تنگه هرمز به یکی از خطرناکترین ابزارهای چانهزنی در درگیری بین ایالات متحده و ایران تبدیل شده است، اما میتواند به روشنترین مسیر برای بازگشت تهران و واشنگتن به میز مذاکره نیز تبدیل شود.
گزارشها، از جمله گزارشی که روز جمعه در فایننشال تایمز منتشر شد، نشان میدهد که میانجیگران در تلاشند تا چارچوبی برای مذاکرات مجدد بین دو طرف ایجاد کنند.
در این زمینه، وزرای امور خارجه ایران و عمان پیش از این در مورد امکان ایجاد یک کریدور کشتیرانی موقت به عنوان گامی در جهت دستیابی به ترتیبات پایدارتر در مورد ناوبری در تنگه بحث کردهاند.

تنگه هرمز
چنین توافقی میتواند راه حلی آبرومندانه برای هر دو طرف فراهم کند، چیزی که پس از شش ماه درگیری به طور فزایندهای نادر شده است. تهران میتواند آن را به عنوان اذعان به نقش خود در تأمین امنیت تنگه ارائه دهد، در حالی که واشنگتن میتواند آن را به عنوان احیای آزادی ناوبری ببیند.
این امر پس از ماهها حملات نظامی، فشار اقتصادی و تلاشهای دیپلماتیک متناوب که تاکنون نتوانستهاند بنبست را بشکنند، رخ میدهد.
برعکس، محدودیتهای ایران بر کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، این گلوگاه حیاتی انرژی را به یکی از مهمترین ابزارهای چانهزنی تهران تبدیل کرده است.
راهی برای بازگشت به مذاکرات
وبسایت خبری ایرانی فرارو به نقل از آندریاس کریگ، متخصص امنیت خاورمیانه در کالج کینگ لندن، نوشت که دستیابی به توافق در مورد تنگه هرمز ممکن است واقعبینانهترین مسیر برای گذار از رویارویی مستقیم به مذاکرات گستردهتر باشد.
در حالی که یک توافق محدود در مورد ناوبری، اختلافات پیرامون برنامه هستهای، تحریمها یا امنیت منطقهای ایران را حل نمیکند، میتواند یک اقدام اعتمادساز باشد بدون اینکه هیچ یک از طرفین مجبور به اعلام عقبنشینی یا پذیرش شکست شوند.
گزینههای جایگزین که در رسانههای ایران مورد بحث قرار میگیرند، بسیار ناامیدکنندهتر به نظر میرسند.
یک سناریو شامل تشدید رویارویی اقتصادی موجود است.
واشنگتن به طور فزایندهای به استفاده از فشار شدید اقتصادی، از جمله تحریمهای ثانویه تحت سیاست «محرومیت اقتصادی»، همراه با محاصره دریایی و تهدید به حملات بیشتر، متوسل شده است.
استراتژی متقابل ایران این است که با محدود کردن ترافیک دریایی و تهدید زیرساختهای انرژی و مسیرهای تجاری در منطقه، این فشارها را برای دیگران پرهزینه کند و در نتیجه کشورهای خلیج فارس و سایر بازیگران بینالمللی را مجبور به تحمل برخی از پیامدهای اقتصادی کند.
با این حال، استراتژی ایالات متحده با محدودیت بزرگی در چین روبرو است. اعمال تحریمهای ثانویه بر مؤسسات مالی بزرگ چین میتواند خطرات اقتصادی و ژئوپلیتیکی بسیار بیشتری نسبت به هدف قرار دادن واسطههای کوچکتر داشته باشد.
بازگشت به گزینه نظامی
احتمال دیگر، تجدید رویارویی نظامی در مقیاس بزرگ است.
فروپاشی مسیر دیپلماتیک، شکست فشار اقتصادی یا حمله ایران که منجر به تلفات قابل توجه ایالات متحده شود، میتواند واشنگتن و اسرائیل را به حملات جدید و به دنبال آن واکنش ایران سوق دهد.
حملات اخیر در جنوب ایران نشان داد که رویارویی اقتصادی و دریایی چقدر سریع میتواند به یک میدان جنگ تمام عیار تبدیل شود.
تلفات غیرنظامیان، از جمله افراد در حمله به یک ساختمان مسکونی میزبان عروسی، هزینه تشدید تنش را بیشتر افزایش داده است و مسئولیت این حمله همچنان در دست بررسی است.
جنگ بیپایان
سناریوی شوم و شاید کماهمیتترین سناریو، ادامه جنگ بدون دستیابی به یک پیشرفت واقعی است، جایی که نه دیپلماسی و نه تشدید درگیری در حل این رویارویی موفق نمیشوند.
در این صورت، این درگیری میتواند به یک جنگ فرسایشی طولانی تبدیل شود که با حملات پراکنده، اختلال در ترافیک دریایی، عملیات سایبری، تحریمها و اقدامات اقتصادی پنهان، در کنار فشار مداوم در مورد برنامه هستهای ایران، همراه باشد.
این امر اهمیت تلاشهای دیپلماتیک محدود در اطراف تنگه هرمز را برجسته میکند.
این تنگه به یکی از قدرتمندترین ابزارهای اهرم فشار ایران تبدیل شده است و محدودیتهای ترافیک دریایی هزینههایی بسیار فراتر از هزینههای میدان نبرد را تحمیل کرده است. با این حال، همین اهرم اکنون میتواند زمینهساز توافقی باشد که هر دو طرف میتوانند آن را به عنوان یک مصالحه، نه تسلیم، ارائه دهند.
پس از شش ماه که جنگ، فشار اقتصادی و دیپلماسی نتوانستهاند بنبست را بشکنند، آبراهی که در قلب این رویارویی قرار دارد، ممکن است خود باریکترین مسیر خروج از آن باشد.