قتلهای خانوادگی و ناموسی) و در تابستان (اعتقالات، احضار و تعطیلی واحدها) شدت گرفته است. همچنین خشونت جنسی با شیوههای فریبنده در مکانهای عمومی و رسمی افزایش داشته است.
خشونت علیه زنان؛ جنایت علیه بشریت
این دادهها نشان میدهد خشونت علیه زنان در ایران بخشی از سیاست سرکوب سیستماتیک است که زنان و دختران را به دلیل جنسیتشان از حقوق بنیادین خود محروم میکند. سازمان ملل این خشونتها را به عنوان نمونهای از آزار جنسیتی در تصمیمگیریهای حقوق بشری خود استفاده کرده است. پروندههای قتل، خشونت جنسی و احکام تنبیهی نشان میدهد که این موارد تصادفی نیستند، بلکه بخشی از مکانیزم سرکوبی هستند که زنان را کمتر از سایر شهروندان در نظر میگیرد.