وقتی جنگ با ایران تمام شود، رژیم با مشکلات جدی روبرو میشود. اقتصاد هم از هم میپاشد، تورم بالا میزد، هزینههای بازسازی سر به فلک میکشد و رکود هم ادامه پیدا میکند. این وضعیت دست رژیم را در تامین پول لازم برای نهادهایی که قدرتش به آنها بسته است، خیلی تنگ میکند.
برخی کارشناسان میگویند بزرگترین خطر اقتصادی برای رژیم ایران درست بعد از جنگ خودش را نشان میدهد، نه وسط آن. یعنی موقعی که دولت میماند با ورشکستگی و بحرانهای انباشته و باید همه چیز را جمعوجور کند.
میعاد ملکی، مقام سابق وزارت خزانهداری آمریکا که سالها روی تحریمها کار کرده، میگوید پایان درگیری رژیم ایران را مستقیم با عواقب اقتصادی جنگ روبرو میکند.
او توضیح میدهد که سالها تورم، کاهش ارزش پول و مدیریت غلط کار را به جایی رسانده که قدرت خرید مردم هر روز کمتر میشود.
مالکی میگوید مشکل فقط حقوق دادن به کارمندان نیست، بلکه اینکه این حقوقها چقدر نیازهای اساسیشان را پوشش میدهد هم مهم است. شاید هنوز دستمزدها پرداخت شود، ولی دیگر پولشان برای مخارج روزمره مردم کافی نیست.
اخبار مهم: عراقچی: مذاکره با آمریکا منتفی است؛ تنشها نفت جهان را تحت تأثیر قرار داد

اقتصاد ایران پس از جنگ
آمار رسمی ایران فشار اقتصادی را کاملاً نشان میدهد. فقط توی یک سال، قیمت خوراکی و نوشیدنی غیرالکلی تقریباً ۱۳۴ درصد گرانتر شده، روغن و چربی ۲۷۸ درصد بالا رفته، گوشت هم حدود ۱۷۲ درصد بیشتر شده است.
این گرانیها فقط خانوادههای معمولی را اذیت نمیکند. راجر مکمیلان، متخصص دفاع و امنیت، باور دارد تورم حتی به بسیجیها و نیروهای پایینرتبه سپاه و خانوادههایشان فشار میآورد.
او میگوید پرسش اصلی این نیست که حملات نظامی چقدر خسارت میزند، بلکه اینکه اگر پول رژیم کم شود، چه اتفاقی میافتد.
موضوعات مرتبط: مجتبی خامنهای رهبر جدید ایران.. انتقال قدرت تاریخی در خانواده
آیا رژیم توان تحمل فشار روی حقوقها را دارد؟
مدتهاست بحثها بیشتر روی قدرت نظامی ایران میچرخد؛ مثل ذخایر موشکی، تولید پهپاد و بازسازی زرادخانه.
ولی مکمیلان فکر میکند این تمرکز، مهمترین نکته را جا میاندازد: اینکه آیا رژیم میتواند فشار مالی را تحمل کند؟ بهویژه وقتی پای حقوق نیروها و بودجهی نهادهای امنیتی و نظامی وسط باشد.
نظر او این است که فشار اقتصادی به تنهایی رژیم را ساقط نمیکند، اما میتواند شبکه مالیای که قدرتش به آن وابسته است، مثل پرداخت حقوق و فعالیتهای اقتصادی نهادهای نظامی، را هدف بگیرد.
بنیادها: شبکه اقتصادی پشت رژیم
اینجا بنیادها مهم میشوند. اینها شبکههای نیمهرسمی هستند که بعد انقلاب اسلامی شکل گرفتند و حالا در بانکداری، ساختوساز، صنعت، کشاورزی و انرژی نقش دارند.
آنها امتیازهای گسترده دارند و نظارت دولتی رویشان محدود است. بعضی از بزرگترین این بنیادها مستقیماً با رهبر ایران یا نهادهای مرتبطش کار میکنند.
مکمیلان میگوید این شبکهها فقط به خاطر درآمدش مهم نیستند، بلکه چون توانایی دارند بهرغم تورم و کاهش دستمزدها همچنان نهادهای امنیتی را حمایت کنند؛ مخصوصاً وقتی دولت باید هزینههای عظیم بازسازی بعد جنگ را تامین کند.
صلح، یک آزمون اقتصادی جدی برای رژیم
پایان جنگ شاید بعضی فشارها را کم کند، مثلا اگر اوضاع تجارت بهتر شود یا بعضی تحریمها رفع گردد، ولی مالکی میگوید صلح رژیم را مجبور میکند هم با بار بازسازی کنار بیاید، هم بحرانهای اقتصادی که روی هم جمع شده بود، حل کند.
در عمل، دوره پس از جنگ واقعاً آزمون است برای اینکه رژیم چطور نهادهای امنیتی و اقتصادی خودش را وسط تورم، کاهش قدرت خرید و مخارج بازسازی نگه میدارد.
کارشناسان میگویند اگر میخواهید سازگاری رژیم ایران را ارزیابی کنید، نباید فقط سراغ توان نظامی بروید. مهم است ببینید میتواند جریان بودجه را حفظ کند، نهادهایی را که برای اداره کشور بهشان تکیه دارد تامین مالی کند و دستگاه امنیتیاش را سرپا نگه دارد یا نه.