یک گزارش اقتصادی نشان داد که سالها تورم بالا، میلیونها خانواده ایرانی را به مبارزه روزانه برای تأمین هزینههای اولیه زندگی سوق داده است، زیرا دستمزدها به سختی برای تأمین غذا کافی هستند، چه رسد به پوشش مسکن، مراقبتهای بهداشتی، حمل و نقل و سایر نیازهای ضروری.
با وجود ادامه ارائه یارانههای نقدی ماهانه و کوپنهای الکترونیکی غذا توسط دولت به بخش بزرگی از جمعیت، بسیاری از ایرانیان ادعا میکنند که این اشکال کمک دیگر با هزینههای رو به رشد زندگی همخوانی ندارند.
همچنین بخوانید: تکذیب امارات درباره تغییر اقامت ایرانیان و رد لغو ویزا
تورم افسارگسیخته
بر اساس تحلیلی که توسط وبسایت اقتصادی اکو ایران منتشر شده است، بر اساس قیمتهای رسمی مواد غذایی، حداقل سبد غذایی و حداقل دستمزد، حقوق یک کارگر متأهل که از یک فرزند حمایت میکند، اکنون به سختی برای تأمین حداقل نیازهای غذایی ماهانه یک خانواده سه نفره کافی است.
این تحلیل تخمین زده است که یک فرد در ماه ژوئن تقریباً به 78 میلیون ریال ایران برای تأمین حداقل نیازهای غذایی خود نیاز داشته است. خرید مواد غذایی به تنهایی تقریباً کل درآمد خانوادههای وابسته به حداقل دستمزد را مصرف میکند و آنها را قادر به پوشش اجاره، قبوض آب و برق، حمل و نقل، مراقبتهای بهداشتی، آموزش و پوشاک نمیکند.
همچنین بخوانید: پزشکیان: مذاکرات با واشنگتن در چارچوب منافع ملی انجام میشود

افزایش شدید تورم و افزایش شدید قیمت مواد غذایی
این در حالی است که بسیاری از خانوادههای ایرانی بین ۵۰ تا ۷۰ درصد از درآمد خود را صرف مسکن میکنند.
قیمت اقلام غذایی اساسی، از جمله گوشت قرمز، مرغ، لبنیات، برنج، تخم مرغ، روغن، میوه و سبزیجات، همچنان به شدت افزایش یافته و برای تعداد فزایندهای از خانوادهها غیرقابل دسترس است.
طبق دادههای مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه به حدود ۶۶ درصد رسیده است، در حالی که نرخ تورم سالانه پس از افزایش حدود پنج درصد در تنها یک ماه، از ۸۸ درصد فراتر رفته است.
طبق گزارشهای بازار ایران، تورم قیمت مواد غذایی و آشامیدنی از ۱۳۰ درصد فراتر رفته است، در حالی که قیمت گوشت قرمز و مرغ در مقایسه با سال گذشته حدود ۱۸۰ درصد افزایش یافته است که منجر به کاهش قابل توجه تقاضا شده است.
بسیاری از ایرانیان میگویند تجربه روزانه آنها با افزایش قیمتها حتی شدیدتر از آن چیزی است که آمارهای رسمی نشان میدهند، زیرا افراد کمدرآمد و با درآمد متوسط بیشترین بخش از درآمد خود را به غذا، مسکن، حمل و نقل و مراقبتهای بهداشتی اختصاص میدهند – بخشهایی که بیشترین افزایش را داشتهاند.
فرسایش طبقه متوسط
کامران نادری، اقتصاددان، به تجارت نیوز گفت که سالها تورم مداوم، آسیبهای بلندمدتی را به وضعیت مالی خانوادههای ایرانی وارد کرده است.
او توضیح داد که اگرچه فشارهای اقتصادی بر افراد کمدرآمد و طبقه متوسط ممکن است در کوتاهمدت قابل کنترل باشد، اما وقتی سالها ادامه یابد، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای به جا میگذارد.
او افزود که از سال ۲۰۱۸، پس از خروج ایالات متحده از توافق هستهای، ایران به طور متوسط نرخ تورم سالانه بین ۴۰ تا ۴۵ درصد را ثبت کرده است، در حالی که دستمزدها در دولتهای متوالی با تورم همگام نبوده است. این امر منجر به کاهش قابل توجه قدرت خرید طبقه متوسط شده است.
حتی توافق با واشنگتن نیز به سرعت تورم را کاهش نخواهد داد.
اقتصاددانان هشدار دادهاند که دستیابی به توافق بین ایران و ایالات متحده یا کاهش احتمال درگیری نظامی، منجر به کاهش سریع نرخ تورم نخواهد شد.
کمال اطهاری، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، به ایلنا گفت که حتی خوشبینانهترین سناریو، که شامل لغو تحریمها و رفع موانع مربوط به قرار گرفتن ایران در فهرست گروه ویژه اقدام مالی (FATF) میشود، سالها طول خواهد کشید تا ایران روابط تجاری عادی خود را با اقتصاد جهانی احیا کند. وی افزود که تورم در نهایت ممکن است کاهش یابد، اما این روند تدریجی خواهد بود، نه سریع.
درخواستها برای افزایش دستمزدها و تشدید بحثهای سیاسی
کاهش استانداردهای زندگی، درخواستهای جدیدی را برای افزایش یارانههای دولتی برانگیخته است.
محسن باقری، عضو شورای هماهنگی شوراهای اسلامی کارگران در تهران، خواستار بررسی حداقل دستمزد تعیین شده در آوریل گذشته شد. او همچنین خواستار افزایش ارزش کوپنهای الکترونیکی غذا شد که با وجود افزایش مداوم قیمتها ثابت ماندهاند.
در همین حال، بحران اقتصادی به کانون جدید بحثهای سیاسی در ایران پس از جنگ تبدیل شده است و منتقدان تندرو، دولت رئیس جمهور مسعود پزشکیان را به خاطر وخامت اوضاع اقتصادی سرزنش میکنند.
با این حال، دیگران استدلال میکنند که درخواستهای مداوم برای تشدید و رویارویی، واقعیت اقتصادی رو به وخامت را نادیده میگیرد. آنها تأکید میکنند که خانوادههای ایرانی با بحرانهای فزایندهای در استانداردهای زندگی، آموزش، مراقبتهای بهداشتی، مسکن و اشتغال مواجه هستند و این در حالی است که شاخصهای اقتصادی حاکی از افت بیشتر اوضاع است.