در ۲۸ ژوئن، ساکنان بحرین و کویت، علیرغم توافق آتشبس بین ایالات متحده و ایران، با صدای آژیر حمله هوایی از خواب بیدار شدند. کویت اعلام کرد که دو موشک بالستیک ایرانی را رهگیری کرده است، در حالی که یک پهپاد ایرانی به یک ساختمان مسکونی در بحرین برخورد کرد، هرچند هیچ تلفاتی گزارش نشد.
با وجود خسارات محدود، این حملات یادآوری آشکاری بود که جمعیت و زیرساختهای حیاتی منطقه خلیج عربى همچنان در برابر پیامدهای درگیری آسیبپذیر هستند. این در زمانی اتفاق میافتد که توجه بینالمللی بیشتر بر قیمت نفت، اختلالات دریایی و امنیت تنگه هرمز متمرکز است تا هزینههای انسانی جنگ.

جنگ فراتر از نفت
جان کالابریس، عضو ارشد موسسه خاورمیانه، استدلال میکند که پیامدهای اقتصادی توجه بیشتری را به خود جلب میکند زیرا به سرعت در بازارهای جهانی منعکس میشود و بر زندگی میلیونها نفر در خارج از منطقه درگیری تأثیر میگذارد.
همچنین بخوانید: تهدید ترامپ به ایران و بسیج ۱۴ میلیون داوطلب برای دفاع
او توضیح داد که افزایش قیمت نفت مستقیماً بر هزینههای سوخت و تورم تأثیر میگذارد و اثرات جنگ را برای افکار عمومی جهانی ملموس میکند، در حالی که رنج غیرنظامیان، به ویژه با توجه به قطعی اینترنت و محدودیتهای پوشش رسانهای، کمتر قابل مشاهده است.
وی افزود که قربانیان همیشه توجه یکسانی را دریافت نمیکنند، زیرا رسانهها تمایل دارند رویدادهای مربوط به شهروندان خود یا رویدادهایی را که با روایت سیاسی غالب همسو هستند، پوشش دهند، در حالی که کارگران مهاجر، که درصد زیادی از جمعیت خلیج عربى را تشکیل میدهند، خارج از کانون توجه مداوم رسانهها باقی میمانند.
موضوعات مهم: سپاه پاسداران ایران.. قدرت پایدار و مقاومت در برابر تهاجم آمریکا
کارگران آسیایی در قلب خطرات
کارگران آسیای جنوبی بخش قابل توجهی از نیروی کار در بخشهای ساخت و ساز، حمل و نقل، خدمات و لجستیک را تشکیل میدهند – بخشهایی که در نزدیکی بنادر، تأسیسات صنعتی و زیرساختهای حیاتی متمرکز شدهاند که میتوانند در طول درگیریها هدف قرار گیرند.
کالابرس تأکید میکند که حضور این کارگران در مکانهای آسیبپذیرتر به این معنی نیست که آنها مستقیماً هدف قرار میگیرند، بلکه منعکس کننده ماهیت توزیع نیروی کار در منطقه است.
امنیت انسانی..داستان گمشده
مهند سلوم، استاد سیاست و امنیت بینالملل در موسسه تحصیلات تکمیلی دوحه، به نوبه خود معتقد است که پوشش خبری غرب عمدتاً بر شاخصهای اقتصادی مانند قیمت نفت، بیمه دریایی و تورم متمرکز است، در حالی که رنج غیرنظامیان توجه محدودی را به خود جلب میکند، که اغلب به هویت قربانیان و ارتباط آنها با نگرانیهای مردم غرب بستگی دارد.
او به چیزی که آن را «سلسله مراتب ضمنی توجه» مینامد اشاره میکند، جایی که گروههای خاصی مانند کارگران آسیایی، غیرنظامیان ایرانی و کردها به دلیل ملاحظات مربوط به ملیت، حضور ضعیف دیپلماتیک و رسانهای و دشواری کسب اطلاعات از مناطق درگیری، پوشش رسانهای کمتری دریافت میکنند.

خلیج عربى با نقاط ضعف استراتژیک روبرو است
سلوم تأکید میکند که جنگ، شکنندگی زیرساختهایی را که زندگی روزمره در کشورهای خلیج عربى به آنها وابسته است، آشکار کرده است.
کشورهای شورای همکاری خلیج عربى(GCC) به شدت به واردات مواد غذایی، آب شیرین شده دریا و نیروی کار خارجی متکی هستند. اکثر شهرهای بزرگ، نیروگاهها، تأسیسات صنعتی و بنادر در سواحل متمرکز شدهاند.
او هشدار میدهد که این سیستم در زمان صلح منبع قدرت است، اما در صورت جنگ به یک آسیبپذیری بزرگ تبدیل میشود.
کارخانههای آب شیرینکن… بزرگترین خطر
بخش آب شیرینکن از جمله آسیبپذیرترین بخشها است، زیرا کارخانههای آب شیرینکن در سواحل واقع شدهاند و اغلب به نیروگاههای تولید برق متصل هستند، در حالی که اکثر کشورها ذخایر آب کافی برای تنها چند روز دارند.
سالوم خاطرنشان میکند که هدف قرار دادن یک کارخانه آب شیرینکن با هدف قرار دادن یک پالایشگاه نفت یکسان نیست، زیرا تعطیلی آن میتواند میلیونها نفر را در مدت کوتاهی دچار بحران آب آشامیدنی کند، به ویژه در کشورهایی مانند بحرین و قطر که به شدت به آب شیرینکن وابسته هستند.
علاوه بر این، ارتباط متقابل برق و آب شیرینکن به این معنی است که هرگونه حمله به یک مرکز واحد میتواند منجر به اختلال گسترده در چندین سرویس ضروری شود.
غذا و دارو در معرض خطر
خطرات محدود به آب نیستند. گزارش سال 2025 توسط آلپن کپیتال نشان داد که بیش از 85 درصد از مواد غذایی مصرفی در کشورهای خلیج عربى وارداتی است و این امر تأمین مواد غذایی را در برابر هرگونه اختلال در بنادر، فرودگاهها یا خطوط کشتیرانی آسیبپذیر میکند.
در حالی که این اختلالات ممکن است برای ناظران خارجی صرفاً به عنوان افزایش قیمت حمل و نقل یا کالاها به نظر برسد، برای ساکنان منطقه، میتواند به بحرانی تبدیل شود که بر دسترسی به غذا، دارو و آب تأثیر میگذارد.
تأثیرات فراتر از تعداد تلفات
سالوم معتقد است که جنگها صرفاً با تعداد تلفات مستقیم سنجیده نمیشوند. اثرات آنها به چهار حوزه کلیدی گسترش مییابد: ناامنی آب، آلودگی محیط زیست، وخامت سلامت عمومی و آوارگی.
نشت نفت، آتشسوزی پالایشگاهها و حمله به تأسیسات شیمیایی میتواند باعث آسیب بلندمدت به محیط زیست دریایی در خلیج عربى شود. آلایندهها همچنین میتوانند بر ورودی کارخانههای آب شیرینکن تأثیر بگذارند و خطر کمبود آب آشامیدنی را افزایش دهند.
علاوه بر این، آسیب به بیمارستانها، قطع برق و اختلال در زنجیرههای تأمین دارو میتواند منجر به مرگ و میر و بیماریهایی شود که در تلفات مستقیم جنگ لحاظ نشدهاند.
غیرنظامیان ایرانی نیز هزینه آن را میپردازند.
در داخل ایران، جنگ منجر به تلفات غیرنظامیان و آسیب به خانهها، بیمارستانها، درمانگاهها و شبکههای برق شده است.
شهر میناب در استان هرمزگان شاهد یکی از مرگبارترین حملات بود، زمانی که موشکی در روز اول جنگ به دبستان شجره طیبه اصابت کرد و به گفته رسانههای ایرانی، ۱۵۵ نفر، از جمله تقریباً ۱۲۰ دانشآموز، کشته شدند.
در حالی که تصاویر قربانیان در ابتدا توجه بینالمللی را به خود جلب کرد، تمرکز رسانهها به سرعت به مذاکرات هستهای، تحولات نظامی و بازارهای انرژی بازگشت.
سالوم معتقد است که رنج غیرنظامیان ایرانی اغلب از دریچه مواضع سیاسی نسبت به دولت ایران تفسیر میشود، که توجه بشردوستانه به داستانهای آنها را کاهش میدهد.