نویسنده در تحلیلی جامع ادعا میکند که دولتها و رسانههای غربی دهههاست روایتی را رواج دادهاند که ایران را بزرگترین تهدید برای صلح جهانی به تصویر میکشد و آن را به حمایت از تروریسم و بیثبات کردن منطقه متهم میکند. این باور در واشنگتن، بروکسل و اکثر اتاقهای خبر اصلی به «خرد متعارف» تبدیل شده است.
با این حال، نویسنده استدلال میکند که واقعیت کاملاً با این روایت متفاوت است، به ویژه با توجه به تشدید اخیر حملات نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران.
همچنین بخوانید: همزمان با حملات اسرائیل.. دعوت به خیابانها و هشدارها

اسرائیل را عامل بیثباتی منطقه
نویسنده تأکید میکند که ایران به همسایگان خود حمله نکرده، جنگهای پیشگیرانه آغاز نکرده یا حاکمیت سایر کشورها را به اندازه سابقه اسرائیل نقض نکرده است.
علاوه بر این، ایران به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) پایبند است و تحت سختترین رژیم بازرسی در جهان قرار دارد، در حالی که اسرائیل دارای سلاحهای هستهای اعلام نشده است، از پایبندی به این پیمان یا انجام بازرسیها خودداری میکند و سابقه طولانی در حملات پیشگیرانه در خاورمیانه دارد.
ریشههای بحران کنونی را میتوان به اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ میلادی نسبت داد، که در آن بریتانیا قول داد بدون مشورت با جمعیت بومی فلسطین، یک خانه ملی برای یهودیان در فلسطین ایجاد کند. نویسنده در ادامه توضیح میدهد که طرح تقسیم سازمان ملل در سال ۱۹۴۷، ۵۶٪ از این سرزمین را به دولت یهودی اختصاص داد، در حالی که یهودیان تنها یک سوم جمعیت را تشکیل میدادند. این امر منجر به موجی از خشونت و آوارگی فلسطینیان، از جمله قتل عام دیر یاسین، قبیه و کفر قاسم شد. این سیاستها پایه و اساس درگیری و اشغال مداومی شد که تا به امروز ادامه دارد.
نویسنده در ادامه خاطرنشان میکند که از سال ۱۹۴۸، اسرائیل جنگها و عملیات نظامی پیشگیرانه متعددی را از حمله به مصر در سال ۱۹۵۶ تا جنگ ۱۹۶۷ که منجر به اشغال کرانه باختری، نوار غزه، بلندیهای جولان، اورشلیم شرقی و شبه جزیره سینا شد، به راه انداخته است که اوج آن حمله به لبنان در سال ۱۹۸۲ و قتل عام صبرا و شتیلا بود.
موضوعات مرتبط: همزمان با حملات اسرائیل.. دعوت به خیابانها و هشدارها

واکنش اسرائیل به قیامها و اعتراضات فلسطینیان
واکنش اسرائیل به قیامها و اعتراضات فلسطینیان همواره خشونتآمیز بوده و بر غیرنظامیان و زیرساختها متمرکز بوده است.
نویسنده استدلال میکند که در غزه، این نوار به بزرگترین زندان روباز جهان تبدیل شده است. محاصره اقتصادی اعمال شده از سال ۲۰۰۷ منجر به یک فاجعه انسانی شده است که پیش از وقایع اکتبر ۲۰۲۴، که اوج سالها اشغال، فقر و ستم بود، رخ داده است.
موضوعات مهم: ارتش اسرائیل: هر فرد مرتبط با رژیم در ایران هدف مشروع است
واکنش اسرائیل به این قیام ویرانگر بوده است، از جمله بمبارانهای گسترده و تعداد زیادی تلفات غیرنظامی. این واکنش از آن زمان تاکنون با حمایت آمریکا شامل لبنان، سوریه و اکنون ایران نیز شده است.
نویسنده از تعصب غربی انتقاد میکند و اظهار میدارد که ایالات متحده و اروپا ایران را به عنوان حامی تروریسم و یک تهدید جهانی به تصویر میکشند، در حالی که این واقعیت را نادیده میگیرند که ایران بیش از چهار قرن به هیچ کشوری حمله نکرده و همیشه راهحلهای دیپلماتیک و صلحآمیز را دنبال کرده است. در همین حال، اسرائیل از اصطلاحات توهینآمیز برای توصیف مردم منطقه استفاده میکند و به تجاوز نظامی و تهدیدهای هستهای خود ادامه میدهد که توسط غرب با مصونیت از مجازات حمایت میشود.
نویسنده نتیجه میگیرد که اسرائیل، نه ایران، به دلیل سابقهی گسترش نظامی، اشغال سرزمینی، جنگهای پیشگیرانه و عدم شفافیت هستهای، بیثباتکنندهترین نیرو در خاورمیانه است.
او استدلال میکند که اگر جامعهی بینالمللی این واقعیت را بپذیرد که سیاستهای اسرائیل، نه حضور ایران، علت اصلی بیثباتی منطقهای است، دستیابی به یک راهحل عادلانه همچنان امکانپذیر است.
نویسنده هشدار میدهد که ادامهی نادیده گرفتن این واقعیت، منطقه را در چرخهای از خشونت و جنگهای مکرر گرفتار خواهد کرد و از جامعهی بینالمللی، به ویژه کشورهای جنوب جهان، میخواهد که اطلاعات نادرست را رد کنند و مسئولیت واقعی خود را در قبال رنج فلسطینیان و بیثباتی منطقه بپذیرند.