صد روز پس از اعتراضات خونین که منجر به کشته شدن هزاران تظاهرکننده در ۸ و ۹ ژانویه شد، ایران با وضعیت اقتصادی به سرعت رو به وخامتی روبرو است و برآوردها حاکی از آن است که میلیونها شغل ممکن است در نتیجه جنگ از دست برود، جنگی که بحران را تشدید کرده است.
اعتراضات در اواخر دسامبر در بازار بزرگ تهران آغاز شد و سپس در سراسر کشور گسترش یافت. این اعتراضات با سرکوب وحشیانهای روبرو شد که به عنوان خشونتآمیزترین در تاریخ مدرن ایران توصیف میشود و منجر به تلفات زیادی شد.
همچنین بخوانید: افزایش تلفات حمله به پل کرج.. ۱۳ کشته و ۹۵ زخمی
اقتصاد ایران در بحران عمیق
کمی پس از آن، درگیری نظامی با مشارکت ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد و بحران اقتصادی را عمیقتر کرد.
بخش خدمات در جریان اعتراضات به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و شرکتهای تبلیغاتی، مشاوره فناوری، خدمات دیجیتال و گردشگری با فشار بیشتری روبرو شدند که در بسیاری از موارد منجر به خسارات جبرانناپذیری شد.
علاوه بر این، قطعی مکرر اینترنت که از زمان شروع جنگ بیش از ۱۱۰۰ ساعت بوده است، اقتصاد دیجیتال را فلج کرده است، در زمانی که برآوردهای رسمی نشان میدهد بیش از ۱۰ میلیون ایرانی به اینترنت به عنوان منبع اصلی درآمد خود متکی هستند.
اخبار مهم: تشدید تنش.. حمله موشکی ایران و تهدید تازه آمریکا علیه زیرساختها

بر اساس گزارش مرکز حقوقی دبدان، اختلالات مداوم منجر به کاهش شدید درآمد یا از دست دادن شغل میلیونها نفر شده است.
همچنین خسارات قابل توجهی به زیرساختهای اقتصادی، به ویژه در بخشهای پتروشیمی و فولاد، که سنگ بنای اقتصاد ایران هستند، وارد شده است. این امر باعث اختلال در زنجیرههای تولید و عرضه و اخراجهای گسترده شده است.
صادرات به شدت کاهش یافته و بحران کمبود ارز خارجی را تشدید کرده است. برآوردهای دولتی، کل خسارات اقتصادی را تقریباً 270 میلیارد دلار، معادل 57 درصد از تولید ناخالص داخلی، تخمین میزند.
اقتصاد ایران وارد مرحلهای از رکود تورمی شده است که تورم سرسامآور، رشد کند و بیکاری رو به افزایش است. هشدارهایی وجود دارد مبنی بر اینکه حتی اگر درگیری به زودی پایان یابد، روند بهبود کند خواهد بود.
تحلیلگران همچنین در مورد احتمال وقوع ناآرامیهای اجتماعی مجدد در صورت عدم دستیابی به یک توافق سیاسی، به ویژه با توجه به ادامه مشکلات اقتصادی، هشدار دادهاند.
شهروندان در رسانههای اجتماعی، با اشاره به از دست دادن شغل، کاهش شدید درآمد و دشواری تأمین مایحتاج اولیه، نارضایتی خود را از وخامت اوضاع زندگیشان ابراز کردهاند.
در تحولی مرتبط، تورم به سطوح بیسابقهای رسیده است، از ۷۰ درصد قبل از شروع جنگ فراتر رفته و به سطوح بالاتری در قیمت مواد غذایی و دارو رسیده است که برخی از آنها از ۱۱۰ درصد فراتر رفته است.
با کاهش درآمد و افزایش شدید قیمتها، بسیاری از خانوادهها اکنون برای تأمین نیازهای اولیه خود به پسانداز، وام یا فروش داراییهای خود متکی هستند، در حالی که دولت با فشارهای مالی فزایندهای روبرو است که مانع از توانایی آن در ارائه حمایتهای اجتماعی میشود.