اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ایران را میتوان به مثابه کبریتی دانست که انبار باروت جامعه را شعلهور کرد؛ جرقهای کوچک که با نارضایتی مردم از افزایش نرخ دلار و گرانی کالاها آغاز شد، اما خیلی سریع به زبانی بدل شد برای بیان خواستهها و مطالبات عمیقتر.
به نقل از بیبیسی فارسی، از همان ابتدا که محور اعتراضات اقتصادی بود، شعارهایی با ماهیت ساختارشکن مطرح شد که مستقیم نظام سیاسی و شخص رهبر را هدف گرفت و خواستار تغییرات بنیادین گردید.
اعتراضات در ایران
شعارها معمولاً از دل زندگی واقعی مردم شکل میگیرند؛ عصبانیت، ترس، تحقیر و امید، همگی در آنها تجلی مییابند و مشکلات و دردهای عمیق جامعه را بهصورت کوتاه و فشرده بیان میکنند.
با این حال، همه شعارها به یک اندازه فراگیر نمیشوند. آنچه یک شعار را از زمزمهای پراکنده به فریادی جمعی تبدیل میکند، سادگی زبان، قابلیت تکرار، امکان همذاتپنداری و انطباق آن با حال و هوای سیاسی و روانی جامعه است.

میتوان گفت شعارها مانند لباسی هستند که معترضان بر تن میکنند؛ هویت و شناسنامه آنها را شکل میدهند. طی سالهای گذشته، این لباس هر بار که مردم به خیابان آمدند، تغییر کرده است: گاه شعارهای قدیمی دوباره احیا میشوند، گاه واژگان تازهای خلق میگردد که پیشتر در سیاست ایران جایگاهی نداشت.
این تحولات نه تنها بازتاب تغییر واژگان است، بلکه نشانگر تحول مطالبات و چشماندازهای سیاسی جامعه نیز هست. کلمات کوتاه و ساده وقتی کنار هم قرار میگیرند، مثل آجرهایی عمل میکنند که پایههای نظم سیاسی جدید را شکل میدهند؛ نظمی که در آن برخی صداها برجسته میشوند، برخی کنار گذاشته میشوند و جامعه به گروهها و افراد ما و آنها تقسیم میگردد و در نهایت این امکان را فراهم میآورد که برخی افراد و گروهها به قدرت و تصمیمگیری دست یابند.