ایران اعلام کرده در استان فارس یک میدان گاز طبیعی تازه پیدا کرده است. ولی مشکل اصلی برای تهران، پیدا کردن گاز نیست، مهمترین چالش، جور کردن پول و تکنولوژی لازم برای استخراج و بهرهبرداری به صرفه از این منابع است.
وزیر نفت، محسن پاکنژاد، گفته میدان جدید بیشتر از ۷.۵ تریلیون فوت مکعب گاز دارد؛ از این مقدار تقریباً ۵.۷ تریلیون فوت قابل استخراج است. پاکنژاد این عدد را با تولید ۱۵ سال یک فاز از میدان گازی پارس جنوبی مقایسه کرد.
نوع گاز کشفشده “شیرین” است، یعنی گوگردش کم است و همین موضوع هزینههای فرآوری و بهرهبرداری را پایین میآورد.
این کشف تازه، صرفاً ذخایر سرشار ایران را بیشتر کرده. ایران تا پایان ۲۰۲۳ حدود ۱.۲ تریلیون فوت مکعب گاز اثبات شده داشت و بعد از روسیه دومین کشور دنیاست. تولید سالانهاش هم همان موقع نزدیک ۹.۴ تریلیون فوت مکعب بود.
بیشتر این گاز داخل ایران مصرف میشود و مقدار کمی از آن هم فقط به کشورهای همسایه از طریق خط لوله فروخته میشود.

کشف گاز جدید ایران
اعدادی که برای میدان جدید ذکر کردند، یک نکته مهم دارد: فقط وجود گاز زیر زمین کافی نیست تا بشود به راحتی گاز را به صورت تجاری بفروشند. برای این کار باید مخزن خوب عمل کند، زیرساخت لازم آماده باشد، هزینهها مدیریت شود و مهمتر از همه، سرمایهگذاری تأمین شود.
تحریمها دسترسی ایران به سرمایه خارجی، شرکتهای انرژی غربی و تکنولوژی روز را محدود کردهاند؛ همین هم باعث شده کمبود بودجه بزرگترین مشکل تهران باشد.
از طرف دیگر، ایران باید هزینه فزایندهای برای حفظ تولید فعلیاش، مخصوصاً پارس جنوبی به عنوان بزرگترین میدان گازی کشور، خرج کند.
در اسفند ۱۴۰۳، شرکت ملی نفت ایران قراردادهایی به ارزش حدود ۱۷ میلیارد دلار بست تا تأسیسات تقویت فشار بسازد و جلوی افت فشار مخزن را بگیرد تا تولید ثابت بماند.
وزیر نفت همچنین گفته اگر ایران قرار است اهداف تولید گازش را تا چهار سال آینده محقق کند، حدود ۱۹ میلیارد دلار در هر سال سرمایهگذاری لازم دارد.
در نتیجه، میدان گازی جدید باید در رقابت با پروژههای حیاتی دیگر که برای حفظ تولید فعلی ضروریاند، منابع مالی جذب کند.
شکاف فناوری
شرکتهای انرژی ایرانی، تحت فشار تحریمها که آنها را مجبور کرد کارهایی را خودشان انجام دهند، پیشرفتهای خوبی داشتهاند. ولی هنوز هم در بخشهایی نیاز به فناوری خارجی دارند و همه کارها با توان داخلی جلو نمیرود.
مثلاً پروژه تقویت فشار پارس جنوبی به ۵۶ کمپرسور توربوتوربین قوی نیاز دارد که باید در هفت مرکز پخش شوند.
انتظار میرود بیشتر تجهیزات داخل ایران ساخته شود، ولی بعضی قطعات هنوز وابسته به انتقال فناوری و همکاری بیرونی است.
ماجرای فاز یازدهم پارس جنوبی نمونه واضحی از این مشکل است. بعد از برگشتن تحریمهای آمریکا، توتال انرژیز و شرکت ملی نفت چین، پروژه را نیمهکاره رها کردند و ایران ناچار شد بدون تکنولوژی پیشرفته خارجی، پروژه را با شرکتهای داخلی ادامه بدهد.
ایرانیها پروژههای بزرگ گازی را تا حد خوبی پیش میبرند، ولی فقدان پول و نبود برخی تکنولوژیها باعث هزینه بیشتر و کندی کار میشود؛ خصوصاً حالا که باید به فکر نگهداری میادین فعلی و بهبود زیرساختها و افزایش تولید هم باشند.
آیا چین جای خالی را پر میکند؟
به نظر میآید چین محتملترین گزینه برای کمک به ایران در تأمین مالی و تکنولوژی باشد، اما این نقش محدود است.
پالایشگاههای مستقل چینی بزرگترین خریداران نفت ایران هستند، ولی خرید نفت با تخفیف از شبکههای دورزدن تحریم، با سرمایهگذاری میلیاردی و چندساله در یک پروژه گازی خیلی فرق دارد.
این را هم نباید فراموش کرد که خود چینیها بعد از تشدید تحریمها، از فاز یازدهم پارس جنوبی عقبنشینی کردند؛ یعنی آنها هم از ریسکها اطلاع دارند و مراقب پول و اعتبارشان هستند.
تازه، اقدامات جدید آمریکا که طرفهای چینی مرتبط با نفت ایران را هدف میگیرد، نگرانیها را بیشتر کرده است.
شرکتهای کوچکتر چینی شاید هنوز تجهیزات و خدمات به ایران بفروشند، اما به تنهایی نمیتوانند جای تخصص مالی، فنی و تجربه شرکتهای بزرگ بینالمللی را پر کنند.
در نهایت، میدان جدید کشفشده صرفاً منبع دیگری به ذخایر بزرگ ایران اضافه کرده و ماهیت شیرین گاز و وجود مایعات قابل توجه در آن میتواند جذابیت اقتصادی پروژه را بیشتر کند.
ولی به طور خلاصه، پارادوکس صنعت انرژی ایران همچنان سر جایش است: تهران حجم عظیمی نفت و گاز پیدا میکند، ولی آنقدر که باید پول و تکنولوژی برای تبدیل این ثروت به درآمد پایدار و صادراتی ندارد و همین فاصله مدام بیشتر میشود.