بلوچها یک گروه قومی هستند که عمدتاً در منطقه بلوچستان، که بخشهایی از پاکستان، ایران و افغانستان را در بر میگیرد، متمرکز شدهاند و جوامع کوچکتری نیز در هند و کشورهای خلیج فارس دارند.
با وجود هزاران سال سلطه امپراتوریهای متعدد بر سرزمینهایشان، بلوچها هویت زبانی، فرهنگی و اجتماعی متمایز خود را حفظ کردهاند. این هویت آنها را از گروههای قومی همسایه متمایز میکند.
هویت قومی و تاریخ بلوچها در ايران
ادبیات بلوچی به یک منشأ قومی مشترک اشاره دارد، برخی نسب آنها را به قبیله عرب قریش برمیگردانند، در حالی که برخی دیگر آن را به پادشاه بابل بلوس ردیابی میکنند.
برخی از محققان، مانند دکتر تاج محمد پریسیک در کتاب خود *ملیگرایی بلوچ، ریشهها و توسعه آن*، معتقدند که بلوچها گروههای کوچکتر دیگری را جذب کردهاند و در نتیجه ملتی با پیشینههای قومی متنوع ایجاد شده است.
“از نظر تاریخی، بلوچها پیش از استقرار در مناطقی که اکنون به عنوان بلوچستان شناخته میشوند، دامداران کوچنشین بودند. این مناطق ترکیبی از مردمان ایرانی و هندی بود.
توزیع جمعیت
آمار دقیقی از تعداد مردم بلوچ وجود ندارد، اما برخی تخمینها نشان میدهد:
بلوچستان پاکستان: بخشی از جمعیت ۲۱.۹ میلیونی این استان ۲۰۲۳
سیستان و بلوچستان ایران: تقریباً ۲.۷ میلیون نفر ۲۰۱۶
افغانستان: بیش از ۶۰۰۰۰۰ نفر.
زبان و فرهنگ
بلوچها به زبان بلوچی صحبت میکنند، زبانی غنی از واژگان و فولکلور. این زبان به دو گویش اصلی تقسیم میشود: بلوچی شرقی و غربی، و متعلق به شاخه هند و اروپایی زبانهای ایرانی است.
نظام اجتماعی بلوچ با وجود ظهور احزاب سیاسی مدرن، توسط طایفهها و قبایلی مشخص میشود که بر زندگی اجتماعی تسلط دارند.
دین و آداب و رسوم
بلوچها مسلمان سنی هستند و اکثریت آنها پیرو مکتب فکری حنفی هستند، آنها سنتهای مشترکی را حفظ میکنند، از جمله لباسهای سنتی و آهنگهای عامیانه که کوهها، بیابانها و شجاعت قهرمانانشان را جشن میگیرند.
سرزمین و منابع
بلوچستان، به معنای “سرزمین بلوچها”، در سراسر فلات جنوب شرقی ایران امتداد دارد و جنوب غربی پاکستان، جنوب شرقی ایران و بخشهایی از جنوب افغانستان را در بر میگیرد.
این منطقه که سرشار از گاز طبیعی و طلا است، به دلیل قرار گرفتن در کریدور اقتصادی چین، پاکستان و بندر گوادر در دریای عرب، از اهمیت جغرافیایی و استراتژیک قابل توجهی برخوردار است.
تاریخ و منازعات سیاسی
قبل از ورود اسلام در قرن هفتم میلادی، بلوچستان توسط امپراتوریهای هخامنشی، ساسانی، مقدونی، غزنوی، سلجوقی و مغول اداره میشد.
در طول قرنهای شانزدهم و هفدهم، این منطقه بین ایرانیان و مغولها تقسیم شد و در نهایت به مجموعهای از امیرنشینهای کوچکتر، مانند امارت کلات، تبدیل شد که بعداً پس از استقلال در سال ۱۹۴۷ به پاکستان ملحق شد.
کشف گاز طبیعی در اواسط قرن بیستم منجر به ظهور جنبشهای جداییطلبانه مسلحانه شد. برجستهترین گروههای جداییطلب در پاکستان شامل ارتش آزادیبخش بلوچستان ارتش ملی بلوچستان و جبهه آزادیبخش بلوچستان هستند.
در ایران، جنبشهای شورشی بلوچ در سیستان و بلوچستان، بهویژه جندالله و جیشالعدل، ظهور کردهاند که تا حدودی با فرقهگرایی سنی انگیزه دارند. برخی از محققان معتقدند که این گروهها با سازمانهای تروریستی ارتباط دارند.
بلوچها مردمی با هویت قوی هستند که تاریخی طولانی را با هویتهای قومی، فرهنگی و مذهبی ترکیب میکنند.
آنها در سه منطقه محل سکونت خود با چالشهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی روبرو هستند. مطالبات آنها برای به رسمیت شناختن حقوق فرهنگی، سیاسی و اقتصادیشان همچنان یک مسئله مداوم است که بر ثبات و امنیت منطقهای تأثیر میگذارد.