طی دو ماه گذشته، خطرات ناشی از درگیریها در ایران بالا رفتهاند. مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی میگوید این اختلافات یکی از بزرگترین تهدیدها برای امنیت انرژی جهان هستند و فقط کافی است نگاهی به بیثباتی بازار و وقفههای عرضه بیندازید.
با شکست مذاکرات و محدودتر شدن عبور کشتیها از تنگه هرمز، بازار انرژی وارد یک فاز جدید از بیثباتی شده. حالا دوباره این سوال بالا گرفته: سیستم جهانی مبتنی بر سوخت فسیلی تا چه اندازه میتواند خودش را مقابل شوکهای ژئوپلیتیکی حفظ کند؟
وابستگی کشورها به هم، ضعف زیرساخت انرژی را عیان کرده است
همچنین بخوانید: تکذیب امارات درباره تغییر اقامت ایرانیان و رد لغو ویزا

انرژی پاک و بحرانها
معلوم است که بحران انرژی موضوعی نیست که فقط تولیدکنندهها با آن درگیر باشند. زنجیره تولید، تجارت و تأمین انرژی آنقدری به هم وصل است که اختلال یک نقطه، کل اقتصاد دنیا را تحت تأثیر قرار میدهد.
نزدیک به ۳۰ درصد از صادرات جهانی کود شیمیایی باید از تنگه هرمز عبور کند؛ یعنی اگر انرژی در این مسیر دچار مشکل شود، قیمت مواد غذایی در جهان بالا میرود. نمونهاش رو در چند کشور شرق آفریقا میبینیم که حتی با وجود وابستگی محدود به نفت، باز هم آسیب دیدند.
ژاپن، با وجود ذخایر استراتژیکش، تحت فشار مشکلات ارزی و افت بازار قرار گرفت؛ آمریکا هم که تولیدکننده بزرگ است، نتوانست جلوی افزایش قیمت انرژی را بگیرد و اثرش را توی فشارهای اقتصادی داخلی دید.
نگاه تازه به انرژی پاک، این بار برای تقویت اقتصاد
توی این شرایط، سرمایهگذاری روی انرژی پاک فقط یک تصمیم زیستمحیطی نیست. حالا بخش بزرگی از سیاستمدارها و اقتصاددانها انرژی پاک را راهی برای بالا بردن تابآوری اقتصادی در برابر شوکها میدانند.
هند نمونه خوبی است. وقتی منابع غیر فسیلیاش را توسعه داد، موفق شد تا حدی از شوک جهش قیمت نفت خودش را نجات بدهد – البته اینطور هم نبود که اقتصادش کاملاً ایمن باشد، اما آسیبپذیریش کمتر شد.
دگرگونی ارزیابی ریسک جهانی
بحرانهای ژئوپلیتیکی باعث میشوند بازارها ناگهان ارزش ریسک را بالا ببرند. دیگر این شوکها را اتفاق موقت نمیبینند، بلکه به چشم تغییر پایدار و جدی در ساختار اقتصاد جهانی نگاه میکنند.
این نگرانی به بازارهای بیمه، زنجیرههای تأمین و سرمایهها هم سرایت کرده. قیمتها بالاتر میرود، پوششها کمتر میشود؛ یعنی خطرهای مربوط به انرژی و زیرساختها وسیعتر گسترش پیدا میکنند.
کارشناسان هشدار میدهند که انتقال این ریسکها از دوش شرکتهای بیمه به معنای حذف آنها نیست، فقط بار مسئولیت بین دولتها، شرکتها و شهروندان تقسیم میشود و عملاً هزینه مالی در کل سیستم بالا میرود.
حرکت به سمت یک سیستم انرژی مقاومتر
همه این اتفاقها حالا دیگر نشان میدهد که کاهش وابستگی به سوخت فسیلی فقط یک هدف زیستمحیطی نیست. یک ضرورت استراتژیک است؛ باید شدت و دامنه شوکهای انرژی را کمتر کنیم.
با وجود اینکه همچنان نقاط بحرانی و مناقشات در مناطق تولید انرژی خطرناک است، دنیا کمکم دارد به سمت دگرگونی سیستم انرژی میرود. جایی که دیگر انتظار ثبات، منطقی به نظر نمیرسد و برعکس، ثبات تبدیل به یک استثنا میشود – چیزی که باید از آن محافظت کرد.
حالا وقتی از انرژی پاک حرف میزنیم، بحث فقط درباره کاهش انتشار کربن یا ارزانتر شدن انرژی در بلندمدت نیست. امروزه ماجرا فرق کرده؛ حالا همه چشمها روی مدیریت ریسکهای آنی است – مخصوصاً توی دنیایی که تحولات ژئوپلیتیکی سرعت گرفته و بازارهای انرژی بیشتر از هر زمانی تحت فشارند.
طی دو ماه گذشته، خطرات ناشی از درگیریها در ایران بالا رفتهاند. مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی میگوید این اختلافات یکی از بزرگترین تهدیدها برای امنیت انرژی جهان هستند و فقط کافی است نگاهی به بیثباتی بازار و وقفههای عرضه بیندازید.
با شکست مذاکرات و محدودتر شدن عبور کشتیها از تنگه هرمز، بازار انرژی وارد یک فاز جدید از بیثباتی شده. حالا دوباره این سوال بالا گرفته: سیستم جهانی مبتنی بر سوخت فسیلی تا چه اندازه میتواند خودش را مقابل شوکهای ژئوپلیتیکی حفظ کند؟
وابستگی کشورها به هم، ضعف زیرساخت انرژی را عیان کرده است
معلوم است که بحران انرژی موضوعی نیست که فقط تولیدکنندهها با آن درگیر باشند. زنجیره تولید، تجارت و تأمین انرژی آنقدری به هم وصل است که اختلال یک نقطه، کل اقتصاد دنیا را تحت تأثیر قرار میدهد.
نزدیک به ۳۰ درصد از صادرات جهانی کود شیمیایی باید از تنگه هرمز عبور کند؛ یعنی اگر انرژی در این مسیر دچار مشکل شود، قیمت مواد غذایی در جهان بالا میرود. نمونهاش رو در چند کشور شرق آفریقا میبینیم که حتی با وجود وابستگی محدود به نفت، باز هم آسیب دیدند.
ژاپن، با وجود ذخایر استراتژیکش، تحت فشار مشکلات ارزی و افت بازار قرار گرفت؛ آمریکا هم که تولیدکننده بزرگ است، نتوانست جلوی افزایش قیمت انرژی را بگیرد و اثرش را توی فشارهای اقتصادی داخلی دید.
نگاه تازه به انرژی پاک، این بار برای تقویت اقتصاد
توی این شرایط، سرمایهگذاری روی انرژی پاک فقط یک تصمیم زیستمحیطی نیست. حالا بخش بزرگی از سیاستمدارها و اقتصاددانها انرژی پاک را راهی برای بالا بردن تابآوری اقتصادی در برابر شوکها میدانند.
هند نمونه خوبی است. وقتی منابع غیر فسیلیاش را توسعه داد، موفق شد تا حدی از شوک جهش قیمت نفت خودش را نجات بدهد – البته اینطور هم نبود که اقتصادش کاملاً ایمن باشد، اما آسیبپذیریش کمتر شد.
دگرگونی ارزیابی ریسک جهانی
بحرانهای ژئوپلیتیکی باعث میشوند بازارها ناگهان ارزش ریسک را بالا ببرند. دیگر این شوکها را اتفاق موقت نمیبینند، بلکه به چشم تغییر پایدار و جدی در ساختار اقتصاد جهانی نگاه میکنند.
این نگرانی به بازارهای بیمه، زنجیرههای تأمین و سرمایهها هم سرایت کرده. قیمتها بالاتر میرود، پوششها کمتر میشود؛ یعنی خطرهای مربوط به انرژی و زیرساختها وسیعتر گسترش پیدا میکنند.
کارشناسان هشدار میدهند که انتقال این ریسکها از دوش شرکتهای بیمه به معنای حذف آنها نیست، فقط بار مسئولیت بین دولتها، شرکتها و شهروندان تقسیم میشود و عملاً هزینه مالی در کل سیستم بالا میرود.
حرکت به سمت یک سیستم انرژی مقاومتر
همه این اتفاقها حالا دیگر نشان میدهد که کاهش وابستگی به سوخت فسیلی فقط یک هدف زیستمحیطی نیست. یک ضرورت استراتژیک است؛ باید شدت و دامنه شوکهای انرژی را کمتر کنیم.
با وجود اینکه همچنان نقاط بحرانی و مناقشات در مناطق تولید انرژی خطرناک است، دنیا کمکم دارد به سمت دگرگونی سیستم انرژی میرود. جایی که دیگر انتظار ثبات، منطقی به نظر نمیرسد و برعکس، ثبات تبدیل به یک استثنا میشود – چیزی که باید از آن محافظت کرد.