بحران اقتصادی رو به وخامت ایران در اواخر دسامبر، پس از سقوط تاریخی ارزش پول ملی به پایینترین حد خود، به نقطه بحرانی رسید و حتی تهیه اساسیترین کالاها را برای اکثر مردم غیرممکن کرد.
بازرگانان و مغازهداران از اولین کسانی بودند که در پایتخت، تهران، به خیابانها آمدند و خشم خود را از دولتی که به سوءمدیریت اقتصادی متهم میکردند، ابراز کردند.
اعتراضات اقتصادی در ايران
تا اوایل ژانویه، اعتراضات به یک قیام سراسری با حضور دانشجویان، کارگران و سایر اقشار جامعه تبدیل شده بود که نه تنها خواستار بهبود سطح زندگی، بلکه خواستار پایان دادن به رژیم مذهبی به رهبری آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، بودند.
این اعتراضات با سرکوب وحشیانه نیروهای امنیتی مواجه شد که منجر به کشته شدن صدها نفر و زخمی شدن هزاران نفر شد و بزرگترین چالش برای رژیم ایران از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۷۹ بود.

دلایل اعتراضات
ایران به شدت به واردات کالاهای اساسی مانند گندم، روغن پخت و پز و مواد اولیه دارویی متکی است. کاهش ارزش ریال، این واردات را گرانتر کرد و بازرگانان را به افزایش قیمتها واداشت که به نوبه خود بسیاری از کالاهای اساسی را به طرز سرسامآوری گران کرد.
خشکسالی پنج ساله، تولید داخلی را بیشتر کاهش داده و وابستگی به واردات پرهزینه را افزایش داده است.
ایرانیان همچنین با مشکلات گستردهای از جمله آلودگی مزمن، کمبود گاز و برق و سوء مدیریت منابع طبیعی روبرو هستند. دولت در ماه دسامبر قیمت سوخت را افزایش داد و بار بیشتری را بر دوش خانوارها و مشاغل گذاشت.

سقوط ریال و تأثیر تحریمها
ریال سالهاست که به دلیل تحریمهای غرب و فساد گسترده تحت فشار بوده است. ارزش آن در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۵ درصد در برابر دلار کاهش یافت، زیرا ایرانیان پسانداز خود را به ارز خارجی، طلا یا املاک و مستغلات تبدیل کردند.
رکود قیمت نفت بحران را تشدید کرده است. نفت خام برنت ۱۸ درصد کاهش یافت و به حدود ۶۰ دلار در هر بشکه رسید، در حالی که طبق گفته صندوق بینالمللی پول، ایران برای متعادل کردن بودجه خود به ۱۶۵ دلار نیاز دارد.
فقر و وخامت اقتصادی
علیرغم ذخایر عظیم نفتی ایران، تحریمها مانع از دسترسی اکثر خریداران خارجی به بازار میشود و منجر به کاهش سرمایهگذاری و فقدان فناوری مدرن میشود.
صنایع و زیرساختهای داخلی رو به وخامت گذاشتهاند، در حالی که کشاورزی از تکنیکهای ناکارآمد و کمبود مزمن آب رنج میبرد. نهادهای دولتی و نیمهدولتی بخش عمدهای از تولید و مصرف را با شفافیت کم کنترل میکنند.
صادرات نفت همچنان محرک اصلی اقتصاد است و بیشتر آن از طریق شبکههای تجاری غیرشفاف با قیمتی پایینتر از قیمتهای ارائه شده توسط تحریمها به پالایشگاههای چین ارسال میشود.
تحریمهای بینالمللی
برخی از تحریمهای بینالمللی تحت توافق هستهای ۲۰۱۵ کاهش یافتند، اما ایران قبل از اعمال مجدد تحریمهای فلجکننده توسط ایالات متحده پس از خروج ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸، سود کمی برد.
بحران پس از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل در ژوئن ۲۰۱۵ که تأسیسات هستهای ایران را نابود کرد، بدتر شد و اکثر تحریمهای بینالمللی در ماه سپتامبر دوباره برقرار شدند.
چه چیزی اعتراضات ۲۰۱۵ را متمایز میکند
این اعتراضات با موجهای قبلی متفاوت است زیرا صرفاً اقتصادی هستند و از فروپاشی مالی و وخامت استانداردهای زندگی ناشی میشوند و بخش وسیعی از ایرانیان را صرف نظر از گرایشهای سیاسیشان تحت تأثیر قرار دادهاند.
این امر باعث شده است که مقامات نتوانند واکنش را کنترل کنند و مواضع دولت متفاوت باشد.
مسعود پزشکیان، رئیس جمهور میانهرو، خواستههای معترضان را مشروع توصیف کرد و از نیروهای امنیتی خواست که معترضان مسالمتآمیز را هدف قرار ندهند، در حالی که خامنهای، رهبر معظم انقلاب، خواستار سر جای خود نشاندن آشوبگران شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اسرائیل و ایالات متحده را به خاطر دامن زدن به اعتراضات مقصر دانست، در حالی که دولت برای جلوگیری از جریان اطلاعات، اینترنت را قطع کرد.
آینده احتمالی
بیش از چهار دهه است که ایرانیان جنگها و محدودیتهای اجتماعی را تحمل کردهاند، میلیونها نفر به دلیل بیکاری و فقر مهاجرت کردهاند و این حس رو به رشد وجود دارد که رهبری قادر به بهبود زندگی آنها نیست.
رژیم در ژوئن ۲۰۱۵ از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل به زیرساختهای هستهای خود ضربه بزرگی خورد و رئیس جمهور ترامپ هشدار داد که در صورت سرکوب وحشیانه معترضان مسالمتآمیز، حملات بیشتری ممکن است رخ دهد.
تاکنون هیچ جنبش مخالف متحدی که بتواند رهبری ایران را به چالش بکشد، ظهور نکرده است و سرکوب وحشیانه، بخشی از شتاب اعتراضات را تضعیف کرده و کشور را در بحران عمیق اقتصادی و سیاسی قرار داده است.