ایران بار دیگر در بحبوحه بیش از دو هفته اعتراضات سراسری که علیرغم سرکوب خشونتآمیز رژیم، کشور را به لرزه درآورده است، به صدر اخبار بینالمللی بازگشته است.
به گزارش روزنامه فرانسوی لوموند، این تظاهرات با اعتراض بازاریان بازار بزرگ تهران به سقوط پول ملی آغاز شد، اما به سرعت به یک چالش سیاسی مستقیم برای ایران تبدیل شد.
مرحله نهایی جمهوری اسلامی
امروز، این اعتراضات منعکس کننده خشم عمیقی است که در تمام طبقات و نسلهای اجتماعی گسترش یافته است.
این موج اعتراضات در بحبوحه تلاقی بحرانهای به هم پیوسته رخ میدهد. از نظر اقتصادی، فروپاشی طبقه متوسط و افزایش فقر در میان کارگران، تضاد شدیدی با ثروت نخبگان الیگارشی نزدیک به رژیم ایجاد کرده است.
از نظر سیاسی و اجتماعی، ایران با شکاف عمیقی بین جوانان سکولار که به دنبال آزادی، برابری و حکومت مدرن هستند و یک رژیم تندرو و اقتدارگرا که مصمم به حفظ قدرت است، روبرو است.
علاوه بر این، بحرانهای زیستمحیطی رو به وخامت ناشی از دههها سوءمدیریت منابع طبیعی، و همچنین بحرانهای ژئوپلیتیکی و نظامی منطقهای که با حملات ۷ اکتبر و جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل تشدید شدهاند، نیز وجود دارند.
در این شرایط ناپایدار، ظهور موج جدیدی از اعتراضات تعجبآور نیست، ایران در طول دو دهه گذشته شاهد مجموعهای از جنبشهای اعتراضی بوده است که از نظر فراوانی و شدت رو به افزایش بودهاند.

مرحله انتقالي
برخی از ناظران ممکن است فرض کنند که سرکوب مکرر با موفقیت این جنبشها را مهار کرده است، اما این توضیح بسیار سادهانگارانه است. جنبشهایی مانند زنان، زندگی و آزادی، ردپای عمیقی بر جامعه گذاشته و پایههای رژیم را تضعیف کردهاند.
رهبر ایران، علی خامنهای، اغلب به یک «درخت ریشهدار» تشبیه میشود، اما امروز این درخت از درون توخالی است و در برابر کوچکترین تحریکی آسیبپذیر است.
آنچه این موج فعلی را متمایز میکند، فراگیری و دامنه وسیع اجتماعی آن است.
برخلاف اعتراضات سال ۲۰۱۹ که عمدتاً محدود به طبقه کارگر بود و اعتراضات سال ۲۰۲۲ که بر طبقه متوسط متمرکز بود، اعتراضات امروز همه اقشار جامعه را در بر میگیرد.
برای اولین بار، نام رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، به عنوان نمادی برای برخی از بخشهای جمعیت ظاهر شده است که در شعارهای حمایت از او و نقش بالقوهاش در مرحله انتقالی آینده مشهود است.

دولت زامبی
عوامل خارجی نیز نقش مهمی ایفا میکنند، زیرا ایران از نزدیک هشدارهای مکرر دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در مورد احتمال مداخله در صورت ادامه سرکوب خونین را زیر نظر دارد.
ایرانیها این هشدارها را به آنچه برای نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا اتفاق افتاده است، مرتبط دانستهاند، که رژیم را نگران کرده و همزمان روحیه معترضان را تقویت کرده است.
با این وجود، وضعیت همچنان ناپایدار است. دولت آماده است برای حفظ قدرت دست به کشتار بزند و هرگونه مداخله نظامی خارجی پیچیده و مملو از نتایج نامشخص خواهد بود. مداخله نظامی میتواند منجر به فروپاشی رژیم یا عواقب ناخواسته شود.
آنچه مسلم است این است که وضعیت فعلی ناپایدار است. دولتی که جوانان خود را “تروریست” مینامد، نمیتواند برای همیشه دوام بیاورد.
ابزار اصلی کنترل – ترس – در حال از بین رفتن است، همانطور که از مقیاس اعتراضات جاری علیرغم دستگیریها، مرگها و قطعی اینترنت مشهود است.
کریم سجادپور، کارشناس مشهور ایران، ایران امروز را به عنوان یک “دولت زامبی” توصیف میکند دولتی فاقد مشروعیت، ناتوان از انجام وظایف حیاتی خود و تنها از طریق خشونت مرگبار به حیات خود ادامه میدهد، که حتی اگر امر اجتنابناپذیر را به تعویق بیندازد، نمیتواند از فروپاشی رژیم جلوگیری کند.
علاوه بر این، باید نبرد فرهنگی بزرگتری را که ایرانیان از زمان تأسیس ايران آغاز کردهاند، در نظر گرفت، نبردی که مردم در آن پیروز شدهاند.
ایرانیان قاطعانه اسلام سیاسی را رد کردهاند و دیگر نمیخواهند رژیم به هیچ شکلی ادامه یابد.
اکثر ایرانیان آرزوی جدایی سیاست از دین، عادیسازی روابط با جهان، برخورداری از آزادیهای مدنی و فردی و داشتن یک زندگی اقتصادی مرفه را دارند – که همه اینها تحت رژیم فعلی غیرممکن است.
بنابراین، بسیاری معتقدند که ایران وارد مرحله نهایی خود شده است و سقوط آن اجتنابناپذیر است.