ایران با جدیترین موج ناآرامیهای داخلی از زمان اعتراضات گسترده سال ۲۰۲۲ روبرو است.
در دسامبر ۲۰۲۵ و اوایل ژانویه ۲۰۲۶، هزاران معترض به خیابانهای شهرهای بزرگ ایران و چندین استان آمدند که ناشی از رکود اقتصادی بیسابقه و ناامیدی عمیق از سوءمدیریت دولت بود.
آزمون سخت حکومت در ایران
آنچه که با اعتراضات علیه فروپاشی استانداردهای زندگی آغاز شد، به سرعت به رویارویی گستردهتری بین دولت و بخشهای بزرگی از جامعه، در پسزمینه تنشهای ژئوپلیتیکی تشدید شده با ایالات متحده و اسرائیل، تبدیل شد.

بحران اقتصادی.. جرقه اصلی اعتراضات
یک بحران اقتصادی عمیق در قلب اعتراضات فعلی نهفته است. سالها عدم تعادل ساختاری، همراه با اعمال مجدد تحریمهای ایالات متحده و سوءمدیریت داخلی، تورم را به اوج تاریخی رسانده و درآمد خانوارها را به شدت کاهش داده است.
برآوردهای اقتصادی نشان میدهد که تورم در ایران در اواخر سال ۲۰۲۵ از ۴۸ درصد فراتر رفته است، در حالی که ریال ایران کاهش شدیدی در برابر دلار را تجربه کرده و قدرت خرید شهروندان را به شدت کاهش داده است.
تخمین زده میشود که بین یک چهارم تا نیمی از جمعیت اکنون زیر خط فقر زندگی میکنند، در حالی که بحرانهای انرژی و کمبود کالاهای اساسی به جنبههای مزمن زندگی روزمره تبدیل شدهاند.
در ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵، موجی از خشم عمومی در پی سقوط بیسابقه ارزش پول ملی در برابر دلار آمریکا فوران کرد و اعتراضات خودجوشی را با حضور بازرگانان، دانشجویان و شهروندان عادی برانگیخت.
این جنبشها محدود به تهران نبودند، بلکه به سرعت به شهرهای بزرگ و استانهای کوچکتر گسترش یافتند، که نشانهای آشکار از بحران رو به گسترش اعتماد به توانایی دولت در مدیریت اقتصاد و تأمین حداقل سطح ثبات زندگی است.

اعتراضات اقتصادی… اما با عمق سیاسی
برخلاف موجهای قبلی اعتراضات که بر سر مسائل اجتماعی خاص، مانند اعتراضات ۲۰۲۲ پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت، فوران کردند، اعتراضات فعلی ماهیتاً اقتصادی هستند.
با این حال، گسترش سریع و دامنه وسیع آنها نشان دهنده یک بحران عمیقتر است، زیرا گروههای اجتماعی مختلف خود را در ابراز عمومی ناامیدی خود از کل نهاد سیاسی متحد یافتهاند.
واکنش تهران.. مماشات کلامی و خطوط قرمز قاطع
رهبری ایران با ترکیبی از اذعان، انکار و سرپیچی با اعتراضات برخورد کرده است. مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، علناً شدت بحران اقتصادی را پذیرفت و گامهای نمادینی از جمله تعویض رئیس بانک مرکزی و برگزاری جلسات با رهبران تجاری را در تلاش برای مهار خشم و بازگرداندن اعتماد برداشت.
در مقابل، سایر مقامات رژیم لحنی تهاجمیتر اتخاذ کردند و ادعا کردند که قدرتهای خارجی از نقاط ضعف ایران سوءاستفاده میکنند. این چهرهها اظهارات آمریکاییها در مورد اعتراضات را به عنوان دخالت آشکار در امور داخلی رد کردند.
این لفاظیها به دنبال تغییر شکل ناآرامیهای داخلی به عنوان یک تهدید امنیتی و امتداد یک درگیری گستردهتر با غرب است.
حتی خود رئیس جمهور پزشکیان، با وجود صحبت از گفتگو و اصلاحات داخلی، تا حدودی با این چارچوب همسو شد و اعلام کرد که ایران در حال «جنگ تمام عیار» با قدرتهای غربی است.
رسانههای رسمی و مقامات ایرانی اصرار داشتند که هرگونه نشانهای مبنی بر از دست دادن مشروعیت رژیم را انکار کنند و بارها در بیانیهها تأکید کردند که اعتراضات محصول توطئههای خارجی با هدف بیثبات کردن جمهوری اسلامی است. واشنگتن و تشدید بیسابقه تنشها
در پاسخ، واشنگتن، تحت رهبری دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، واکنش تند و با صراحت غیرمعمولی نشان داد. در اوایل ژانویه ۲۰۲۶، ترامپ در رسانههای اجتماعی اعلام کرد که ایالات متحده «آماده و مسلح» است تا در صورت توسل رژیم به خشونت، از معترضان ایرانی حمایت کند و به احتمال مداخله در صورت هدف قرار گرفتن تظاهرکنندگان مسالمتآمیز اشاره کرد.
این تهدید عمومی نشاندهنده تغییر در سیاست ایالات متحده بود، زیرا دولتهای قبلی در برخورد با اعتراضات در داخل ایران محتاط بودند و از این میترسیدند که به نظر برسد در امور حاکمیتی آن دخالت میکنند.
با این حال، اظهارات ترامپ، که شامل اشاراتی به حمایت مستقیم از جامعه مدنی ایران بود، با محکومیت شدید در تهران مواجه شد و به عنوان بیملاحظه و تحریکآمیز توصیف شد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعتبار واشنگتن را زیر سوال برد و با استناد به سابقه تاریخی ایالات متحده در برخورد با ایران، نشاندهنده بیاعتمادی عمیقی بود که برای دههها ادامه داشته است.
مشاوران رهبر ایران، از جمله علی شمخانی، هشدارهای جدی دادهاند که هرگونه دخالت خارجی در «امور داخلی» ایران، خط قرمز تلقی شده و با واکنشی شدید مواجه خواهد شد.
اعتراضات در چارچوب یک درگیری منطقهای گستردهتر
اعتراضات فعلی را نمیتوان از چارچوب ژئوپلیتیکی گستردهتر منطقه جدا کرد.
سال ۲۰۲۵ شاهد تشدید خطرناک تنشها بین ایران و اسرائیل بود که در ماه ژوئن به درگیری نظامی با ایالات متحده منجر شد.
پس از حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای و نظامی ایران، تهران با حملات موشکی و پهپادی تلافی کرد و نگرانیها را در مورد یک جنگ منطقهای تمام عیار افزایش داد.
اگرچه بعداً آتشبس شکنندهای حاصل شد و تلاشهایی برای از سرگیری مذاکرات دیپلماتیک در مورد مسئله هستهای انجام شد، اما این تلاشها در بحبوحه بیاعتمادی متقابل، محدود و در معرض فروپاشی باقی ماندند.
تهران سیاست ایالات متحده را در خدمت اولویتهای امنیتی اسرائیل میداند، که روایت آن مبنی بر اینکه غرب به دنبال تضعیف حاکمیت و ثبات ایران است را تقویت میکند.
این لفاظی با وقوع اعتراضاتی که رسماً به عنوان بخشی از یک رویارویی گستردهتر با نیروهای خارجی که از بحرانهای داخلی سوءاستفاده میکنند، به تصویر کشیده شدند، تقویت شد.