دولت ترامپ ممکن است در مورد نقش رسمی اروپا در کمپین موسوم به «فرود اقتصادی» علیه ایران اغراق کند، اما سالها نزدیکی اقتصادی و سیاسی، اروپا را در تعاملاتش با تهران به طور فزایندهای به واشنگتن نزدیکتر کرده است.
اتحادیه اروپا از افزایش فشار اقتصادی بر ایران، از جمله «تحریمهای اقتصادی» به رهبری ایالات متحده، استقبال کرده است، اما رسماً تمام عناصر استراتژی ایالات متحده را تأیید نکرده است.
با این حال، شکاف بین مواضع رسمی و واقعیت عملی، تغییر قابل توجهتری را پنهان میکند. از زمان خروج ایالات متحده از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸، اروپا به طور فزایندهای به عنوان شریک کوچک واشنگتن در مورد مسئله ایران عمل کرده است.
اروپا و ایران
این نزدیکی، تحول جدیدی نیست. از اواخر دهه ۲۰۰۰، اروپا اقدام مستقل را با دیپلماسی کلامی جایگزین کرده و به حمایت از چندجانبهگرایی و گفتگو ادامه داده و در عین حال به طور مؤثر خود را با سیاست ایالات متحده همسو کرده است.
این تناقض پس از خروج ترامپ از توافق هستهای و اعمال مجدد تحریمهای ایالات متحده علیه ایران در سال ۲۰۱۸، به شدت آشکار شد. با وجود مخالفت اروپا، قانون مسدودکننده و سازوکار اینستکس نتوانستند تجارت معناداری را حفظ کنند، زیرا اکثر شرکتهای بزرگ اروپایی برای حفظ دسترسی خود به بازار ایالات متحده، از بازار ایران خارج شدند.
این انتخاب از نظر اقتصادی منطقی بود، زیرا بازار و سیستم مالی ایالات متحده بسیار بیشتر از فرصتهای محدود تجاری در ایران برای شرکتهای اروپایی بود. علاوه بر این، تسلط جهانی دلار به واشنگتن این قدرت را میدهد که تحریمهایی را با پیامدهای گسترده فراتر از مرزهای ایالات متحده اعمال کند.

بانکهای اروپایی، شرکتهای بیمه، شرکتهای کشتیرانی و گروههای صنعتی همچنان در معرض خطر شدید تنظیمکنندگان و بازارهای مالی ایالات متحده هستند. بنابراین، صرف نظر از مواضع رسمی دولتهای اروپایی، شرکتها به طور قاطع اولویت خود را حفظ دسترسی به ایالات متحده قرار دادند تا اینکه منافع خود را برای تجارت در ایران به خطر بیندازند.
با این وجود، کاهش تجارت مستقیم بین اتحادیه اروپا و ایران، اهمیت اقتصادی مداوم اروپا را برای تهران کاهش نمیدهد. طبق گزارش کمیسیون اروپا، تجارت کالا بین دو طرف در سال ۲۰۲۵ به ۳.۷ میلیارد یورو رسید که شامل ۲.۹۷ میلیارد یورو صادرات اروپا به ایران و ۷۶۰ میلیون یورو واردات از ایران بود.
بنابراین، اتحادیه اروپا همچنان شریک تجاری مهمی برای ایران باقی ماند، اگرچه ایران تنها حدود ۰.۱ درصد از کل صادرات اتحادیه اروپا را تشکیل میداد.
این ارقام همچنین میزان ارتباطات تجاری غیرمستقیم را کمتر از حد واقعی نشان میدهند، زیرا محصولات اروپایی از طریق ترکیه و تا حد بیشتری از طریق امارات متحده عربی، یک پلتفرم کلیدی صادرات مجدد، به ایران میرسند.
در نتیجه، افزایش فشار ایالات متحده بر آنکارا، بازرگانان مستقر در دبی، شرکتهای لجستیکی و بانکهای منطقهای میتواند بر کالاهای با منشأ اروپایی تأثیر بگذارد، حتی زمانی که شرکتهای اروپایی روابط قراردادی مستقیمی با خریداران ایرانی ندارند.
کمپین «روز فرود اقتصادی» نه تنها ایران را هدف قرار میدهد، بلکه قصد دارد واسطههای تجاری باقیمانده که با تهران سروکار دارند را مجبور کند بین ادامه تجارت با ایران و حفظ دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده یکی را انتخاب کنند.
نزدیکی سیاسی و دیپلماتیک
نزدیکی اروپا با واشنگتن به حوزههای سیاسی و دیپلماتیک نیز گسترش یافته است. در اوت ۲۰۲۵، پس از شکست مذاکرات با تهران، فرانسه، آلمان و بریتانیا، با حمایت ایالات متحده، مکانیسم «بازگشت سریع» سازمان ملل برای تحریمها را فعال کردند.
تحریمهای سازمان ملل در ۲۸ سپتامبر دوباره برقرار شدند و اتحادیه اروپا نیز روز بعد، ۲۹ سپتامبر، با اعمال مجدد محدودیتهای اقتصادی و مالی خود در رابطه با مسئله هستهای، از این اقدام پیروی کرد.
پس از سرکوب خونین اعتراضات ایران در ژانویه ۲۰۲۶، اتحادیه اروپا پا را فراتر گذاشت و رسماً در ماه فوریه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را یک سازمان تروریستی اعلام کرد و تحریمهای بیشتری را به دلیل نقض حقوق بشر و همچنین هدف قرار دادن برنامههای موشکی و پهپادی ایران و عملیات آن در خاک اروپا اعمال کرد.
این نزدیکی بعداً به عرصه چندجانبه نیز گسترش یافت. در سپتامبر ۲۰۲۶، ایالات متحده و سه کشور اروپایی – فرانسه، آلمان و بریتانیا – برای اولین بار در ۲۰ سال گذشته، شروع به تلاش برای صدور قطعنامهای از سوی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی کردند تا برنامه هستهای ایران را برای اولین بار در ۲۰ سال به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهند.
این اقدام، اختلاف بر سر بازرسیهای بینالمللی را تشدید کرد. در ۷ سپتامبر، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، اظهار داشت که تهران به آژانس اطلاع داده است که تا زمانی که در مذاکرات سیاسی گستردهتر پیشرفتی حاصل نشود، همکاری نخواهد کرد.
ایران همچنین هشدار داد که در صورت تصویب قطعنامه، اقدامات مشابهی را انجام خواهد داد. گروسی افزود که آژانس اطلاعاتی از تهران دریافت نمیکند و مقامات ایرانی به آنها اطلاع دادهاند که بدون پیشرفت در مذاکرات سیاسی، همکاری را از سر نخواهند گرفت.
ارجاع پیشنهادی پرونده، نشاندهنده تشدید قابل توجه بنبست هستهای است و فضای مانور را برای جاهطلبی دیرینه اروپا برای دنبال کردن مسیر سوم بین واشنگتن و تهران، تنگتر میکند.
این جنگ محدودیتهای نقش اروپا را آشکار میکند
جنگی که توسط ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۱۶ آغاز شد، در ابتدا نارضایتی قابل توجهی را در اروپا برانگیخت. رهبران اروپایی، علیرغم هماهنگی قبلی با واشنگتن در مورد مکانیسم ماشه برای تحریمها، نه با متحد اصلی خود مشورت کردند و نه به اندازه کافی به آنها هشدار دادند.
رهبران اروپایی خواستار خویشتنداری و احترام به قوانین بینالمللی شدند و نگرانیهای خود را در مورد پیامدهای منطقهای و اقتصادی عملیات نظامی ابراز کردند.
با این حال، با توجه به فقدان تواناییهای نظامی، نفوذ اقتصادی و وحدت سیاسی لازم برای اعمال نفوذ در منطقه، این نارضایتی به یک استراتژی مستقل اروپایی تبدیل نشد.