غیبت مداوم رهبر ایران، مجتبی خامنهای، از چشم مردم، فضای قدرت عجیبی در تهران ساخته. حالا تصمیمها با پیامهای کتبیای اتخاذ و توجیه میشوند که میگویند به او نسبت دارند. در واقع مسئولیت، بین چندتا مرکز قدرت درون نهادهای مختلف پخش شده.
از وقتی خامنهای خودش را از مرکز توجه کنار کشیده و بیانیه روشنی نداده، هر کدام از چهرهها و نهادها برداشت خودشان را از مواضع و نیتهایش مطرح میکنند. آنهایی هم که در حوزه نظامی و قدرت نفوذ بیشتری دارند معمولاً دست بازتری دارند و نظر خودشان را تبدیل به سیاست رسمی میکنند.
از اول رهبری، خامنهای حتی توی مراسمهای خیلی مهمی مثل تشییع جنازه همسر یا مراسم بزرگ پدرش دیده نشده. این غیبت باعث شده هر روز شایعه یا روایت جدیدی از سلامتیاش شنیده شود؛ از اینکه کاملاً سالم است تا خبرهایی درباره مصدومیت یا حتی از دست دادن عضوی از بدن. مقامات و رسانههای دولتی هم، نبود عکس یا فیلم او را با دلایل امنیتی توجیه میکنند.
موضوعات مرتبط: مجتبی خامنهای رهبر جدید ایران.. انتقال قدرت تاریخی در خانواده
غیبت مجتبی خامنهای
اما جدا از همه این توجیهات، مردم ایران هیچ راه دقیقی ندارند تا واقعاً شخصیت، تواناییها یا حتی طرز فکر رهبر جدید را بشناسند. فقط بیانیههای کتبی و تفسیرهایی که مهرهها از طرف او ارائه میدهند سرنخ میدهد که الان واقعاً به چه چیزی فکر میکند.
بارزترین نمونه این معما، نامهای بود که اخیراً به خامنهای نسبت دادند درباره مذاکرات با آمریکا. او به رئیس جمهور پزشکیان اجازه داد که مذاکرات را هدایت کند و امضای توافقنامه را تایید کرد؛ اما در همان متن نوشت که «اصولاً» نظر متفاوتی دارد.
همین یک جمله بحثهای سیاسی را شعلهور کرد. معاون فرمانده سپاه گفت این برداشت که رهبر با اصل مذاکره مخالف است کاملاً اشتباه است. از طرف دیگر، یک مشاور نظامی نزدیک به خامنهای گفت منظورش این بوده که مسیری که رهبری میخواهد با مسیر شورای عالی امنیت ملی فرق دارد و ارجحیت با راه آقاست.
اخبار مهم: عراقچی: مذاکره با آمریکا منتفی است؛ تنشها نفت جهان را تحت تأثیر قرار داد
در نتیجه، همین پیام میتواند هم نشانه حمایت از دیپلماسی تعبیر شود و هم نشانه تردید نسبت به آن. هرکسی که خودش را به خامنهای نزدیک میداند، به اسم او موضع میگیرد و میگوید این تفسیر درسته.
همین اوضاع، به گرفتن ژست رهبرِ زمان جنگ هم کمک کرده. ابراهیم جباری (مشاور فرمانده سپاه) مثلاً از رهبری و دانش نظامی خامنهای حرف میزند و میگوید جلسات تخصصی با نیروهای مسلح میگذارد. طرفدارانش هم شعار دادهاند «خامنهای جوان برگشته» و انتقال رهبری را تصویر تازهای از جنگ و بازسازی رهبر میدانند.
اینجا، نهادهای نظامی و امنیتی حتی فقط اجراکننده اوامر رهبر هم نیستند؛ بلکه خودشان هم درباره شخصیت، قدرت و نیت آقا روایت میسازند و به مردم عرضه میکنند. حتی سیاستمداران خارجی هم به این وضعیت دامن زدهاند. مثلاً نتانیاهو علناً گفته خامنهای زنده است و ترامپ هم او را کاملاً درگیر مذاکرات بین تهران و واشنگتن میداند و احتمال ملاقات را هم مطرح کرده.
پس خامنهای هنوز در چشم بخشی از مسئولان ایرانی فرمانده نظام و تصمیمگیرنده اصلی است و دشمنان ایران هم –چه این طرف و چه آن طرف میز مذاکره– او را مرکز تصمیمها میبینند. این تصویر، با وجود اینکه مدتهاست خودش را نشان نمیدهد، همچنان پررنگ است.

چه کسی واقعاً تصمیم میگیرد؟
مساله غیبت او وقتی حساستر میشود که ایران بین ادامه تنش یا قدم به سمت دیپلماسی مردد مانده. به نظر میرسد رهبری مذاکره و توافق را تأیید کرده، اما آب را هم چندبار گلآلود کرده: مثلاً پیامهایش گاهی مستقیم تهدید به انتقام هم دارد. پس مقامات مختلف با روایات متفاوت میتوانند بگویند کار ما منطبق با دستور رهبر است.
نهادهای نظامی و امنیتی نه فقط در قدرت دولت و رسانه، بلکه در چیدن راهبرد جنگی و بحران آماده عملاند. حالا که حرفهای خامنهای اینقدر مبهم است، این مجموعهها به مراتب از بقیه دست بالاتر دارند در اینکه تفسیر خودشان را تبدیل به سیاست رسمی کنند.
مثلاً مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، علناً از بقیه طلب میکند که پشت رهنمودهای رهبر بایستند، حتی وقتی بارِ بخش مهم جنگ روی دوشش خودشان است. اما با این همه هنوز هیچکس دقیق نمیداند خامنهای چه میخواهد.
نتیجه این است که امروز سیاست در ایران بر پایه پیامهای مکتوب، تفسیرهای ضد و نقیض، و استناد پیدرپی به اقتدار رهبر ردیف شده. موفقیتها به اسم او ثبت میشود، اما بار پیامدها و تصمیمات پرهزینه روی دوش شبکه گستردهای از شخصیتها و نهادها میافتد.
هربار که مجتبی خامنهای از چشم مردم دور میماند، مردم بیشتر به میانجیها و مقامات واسطه برای فهمیدن نظرش متکی میشوند. و حالا که تهران گیر بین جنگ و دیپلماسی افتاده، دیگر سوالِ ساده این نیست که «رهبر ایران چه میخواهد؟» باید پرسید: «چه کسی میتواند بگوید که او واقعاً چه میخواهد؟»