بانک مرکزی ایران توزیع بزرگترین اسکناس تاریخ کشور، یک اسکناس پنج میلیون ریالی را آغاز کرده است که نشان دهنده کاهش مداوم ارزش پول محلی و نیاز روزافزون به اسکناسهای بالاتر برای انجام معاملات روزانه است.
بانک مرکزی ایران اعلام کرد که اسکناس جدید، معروف به “ایران چک”، از روز یکشنبه وارد سیستم بانکی شده است و توضیح داد که این اقدام بخشی از “تنظیم گردش پول، تسهیل معاملات و تسریع پرداختهای روزانه” است.
بزرگترین اسکناس تاریخ ایران
با نرخ ارز فعلی که نزدیک به ۱.۶ میلیون ریال در برابر یک دلار است، ارزش این اسکناس جدید بیش از ۳.۱۰ دلار نیست که نشاندهنده میزان فرسایش قدرت خرید پول ایران ناشی از سالها تورم شدید و کاهش نرخ ارز است.
بانک مرکزی تأکید کرد که انتشار اسکناس جدید به معنای افزایش عرضه پول نیست، بلکه هدف آن تسهیل پرداختهای نقدی و جایگزینی اسکناسهای کوچکتر است.
این در حالی است که ریال تقریباً نیمی از ارزش خود را تنها در شش ماه از دست داده و با توجه به اینکه خانوارها و مشاغل به طور فزایندهای به قیمتگذاری و پسانداز با دلار آمریکا روی میآورند، در معرض خطر از دست دادن نقش خود به عنوان ذخیره ارزش و واسطه مبادله است.
قبل از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن ۲۰۱۵، دلار در بازار آزاد حدود ۸۰۰۰۰۰ ریال معامله میشد، در حالی که امروز تقریباً ۱.۶۲ میلیون ریال است. این امر نرخ ارز را به شاخص مستقیمی از عمق عدم تعادل اقتصادی تبدیل کرده و ریال را به نمادی از بحران و از دست دادن اعتماد تبدیل کرده است.
اگرچه سیاستگذاران رسمی افزایش ارزش دلار را به سفتهبازان و وحشت موقت نسبت میدهند، اما در واقع، این سقوط، نشاندهنده عدم تعادلهای ساختاری عمیقی است که بازار را به حالت بیثباتی مزمن سوق داده است.
این فشارها از دو عامل اصلی ناشی میشوند: مشکلات داخلی مزمن، از جمله کسری بودجه مداوم، سیستم بانکی دارای نقص ساختاری و تأمین مالی شبهمالی که منجر به افزایش تورم میشود؛ و شوکهای خارجی مانند تحریمهای شدیدتر، بحرانهای سیاسی مکرر و تهدید مداوم جنگ. این عوامل با هم ترکیب میشوند تا انتظارات منفی را به خودتورمی شتابنده تبدیل کنند.

ابزارهای شکستخورده
دولت در مواجهه با بحران ارزی مکرر، به ابزارهای سنتی که اثربخشی محدودی داشتهاند، مانند دستکاری رسانهای متوسل شده است و تلاش میکند انتظارات را از طریق لفاظیها و پیامهای سیاسی مدیریت کند. با این حال، این سیگنالها در غیاب اعتبار و انباشت وعدههای عملی نشده، تأثیر خود را از دست میدهند.
مقامات همچنین پیوسته از شهروندان خواستهاند که از خرید دلار خودداری کنند و اصرار داشتهاند که اوضاع تحت کنترل است، پیامهایی که اغلب به جای رفع بدبینی، آن را تقویت میکنند.
تزریق ارز خارجی به بازار به طور فزایندهای به عنوان مجرایی برای فساد و رانتجویی دیده میشود، نه یک راه حل پایدار، زیرا صرفاً بحران را با هزینه بالا به تعویق میاندازد.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی
شوکهای ارزی به شدت بر زندگی روزمره ایرانیان تأثیر گذاشته است، زیرا کاهش قدرت خرید، توانایی آنها را برای برنامهریزی اقتصادی تضعیف کرده است. بیشترین بار بر دوش کسانی است که درآمد ثابت دارند و حدود نیمی از نیروی کار را تشکیل میدهند، در زمانی که دستمزدها از افزایش قیمتها عقب ماندهاند.
برعکس، سرمایهگذاران بزرگ و صاحبان مشاغل میتوانند داراییهای خود را به ابزارهای امنتر منتقل کنند، در بحبوحه فرار سرمایه قابل توجهی که در سال ۲۰۲۴ تقریباً به ۲۰ میلیارد دلار و در ماههای قبل از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ به حدود ۹ میلیارد دلار رسید. تخمین زده میشود که خروج خالص سرمایه در ادامه سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۰ میلیارد دلار برسد.
شبح دلاری شدن
سقوط مداوم ریال نه تنها نشان دهنده یک بحران موقت، بلکه نشان دهنده یک شکست ساختاری عمیق است.
ثبات ارز نیازمند اصلاحات جامعی است که شامل سیاست خارجی، انضباط مالی و بازگرداندن اعتماد عمومی میشود. در همین حال، بانک مرکزی به سیاستهای کوتهبینانهای مانند سفتهبازي در بازار ارز و فروش طلا در مقیاس بزرگ متوسل شده است.
با کاهش اعتماد به ریال به عنوان یک ذخیره ارزش و واحد حساب، وابستگی به ارزهای خارجی افزایش مییابد و به تدریج اقتصاد را به سمت دلاری شدن سوق میدهد. بدون تغییر اساسی، به نظر میرسد این مسیر نزولی ادامه خواهد یافت و جامعه ایران، به ویژه آسیبپذیرترین بخشهای آن، بار بیثباتی فعلی و خطرات فروپاشی قریبالوقوع را متحمل خواهد شد.