حملات هوایی آمریکا و اسرائیل که از ۲۸ فوریه ایران را هدف قرار دادهاند، پس از هدف قرار گرفتن یک مدرسه در موج اول حملات، حداقل ۱۷۵ نفر، از جمله کودکان، را کشته است. گزارشهایی نیز منتشر شده است مبنی بر اینکه رهبر ایران در مراحل اولیه عملیات نظامی کشته شده است.
از آن زمان، این حملات گسترش یافته و مراکز شهری بزرگی مانند تهران، کرج و اصفهان را نیز در بر گرفته و بزرگراههای پایتخت را به صحنههای آشفتهای تبدیل کرده است، زیرا هزاران خانواده تلاش میکنند از خشونتهای فزاینده فرار کنند.
همچنین بخوانید: شعبههای تهران “لمیز” بهخاطر فنجان جنجالی تعطیل شدند

ایرانیان میان جنگ و گرانی
اما برای هزاران ایرانی، فرار دیگر یک گزینه نیست. بحران اقتصادی که سالهاست کشور را درگیر کرده، هزینه خروج را به طرز غیرقابل تحملی گران کرده است، در حالی که خود جادهها به مسیرهای خطرناک، پرترافیک و در معرض تهدید مداوم بمبگذاری تبدیل شدهاند.
در این زمینه، سوءاستفاده از بحران تشدید شده است، به طوری که رانندگان سفرهای طولانی و پردرآمد را ترجیح میدهند و از سفرهای کوتاه درون شهری خودداری میکنند. این در حالی است که تورم از ۵۰ درصد فراتر رفته است و برآوردها نشان میدهد که بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از جمعیت زیر خط فقر زندگی میکنند.
بازار خودرو نیز به شدت تحت تأثیر قرار گرفت، به طوری که قیمت یک مدل محبوب ماشین دست دوم از حدود ۱۵۰ میلیون تومان قبل از بحران به تقریباً ۴۰۰ میلیون تومان افزایش یافت، زیرا بسیاری از خانوادهها تصمیم گرفتند به عنوان جایگزین ارزانتری برای پرداخت کرایههای گزاف حمل و نقل، ماشین بخرند.
موضوعات مرتبط: توقف گاز ایران به ترکیه و تضعیف نقش انرژی تهران
جنگ برای تأمین
اگرچه حداقل دستمزد در ایران حدود ۱۰۴ میلیون ریال (تقریباً ۹۴ دلار) است، اما حتی قبل از جنگ نیز برای تأمین نیازهای اولیه کافی نبود و بسیاری از شهروندان را مجبور به انتخاب دشوار ماندن در زیر بمباران یا صرف تمام پسانداز خود در تلاشی بیهوده برای فرار کرد.
در تهران، هزینه تاکسی از مرکز شهر تا فرودگاه بینالمللی امام خمینی، که مسافتی حدود ۴۰ کیلومتر است، از حدود ۳۰۰۰۰۰ تومان به ۲ میلیون تومان یا بیشتر افزایش یافت. سفرهای طولانیتر، مانند سفر به اصفهان در جنوب، از ۲ میلیون تومان به حدود ۳۰ میلیون تومان افزایش یافت.
یک کارمند اداری در تهران گفت که سعی کرده برای انتقال خانوادهاش به شمال کشور، ماشین کرایه کند، اما راننده مبلغی معادل کل حقوق ماهانهاش را مطالبه کرده است.
به نظر نمیرسد حمل و نقل عمومی جایگزین مناسبی باشد، زیرا اتوبوسها به شدت شلوغ هستند، مسافران روی زمین نشستهاند و کرایهها سر به فلک کشیدهاند.
در نقاط تجمع کلیدی مانند میدانهای انقلاب و فلسطین، خانوادهها با وسایل خود در حال چانهزنی با رانندگانی هستند که به راحتی قیمتها را افزایش میدهند. برخی حتی برای عبور از ایستهای بازرسی یا منتظر ماندن در ترافیک، پول اضافی درخواست میکنند.
در این شرایط، هزاران ایرانی خود را در میان تهدید بمبگذاری از یک سو و هزینههای گزاف فرار از سوی دیگر گرفتار میبینند، صحنهای که نشان دهنده درهمتنیدگی بحرانهای نظامی و اقتصادی است و میزان رنج روزانهای را که غیرنظامیان متحمل میشوند، آشکار میکند.