نزدیک به یک قرن از کشف نفت در جنوب ایران میگذرد، اما این کشور هنوز به شدت به این منبع طبیعی برای اداره دخل و خرج خود وابسته است.
اخبار جهان اعلام كرد كه این وابستگی، ریشه در تاریخ دارد و اقتصاد ایران را همچنان در چرخهای ناپایدار قرار داده است.
نفت و بودجه ایران
دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، زمانی که قیمت نفت جهش کرد، دولت ایران شروع به خرجهای کلان و اجرای پروژههای عظیم عمرانی کرد.
بعد از انقلاب، حتی جنگ و تحریم نتوانست این عادت را تغییر دهد؛ درآمد نفت همچنان صرف هزینههای روزمره و پرداختهای مستقیم شد، نه سرمایهگذاری برای فردا.
چرخهای پرخطر
اقتصاددانها این چرخه را نفرین منابع مینامند: وقتی نفت ارزان است، بحران پیش میآید و وقتی گران است، وسوسه خرج بیشتر وجود دارد.
بودجه ایران نه بر اساس تلاش مردم، بلکه بر اساس قیمت جهانی نفت شکل میگیرد؛ قیمتی که هیچ کنترلی بر آن نیست.
پیامدهای این وابستگی آشکار است: در سالهای ۲۰۱۴ و ۱۳۹۷، سقوط قیمت نفت و تحریمها باعث شد بودجه کشور به هم بریزد، تورم افزایش یابد و ارزش پول ملی به شدت کاهش پیدا کند هزینهها به جای توسعه، صرف جبران کسریها شد.
مالیات و پاسخگویی
وقتی دولت درآمد خود را از نفت تأمین میکند، انگیزهای برای اصلاح نظام مالیاتی یا بهبود شفافیت هزینهها وجود ندارد. دستان مردم در نظارت بر دولت کوتاه میشود و تصمیمها بر اساس منافع کوتاهمدت گرفته میشود، نه منافع جمعی.
در ایران، سهم مالیاتها فقط نصف بودجه عمومی است؛ در حالی که در کشورهای باثبات، این رقم نزدیک به ۹۰ درصد است.
صندوق توسعه ملی
صندوق توسعه ملی در ابتدا برای کاهش تأثیر نوسانات قیمت نفت بر بودجه کشور راهاندازی شد و هدف آن سرمایهگذاری بلندمدت و حمایت از ثبات اقتصادی بود.
اما در عمل، این صندوق اغلب به جای سرمایهگذاری پایدار، برای جبران کسریهای جاری دولت استفاده شده است و نقش آن در ایجاد پشتوانه مالی نسلهای آینده محدود مانده است.یکی از نتایج آشکار وابستگی به نفت، یارانههای انرژی است.
دولت طی دههها بخشی از درآمد نفت را صرف پایین نگه داشتن قیمت سوخت کرده و به این ترتیب، یارانهای پنهان به مصرفکنندگان داده است.