هیچ کشوری به اندازه اسرائیل که ايران را دشمن وجودی و تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود میداند، اعتراضات جاری در ایران را با همان سطح از علاقه دنبال نمیکند.
ایران مدتهاست که دغدغه همیشگی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، بوده است. او پیوسته دولت تهران و رهبر آن، علی خامنهای، را به عنوان تهدیدی جهانی قابل مقایسه با آلمان نازی به تصویر کشیده است.
سقوط رژیم ایران
دو کشور در ژوئن گذشته درگیر جنگی ۱۲ روزه شدند که طی آن اسرائیل، با همراهی کوتاه مدت ایالات متحده، سایتهای نظامی و هستهای ایران را بمباران کرد، در حالی که تهران با پرتاب موشکهای بالستیک به سمت اسرائیل تلافی کرد.
بسیاری از اسرائیلیها آشکارا از سقوط رژیم ایران استقبال میکنند. با این حال، مقامات و تحلیلگران سابق ادعا میکنند که بعید است رهبری اسرائیل گامهای مشخصی برای تغییر رژیم بردارد، زیرا معتقد است که دولت ایران در آستانه فروپاشی نیست و اعتراضات فعلی برای سرنگونی آن کافی نیست.
این تحلیلگران استدلال میکنند که اسرائیل تنها در صورتی به ایران حمله خواهد کرد که به عملیاتی به رهبری ایالات متحده بپیوندد یا تهران حمله مستقیمی علیه آن انجام دهد.
کارشناسان معتقدند که احتیاط اسرائیل در مورد هرگونه حمله احتمالی ایالات متحده کاملاً موجه است، با توجه به خطرات واکنش شدید علیه اسرائیل، از جمله وقوع جنگ جدید، علاوه بر احتمال اندک سرنگونی رژیم مذهبی در تهران توسط هرگونه عملیات محدود.

تردیدهای اسرائیل در مورد توانایی معترضان برای موفقیت
تحلیلگران اسرائیلی انتظار دارند که موج فعلی اعتراضات کوتاه مدت باشد و به فقدان رهبری متحد معترضان یا ابزاری برای دفاع از خود، در بحبوحه گزارشهایی مبنی بر کشته شدن هزاران معترض توسط نیروهای امنیتی، اشاره میکنند.
سیما شاین، کارشناس باسابقه امور ایران و مقام سابق موساد، میگوید: “اگر میلیونها نفر در خیابانها بودند، متوقف کردن آنها بسیار دشوار بود، شما نمیتوانید همه را بکشید، اما ما میلیونها نفر را نمیبینیم، هزاران نفر را میبینیم. و این رژیم به خوبی میداند که چگونه با آن برخورد کند، ابزار اصلی آن کشتن است و اطمینان حاصل کردن از اینکه همه میدانند که کشته میشوند.”
تحلیلگران خاطرنشان میکنند که سپاه پاسداران و شبهنظامیان بسیج نقش محوری در سرکوب اعتراضات دارند، زیرا سرنوشت آنها مستقیماً به بقای رژیم مرتبط است. زوهر پالتی، رئیس سابق بخش اطلاعات موساد، میگوید: “اگر رژیم تغییر کند، آنها مرده هستند. به همین دلیل است که آنها مردم را در خیابانها میکشند”.
ایال هولاتا، مشاور سابق امنیت ملی اسرائیل، معتقد است که هرگونه قیام موفقیتآمیز نیازمند یک اپوزیسیون سازمانیافته است که قادر به تحمل سرکوب خشونتآمیز و مداوم باشد، چیزی که به گفته او، ایران در حال حاضر فاقد آن است.
کارشناسان تأکید میکنند که ابزارهای غیرنظامی، مانند تقویت صدای مخالفان از طریق رسانههای اجتماعی یا انجام حملات سایبری، برای تهدید بقای رژیم ایران کافی نیستند.
پالتی میگوید: “من هرگز حملات سایبری که قادر به سرنگونی کشورها باشند را ندیدهام”.
با قطع اینترنت و سرکوب پوشش رسانهای مستقل در داخل ایران، حتی اسرائیل که به خاطر تواناییهای اطلاعاتیاش در داخل ایران مشهور است، دریافت تصویر دقیقی از آنچه در صحنه اتفاق میافتد را دشوار مییابد.
هولاتا وضعیت را با این جمله خلاصه میکند: “اسرائیل نمیتواند رژیم ایران را تغییر دهد، ممکن است به مخالفان کمک کند یا نفوذ محدودی اعمال کند، اما این به تنهایی کافی نیست”.
کارشناسان معتقدند آنچه میتواند تغییر ایجاد کند، یک عملیات نظامی گسترده است که توانایی رژیم را در سرکوب اعتراضات با هدف قرار دادن سپاه پاسداران، شبهنظامیان بسیج یا سیستمهای فرماندهی و کنترل آن فلج کند – چالشی سهمگین در کشوری پهناور مانند ایران.

گزینههای اسرائیل محدود و پرهزینه است
در حال حاضر، تحلیلگران معتقدند که دستاوردهای احتمالی هرگونه مداخله اسرائیل بسیار بیشتر از خطرات آن است، دنی سیترینوویچ، کارشناس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، میگوید: “بیشتر گزینهها برای اسرائیل بد هستند”.
مهمترین خطر این است که هرگونه اقدام اسرائیل به روایت تهران مبنی بر اینکه اعتراضات توسط قدرتهای خارجی تحریک میشوند، اعتبار میبخشد.
بنابراین، به گفته سیترینوویچ، اسرائیل مراقب است که به عنوان یک ناظر بیرونی ظاهر شود، پس از آنکه یک وزیر نسبتاً ناشناخته اسرائیلی اظهار داشت که اسرائیل در حال حاضر مأمورانی در داخل ایران دارد، نتانیاهو دستور داد که تمام اظهارات رسانهای در این مورد متوقف شود.
اسرائیل همچنین از واکنش مستقیم در زمانی که نیروهایش در غزه، کرانه باختری، سوریه و لبنان مستقر هستند و همزمان پس از دو سال دفع حملات متعدد، در تلاش برای پر کردن ذخایر مهمات دفاعی خود هستند، میترسد.
کارشناسان هشدار میدهند که هرگونه مداخله اسرائیل میتواند ایران را به یک محاسبه اشتباه خطرناک، شاید حتی یک حمله پیشگیرانه علیه اسرائیل، سوق دهد که منجر به تشدید گستردهتر اوضاع میشود که سقوط رژیم را تضمین نمیکند.
نقش آمریکا.. یک فرصت یا یک تله؟
یک مقام ارشد آمریکایی روز پنجشنبه فاش کرد که نتانیاهو از رئیس جمهور دونالد ترامپ خواسته است هرگونه برنامهای برای حمله نظامی ایالات متحده به ایران را به تعویق بیندازد.
کارشناسان امنیت ملی اسرائیل از تواناییهای ارتش ایالات متحده قدردانی میکنند، اما هشدار میدهند که یک حمله محدود یا نمادین میتواند نتیجه معکوس داشته باشد، به خصوص اگر پس از آن مذاکرات جدیدی با ایران در مورد برنامه هستهای آن انجام شود.
سیما شاین معتقد است که چنین حملهای خیانت به معترضان ایرانی خواهد بود، معترضانی که ترامپ بارها آنها را تشویق کرده است، مگر اینکه شرایطی اعمال شود که به نفع آنها باشد، مانند بازگرداندن خدمات اینترنتی.
همچنین هشدار میدهد که هرگونه توافق جدید میتواند تحریمهای ایران را بدون محدود کردن زرادخانه موشکی آن لغو کند، همانطور که در توافق هستهای امضا شده توسط دولت اوباما اتفاق افتاد، که نتانیاهو به شدت با آن مخالف بود.
پسر شاه.. چهرهای جنجالی
رضا پهلوی، پسر شاه فقید ایران، خود را به عنوان جانشین بالقوه برای رهبری کشور معرفی کرده است، او در سال ۲۰۲۳ توسط نتانیاهو در اسرائیل پذیرفته شد و برخی از وزرای دولت اسرائیل او را به صورت آنلاین تبلیغ کردهاند.
با وجود تصاویر تظاهرکنندگانی که پرچم سلطنت را تکان میدهند و شعار زنده باد شاه سر میدهند، کارشناسان اسرائیلی در مورد توانایی پهلوی در جلب حمایت گسترده در داخل ایران تردید دارند و استدلال میکنند که او فاقد تجربه، پایگاه مردمی و کاریزما است.
سیترینوویچ هشدار میدهد که مرتبط کردن ایده تغییر رژیم با اسرائیل میتواند بخشی از جمعیت ایران را از خود بیگانه کند.