سواحل جزیره شیدور، همین نزدیکیهای جزیره خارک که قلب صادرات نفت ایران حساب میشود، روزگاری ماسههای سفید و آبهای شفاف داشت. بهش میگفتند “مالدیو ایران”.
ولی حالا منظره حسابی عوض شده. جایی که قبلاً به عنوان بهشتی طبیعی نفسگیر شناخته میشد، حالا روی ساحل لکههای سیاهی نشسته و دریا هم داستان تلخی از پیامدهای جنگ تعریف میکند.
در کنار مهمترین بنادر نفتی کشور، یکی از نگرانکنندهترین بحرانهای زیستمحیطی چند دهه اخیر اتفاق افتاده. حالا یک نشت نفتی بزرگ، بیش از ۴۵ هزار کیلومتر مربع از آبهای منطقه را آلوده کرده و کارشناسان میگویند حدود ۸۰ هزار بشکه نفت توی آب ریخته. هنوز هیچکسی دقیقاً نگفته این فاجعه چرا رخ داده.

جزیره شیدور
ولی مشکل فقط به خود نشت خلاصه نمیشود. متخصصها میگویند این حادثه نتیجه سالها بیتوجهی به زیرساختهای نفتی است. دههها نگهداری ضعیف و هزار و یک مشکل اداری، اوضاع را به اینجا رسانده.
حتی با اینکه ایران سالها از نفت درآمد زیادی داشته، بخشهای بزرگی از خطوط لوله و تأسیسات نفتی هنوز با همان تجهیزات قدیمی کار میکنند. همین باعث شده این سیستم همیشه آماده خرابکاری بعدی باشد.
حالا دیگر جزیره شیدور فقط به خاطر زیباییهایش شناخته نمیشود. امروز، نمادی است از ویرانی محیط زیست؛ جایی که طبیعت زیر فشار جنگ و فرسودگی زیرساختها آسیب دیده.
تصاویر آلودگی دریا همه جا پخش شده و حالا تأثیرات نشت نفت محدود به ایران نیست. خلیج فارس مثل یک حوض نیمهبسته است و آبش دیر به دیر عوض میشود. این یعنی نفت و آلایندهها ممکن است سالها در آب بمانند و حیات و اکوسیستم کل منطقه را تهدید کنند.
بازسازی لولهها یا تأسیسات صادراتی دیر یا زود ممکن است انجام شود، ولی ترمیم محیط زیست اینقدرها ساده نیست. این زخمها گاهی فقط با گذر سالها – یا حتی دههها – التیام پیدا میکنند.
در پایان، بعضی ناظران میگویند هزینه واقعی برخی جنگها را نباید فقط در ساختمانهای خراب شده یا زیرساختهای سوخته دید. پیامدهای محیط زیستی که گاهی تا مدتها بعد باقی میماند، خودش یک دردسر بزرگ و دیرپاست که باید جدی گرفته شود.