گزارشهای مستقلی که توسط پلتفرم ایندیپندنت فارسی به آنها استناد شده است، نشان میدهد که پس از انتشار خبر مذاکرات مجدد بین دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و یک مقام ارشد ایرانی، موجی از واکنشهای منفی در بخشی از جامعه ایران ایجاد شده است.
بیشتر این واکنشها حول این ایده اساسی میچرخید که پایان دادن به جنگ بدون تغییر اساسی ساختار رژیم میتواند خطرناکتر از ادامه آن باشد.
همچنین بخوانید: ترامپ در تنگنای جنگ در ایران.. نه راه پیش نه راه پس
مذاکرات ترامپ و تهران
این واکنشها پس از آن صورت گرفت که ترامپ آنچه را که او «مذاکرات سازنده» با تهران توصیف کرد، اعلام کرد و به تعویق پنج روزه هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی ایران برای امکان مذاکره اشاره کرد. او همچنین به احتمال توافق سریع اشاره کرد و خاطرنشان کرد که مذاکرات با «یک چهره بسیار بانفوذ و محترم در رژیم ایران» در حال انجام است.
در تحولی بعدی، رسانههای اسرائیلی گزارشهایی را منتشر کردند که نشان میداد این چهره محمد باقر قالیباف است. با این حال، قالیباف به سرعت این گزارشها را تکذیب کرد، در حالی که گمانهزنیها در مورد وجود کانالهای ارتباطی پشت صحنه و تلاشهای میانجیگری منطقهای ادامه داشت.
موضوعات مرتبط: جنگ در ایران در ابهام.. شکاف میان گفتار ترامپ و میدان

در داخل ایران، این تحولات با استقبال گسترده روبرو نشد؛ بلکه نگرانی عمیقی را در میان بسیاری از شهروندان ایجاد کرد. در تهران، یکی از ساکنان گفت که پایان دادن به جنگ با توافقی که رژیم را در قدرت نگه دارد، به معنای «آغاز مرحلهای سختتر» خواهد بود، و معتقد بود که مقامات ممکن است «با نیرویی حتی بیشتر» برگردند و هر کسی را که مخالفت خود را ابراز کند، هرچند محدود، هدف قرار دهند.
عواقب جنگ
وی افزود که بسیاری در حال حاضر عواقب جنگ را تحمل میکنند به این امید که منجر به تغییر اساسی شود، و هشدار داد که بازگشت به وضع موجود، آن فداکاریها را بیمعنی خواهد کرد.
در مشهد، شهروندی خاطرنشان کرد که اعتراضاتی که کشور در سالهای اخیر شاهد آن بوده است، برای جامعه هزینه سنگینی داشته است و اگر جنگ به تغییر واقعی در ساختار حکومت منجر نشود، هدف آن را زیر سوال برد. او هشدار داد که ادامه رژیم به معنای تداوم و شاید حتی گسترش چرخه سرکوب خواهد بود.
موضوعات مهم: ترامپ: جنگ با ایران طول میکشد.. اروپا به اسکورت هرمز نپیوست
در رامسر، استان مازندران، یکی از ساکنان ابراز نگرانی کرد که هرگونه توافقی که واقعیت سیاسی را تغییر ندهد، ایران را به کشوری حتی بستهتر تبدیل میکند و وضعیت بالقوه را با کشورهای منزوی مانند کره شمالی مقایسه کرد.

در اصفهان، یکی از ساکنان از تشدید سرکوب پس از جنگ ابراز نگرانی کرد و گفت که رژیم ممکن است به اقدامات شدیدتر و تلافیجویانهتری علیه مردم متوسل شود.
در رشت، یکی از ساکنان مذاکرات را «فرصتی برای بقای رژیم» دانست و از محدودیتهای مداوم، از جمله سانسور اینترنت که شهروندان را مجبور به تحمل هزینههای بالا برای دسترسی به خدمات دور زدن فیلتر میکند، ابراز ناامیدی کرد.
در کرمانشاه، یکی از ساکنان معتقد بود که موفقیت رژیم در غلبه بر این مرحله، با تکیه بر تجربه خود در برخورد با مردم، آن را برای مهار هرگونه اعتراض در آینده مجهزتر خواهد کرد.
گزارشها از سنندج همچنین نگرانیهایی را مبنی بر اینکه هرگونه توافق سیاسی ممکن است به ضرر مردم باشد، ابراز میکرد، در حالی که یکی از ساکنان اهواز ابراز نگرانی کرد که از دست دادن امید به تغییر میتواند به ناامیدی گسترده منجر شود و وضعیت اجتماعی از قبل متزلزل را تشدید کند.
بسیاری از این ترسها ریشه در تجربیات گذشته، به ویژه وقایع ژانویه دارد که شاهد تلفات زیادی در جریان اعتراضات بود. این امر باعث شده است که برخی در جامعه، تشدید نظامی را، هرچند غیرمستقیم، به عنوان فرصتی بالقوه برای تغییر ببینند.
در مقابل، موضع بینالمللی به طور قابل توجهی متفاوت است. رهبران اروپایی، از جمله کییر استارمر و فردریش مرتس، از تلاشها برای کاهش تنشها و تلاش برای دستیابی به یک توافق سیاسی، در چارچوب رویکردی متمرکز بر مهار بحران و جلوگیری از گسترش منطقهای آن، استقبال کردهاند.
این واگرایی، شکاف آشکاری را بین آرمانهای بخشی از جمعیت ایران که جنگ را فرصتی برای تغییر میدانند، و اولویتهای قدرتهای بینالمللی که به دنبال مدیریت درگیری و کاهش خطرات آن هستند، نشان میدهد.
در همین حال، عملیات نظامی ادامه دارد و گزارشها حاکی از آن است که حملات تا اواخر ماه مارس ادامه داشته و مکانهای مختلفی را در داخل ایران هدف قرار داده است. این نشان دهنده چیزی است که ناظران آن را یک استراتژی دوگانه ترکیب فشار نظامی با مذاکره توصیف میکنند.
با این وجود، طبق این روایتها، احساس غالب در داخل ایران همچنان این نگرانی است که جنگ به گونهای پایان یابد که رژیم را تقویت کند نه تضعیف کند و به طور بالقوه راه را برای مرحله شدیدتری از سرکوب و انزوا هموار کند. این ترسها باعث میشود برخی بین سناریوهای بالقوه و سناریوهای کشورهایی که از رکود سیاسی و اقتصادی طولانی مدت رنج میبرند، تشابه قائل شوند.