غرب از مدتها پیش تا به حال یک اشتباه بزرگ کرده است. آنها رژیم ایران را یک “حکومت دینی” معرفی میکنند. اما این توصیف درست نیست. رژیم ایران طبق قوانین اسلامی حکومت نمیکند. آنها مانند یک دیکتاتوری سرکوبگر عمل میکنند. آنها از دین برای افزایش قدرت یک اقلیت حاکم استفاده میکنند.
این اقلیت شامل بخشی از روحانیت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و مؤسسات مالی بزرگ است. آنها تقریباً ۴۰٪ از اقتصاد کشور را کنترل میکنند. علاوه بر این، آنها یک شبکه سیاسی و بازاری وفادار به رژیم دارند.

حکومت آیتالله در ایران
رژیم ایران فقط یک حکومت مذهبی نیست. آنها یک پروژه ایدئولوژی جهادی شیعه هستند. آنها دین را به ابزاری برای کنترل سیاسی تبدیل کردهاند.
این ایدئولوژی باعث شده است که تروریسم به خارج از کشور صادر شود. آنها از طریق شبهنظامیان مسلح مانند حزبالله در لبنان، شبهنظامیان عراقی وفادار به ایران، حوثیها در یمن و حماس در فلسطین عمل میکنند.
اقتصاد ملی برای حمایت از این نیروهای مسلح غارت میشود. در حالی که مردم عادی ایران از بیکاری، تورم بالا و اختلال در خدمات اساسی مانند آب و برق رنج میبرند.
قیام مردم
اعتراضات در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۵ آغاز شد. پس از سقوط پول ملی، ریال، که بیش از ۸۰ درصد ارزش خود را از دست داد.
این قیام فقط یک انفجار اقتصادی نبود. بلکه مردم از دههها خشم عمومی ناشی از اولویتبندی رژیم بر صدور تروریسم به قیمت رفاه مردم خشمگین بودند.
شعارهای معترضان به سرعت از مطالبات اقتصادی مانند “نان، کار و آزادی” به رد کامل رژیم تبدیل شد.
برخی از معترضان مساجد رژیم را آتش زدند و پرچم “شیر و خورشید” را برافراشتند. این نمادی بود که نشان دهنده رد کامل نظام اسلامی حاکم و امتناع آنها از بازگشت به هر شکلی از سلطنت قبلی بود.

سرکوب خشونتآمیز
از همان ابتدا، رژیم به سرکوب سازمانیافته و خونین، به رهبری سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، با حمایت شبهنظامیان بسیج، متکی بود.
تا ژانویه ۲۰۱۶، تعداد کشتهشدگان به بیش از ۱۵۰۰۰ نفر رسیده بود. در حالی که طبق برآوردهای محافظهکارانه، تعداد بازداشتشدگان تقریباً به ۲۵۰۰۰ نفر رسیده بود.
استفاده از مهمات جنگی، تکتیراندازها و خودروهای نظامی علیه غیرنظامیان به صورت سیستماتیک انجام شد. آنها زنان و جوانان نسل جدیدی را که کاملاً رژیم را رد میکنند، هدف قرار دادند.
هدف از سرکوب، ارعاب شهروندان و وادار کردن آنها به تسلیم است. اما مردم ایران بیدار و مصمم به مقابله با رژیم هستند.
بحران اقتصادی و اجتماعی
این بحران با سیاستهای اقتصادی رژیم تشدید شده است. جایی که تأمین مالی تروریسم به قیمت رفاه مردم تمام شده است.
بیکاری جوانان از ۳۰٪ فراتر رفته است. قطعی برق و آب به امری عادی تبدیل شده است. در حالی که تورم و افزایش قیمتها قدرت خرید شهروندان را کاهش داده است.
این واقعیت منجر به فروپاشی قرارداد اجتماعی بین رژیم و مردم شده است. اعتراضات را فراگیرتر و متنوعتر کرده است. با مشارکت گروههای مختلف: دانشجویان، کارگران، بازرگانان و اقلیتهای قومی مانند کردها، آذریها، اعراب و بلوچها.
پتانسیل رویارویی با غرب
در همین حال، تهدیدات نظامی آمریکا با جابجایی نیروها از پایگاه هوایی العدید در قطر و آمادهسازیهای نظامی در خلیج عربى در حال افزایش است.
گزینه نظامی از انجام حملات جامع که ممکن است رژیم را سرنگون کند تا حملات هدفمند علیه دستگاههای سرکوبگر متغیر است.
این چالش استراتژیک در حمایت از مردم ایران بدون اجازه دادن به رژیم برای به تصویر کشیدن هرگونه مداخله خارجی به عنوان یک تهدید ملی نهفته است. که میتواند از آن برای توجیه سرکوب بیشتر استفاده کند.