تشدید متناوب تنشهای نظامی بین ایالات متحده و ایران، چشمانداز سیاسی تهران را تغییر داده و به جناح محافظهکار تندرو فرصت جدیدی برای تشدید حملات خود به روند مذاکره با واشنگتن داده است، آن هم در زمانی که فشار بر دولت و اردوگاه طرفدار دیپلماسی در حال افزایش است.
مخالفان تفاهمنامه امضا شده بین تهران و واشنگتن استدلال میکنند که حملات نظامی اخیر ثابت میکند که این توافقنامه، حتی در شکل محدود خود، نتوانسته از رویارویی نظامی جلوگیری کند یا کمکهای اقتصادی وعده داده شده به مردم ایران را محقق سازد.
همچنین بخوانید: تهدید ترامپ به ایران و بسیج ۱۴ میلیون داوطلب برای دفاع
تشدید تنش ایران و آمریکا
در این زمینه، اکثریت اعضای مجلس خبرگان با لحنی غیرمعمول و سیاسی، بیانیهای صادر کردند و از مفاد کلیدی تفاهمنامه انتقاد کردند. آنها به بازگشایی تنگه هرمز برای کشتیرانی اعتراض کردند و اظهار داشتند که حقوق هستهای ایران نباید موضوع مذاکره باشد.
این بیانیه همچنین خواستار پاسخگویی مسئولان ترور علی خامنهای، رهبر سابق ایران، از جمله دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، شد و تا آنجا پیش رفت که هدف قرار دادن آنها را “وظیفه شرعی” برای کسانی که این فرصت را دارند، اعلام کرد.
این همزمان با تشدید تنشهای رسانهای به رهبری روزنامه تندرو کیهان بود که حسین شریعتمداری، سردبیر آن، درخواستهای خود برای اقدامات تلافیجویانه علیه ترامپ را از سر گرفت، اقدامی که نشان دهنده نفوذ فزاینده نیروهای مخالف هرگونه نزدیکی با ایالات متحده است.
موضوعات مهم: سپاه پاسداران ایران.. قدرت پایدار و مقاومت در برابر تهاجم آمریکا
در همین حال، تندروها انتقاد خود را از مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، و محمد باقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد، تشدید کردند و استدلال کردند که دیپلماسی در دستیابی به آتشبس پایدار شکست خورده و همچنین نتوانسته دستاوردهای اقتصادی ملموسی را به همراه داشته باشد.

تصمیم از سرگیری حمل و نقل تجاری
در هفتههای اخیر، رسانههای محافظهکار مانند کیهان و رجا نیوز، به همراه چهرههایی از جبهه پایداری، کمپین خود علیه این توافق را تشدید کردهاند و این یادداشت تفاهم را «تسلیم دیپلماتیک در برابر فشار غرب» توصیف کردهاند و ادعا کردهاند که ایران بدون تضمین لغو جامع تحریمها، امتیازاتی داده است.
تندروها همچنین بر تصمیم از سرگیری حمل و نقل تجاری از طریق تنگه هرمز تمرکز کردند و استدلال کردند که ایران بدون دریافت امتیازات کافی از ایالات متحده، یکی از مهمترین ابزارهای چانهزنی استراتژیک خود را از دست داده است.
در مقابل، محافظهکاران عملگرا و رسانههای وابسته به دولت، از جمله روزنامه خراسان، خود را در حال دفاع از این توافق یافتند و آن را به عنوان یک آتشبس تاکتیکی اتخاذ شده توسط رژیم به جای یک توافق نهایی توصیف کردند. این نشان میدهد که تندروها اکنون لحن بحثهای سیاسی داخلی را دیکته میکنند.
در حالی که تشدید نظامی اساساً موازنه قدرت در داخل رژیم ایران را تغییر نداد، اما لفاظیهایی را که مذاکرات را رد میکردند، تقویت کرد و ادامه فشار اقتصادی و نظامی را به بیفایده بودن گفتگو با واشنگتن مرتبط دانست.
ناظران معتقدند که آینده این موازنه به توانایی حفظ آتشبس و موفقیت مذاکرات در دستیابی به نتایج ملموس، چه از طریق کاهش تحریمها و چه از طریق بهبود اقتصادی، بستگی دارد.
برای دولت ایران، چالش محدود به مدیریت روابط با ایالات متحده نیست، بلکه به متقاعد کردن نخبگان سیاسی و مذهبی مبنی بر اینکه دیپلماسی هنوز میتواند امنیت کشور را تقویت کرده و وضعیت اقتصادی آن را بهبود بخشد، گسترش مییابد.
اگر این رویکرد شکست بخورد، فضای مانور دیپلماتها، به ویژه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، ممکن است کاهش یابد، در حالی که نفوذ جناحی که از رویکردی سختگیرانهتر در قبال واشنگتن حمایت میکند، افزایش مییابد.